هارولد بلوم، منتقد ادبی برجستهی آمریکایی، در کتاب سیلویا پلات، اشعار این شاعر پرآوازهی قرن بیستم را مورد نقد و بررسی قرار داده است. در این کتاب، هم نگاه انتقادی به آثار پلات دیده میشود و هم تحسین و توجه به جایگاه ادبی او. نویسنده تلاش کرده با نگاهی تحلیلی، مخاطب را از زوایای مختلف با اشعار و جهان شاعرانهی سیلویا پلات آشنا کند.
دربارهی کتاب سیلویا پلات
سیلویا پلات (Sylvia Plath) شاعری با استعداد خیرهکننده بود که در طول زندگی کوتاه خود، حجم قابل توجهی شعر نوشت و صدایی متمایز در شعر معاصر آمریکا در قرن بیستم پیدا کرد؛ مسیری که خیلی زود به انتها رسید و در نهایت به خودکشی سیلویا پلات در سیسالگی انجامید.
هارولد بلوم (Harold Bloom)، منتقد آمریکایی، در کتاب سیلویا پلات (Sylvia Plath)، تلاش میکند تصویری چندلایه از یکی از تأثیرگذارترین شاعران زن قرن بیستم ارائه دهد. تمرکز این کتاب صرفاً بر زندگی تراژیک شاعر نیست، بلکه تلاش میشود شعرها مستقل از زندگی شخصی او بررسی شوند.
قرن بیستم، دورهی شکوفایی شاعران زن در ادبیات جهان بود و سیلویا پلات یکی از برجستهترین چهرههای این جریان به شمار میآید. بسیاری او را همردهی مایا آنجلو میدانند؛ شاعری که اگرچه از نظر مضمون تفاوتهای بنیادینی با پلات دارد، اما هر دو برای مخاطب مینویسند. در کتاب سیلویا پلات تاکید شده است که اشعار او همانند شعرهای مایا آنجلو، صرفاً برای مخاطبان حرفهای شعر نیست و حتی کسانی که معمولاً شعر نمیخوانند نیز میتوانند با جهان آنها ارتباط برقرار کنند.
در کتاب سیلویا پلات، بلوم به دیدگاههای مختلف دربارهی ارزش ادبی شعر پلات اشاره میکند. برخی منتقدان، شعر او را بیش از حد احساساتی و شخصی دانستهاند، در حالی که گروهی دیگر، پلات را به دلیل نقش مؤثرش در شکلگیری جریانهای مهم شعر زنان ستایش کردهاند. از نگاه هارولد بلوم، بسیاری از شعرهایی که در ظاهر تنها به رابطهی شخصی شاعر با پدرش میپردازند، در لایههای عمیقتر، حامل معناهایی گستردهتر دربارهی هویت، قدرت و جایگاه زن هستند.
شیوهی تحلیل اشعار از نگاه هارولد بلوم
پلات اشعارش را در سه دورهی مختلف سرود: دورهی نخست، به آثار نوجوانی پلات اختصاص دارد؛ شعرهایی که هنوز در جستوجوی صدا و زبان شخصیاند. دورهی دوم، بین سالهای 1956 تا 1960 شکل میگیرد و نقطهی عطف کارنامهی او محسوب میشود؛ دورهای که سیلویا پلات توانست سبک خاص خود را پیدا کند. از سپتامبر 1960 به بعد، دورهی سوم شعر او آغاز میشود؛ دورهای که زبان شاعر صریحتر میشود.

در کتاب سیلویا پلات، هر بخش به بررسی مضمونها و الگوهای زبانی شعرها میپردازد. مرگ، تنهایی و مبارزهی جنسیتی از مهمترین مضامینی هستند که در شعر پلات تکرار میشوند و هارولد بلوم با نگاهی تحلیلی نشان میدهد این مفاهیم چگونه در زبان و تصویرسازیهای شاعرانه شکل میگیرند. توجه به نگاه فمینیستی پلات، بخش مهمی از این تحلیلها را تشکیل میدهد.
این کتاب در کنار تحلیل آثار، گوشهچشمی نیز به زندگی شخصی سیلویا پلات و مسیر پیشرفت ادبی او دارد. با این حال، تمرکز اصلی همچنان بر واکاوی زبان شعری باقی میماند. برخی از مقالات و نقدهای موجود در کتاب سیلویا پلات تخصصی و آکادمیکاند و بیشتر برای دانشجویان دورههای پیشرفتهی ادبیات و مخاطبان جدی شعر مناسب هستند.
نویسنده در این اثر، که در امتداد دیگر کتابهای هارولد بلوم دربارهی شاعران بزرگ قرار میگیرد، تلاش کرده پلی میان خوانندهی عمومی و دانشگاهی بزند. کتاب سیلویا پلات نهتنها به درک بهتر شعرهای این شاعر کمک میکند، بلکه نشان میدهد چرا سیلویا همچنان یکی از ماندگارترین صداهای شعر قرن بیستم است. این کتاب با ترجمهی مریم میرزایی و در انتشارات مروارید به چاپ رسیده است.
نکوداشتهای کتاب سیلویا پلات
- این کتاب به دانشجویان و خوانندگان جدی ادبیات فرصت میدهد تا با شیوههای تحلیلی جدی و دانشگاهی مواجه شوند. (آمازون)
- مقالههای این کتاب، که همگی بازنشر پژوهشهای معتبر هستند، مشارکتهایی ارزشمند در مطالعات سیلویا پلات به شمار میآیند. (LibraryThing)
کتاب سیلویا پلات برای شما مناسب است اگر
- دانشجو یا پژوهشگر حوزهی ادبیات به ویژهی ادبیات قرن بیستم آمریکا هستید.
- به دنبال درک عمیقتر از اشعار سیلویا پلات هستید.
- به نقد ادبی علاقهمندید و میخواهید با دیدگاه منتقدان برجسته، بهویژه هارولد بلوم، دربارهی آثار پلات آشنا شوید.
- میخواهید کتابی مرجع در اختیار داشته باشید که فشردهای از زندگی، شعر و نقد اشعار سیلویا پلات را در کنار هم ارائه دهد.
در بخشی از کتاب سیلویا پلات میخوانیم
یک روش برای توجه و ارزش قائل شدن برای پیشرفت سبک آریل ردیابی بعضی از تکرارها در مورد یک موضوع است - پدرش. پدری که در معروفترین شعر کتاب به نام «بابا» خطاب شده است. رمان حباب شیشه نثری ساده دارد. راوی آن استر گرینوود است که تا نُه سالگی تا قبل از مرگ پدرش حقیقتاً خوشحال است. پدرش از دهکدۀ جنون و افسردگی آمده و از اهالی قلب سیاه پروس بود و استر که بیماری روانی در آستانۀ خودکشی است. او حسرت بزرگی دارد و میخواهد تمام سالهای غفلت از پدرش را جبران کند و شروع به مراقبت از قبر او میکند. این فقط حس سادۀ از دست دادن است، حس ناگوار فاصلۀ بین مرده و زنده، که بروز میکند:
دسته گل آزالیای باران خوردهای را که از بوتۀ ورودی قبرستان چیده بودم در پای سنگ گذاشتم. بعد پاهایم خم شدند و روی علفهای خیس نشستم. نمیدانستم چرا آنقدر گریه میکردم.
سپس به یاد آوردم که من هیچگاه برای مرگ پدرم گریه نکرده بودم.
مادرم هم گریه نکرده بود. او فقط لبخندی زد و گفت خدایش بیامرزد چون اگر بیشتر زنده میماند فلج و زمینگیر میشد، نمیتوانست این را تحمل کند، او ترجیح میداد بمیرد تا اینطور شود.
صورتم را روی صورت مرمر صاف گذاشتم و هقهقم را به شُرشُر باران سرد پیوند زدم.
بلافاصله پس از این صحنه استر از گورستان باز میگردد، قرصها را میبلعد، در کنج زیرزمین پنهان میشود و در انتظار مرگ دراز میکشد: سکوت از بین رفت و سنگریزهها، صدفها و تمام آشغالهای زندگیام را جدا کرد. و بعد در قاب نگاهم، خودش را جمع کرد و من با موجی فروبرنده به خواب رفتم.
دیدگاه نشان میدهد که احساس در اینجا در عقب جا میماند و توصیف ناپذیر است و از روی احتیاط گفته میشود که پلات در سراسر رمان تاثیرات فزایندۀ سرگردانی و بطالت را به تصویر میکشد. اما تصاویر سنگ و دریا، خواب و فرار، شکار و ترس، که شرح حالش را بیان میکنند مهم هستند.
برای تماشای این افسانه، این تصاویر، در اشعاری خلاصه میشوند که اولا پلات را کشف میکنند، استعارۀ او را به دقت شعر پالوده میکنند و در آن عمیق میشوند. در «غولدیسه» دختر درمانده و خودسرانه چهار دست و پا از خرابههای عظیم پدرش بالا میرود.
بله



















