علی ربیعی و محیا هوشیان ثابت لاهیجانی در کتاب ارتقای مدیریت دانش در سازمانها با بهرهگیری از فناوری اطلاعات، کوشش نمودند تا سرمشقهایی از مدیریت دانش را نشان دهند و وضعیت به کارگیری فناوری اطلاعات را تحلیل و بازگو نمایند و در آخر چهارچوبهای به کارگیری این سیستمها را بیان مینمایند.
دگرگونی در پارادایم مفهومی قدرت و تغییر کردن دانش به عنصر پر اهمیت قدرت در هزاره سوم و همچنین بالا رفتن حجم اطلاعات و در پیرو آن بالا رفتن دانش و سرمایههای فکری در سازمانها و ضرورت استفاده مفید از آنها در تصمیمات سازمانی، باعث لزوم مدیریت نمودن دانش شده است.
هزاره سوم هزاره تشدید جریانهای جهانی شدن و زمان منفجر شدن اطلاعات و انقلاب ارتباطات نام گرفته است. اگر قرن هجدهم با انقلاب صنعتی، جهان تحول یافته و صورتبندی تازهای از رویش و گسترش، ارتقا و قدرت در دنیا صورت گرفت، در بارگاه قرن بیستویکم، انقلاب ارتباطات صورتبندی و شکل تازهای از ابعاد گوناگون حیات انسان از جمله ارتقا، گسترش، شیوه زندگی، نگرشها، گرایشها و... را به وجود آورد.
در دهههای گذشته کسب علم، عرصه پر اهمیت قدرت را در دنیا رقم زده است. به بیان مارشال مکلوهان در دورانی دستیابی بر زمین و در دورانی دستیابی بر دریا و نیز در دورانی دستیابی بر آسمان اساس قدرت را تشکیل میدادند. در هزاره سوم دستیابی به شاهراههای اطلاعاتی اساسهای قدرت را تشکیل میدهند. به یک معنا دیگر حرکت از قدرت دشوار به قدرت نرم پارادایم دورۀ اخیر شناخته میشود. نشانهها حاکی از آن است که تعداد قابل توجهی از کشورهای دنیا از دهه 70 میلادی به این سو استراتژیهای گسترش خود را به سوی گسترش تکنولوژیهای اطلاعاتی سوق داده و سرمایهگذاریهای قابل توجهی در این حوزه انجام دادهاند. به این ترتیب پیشبینی میشود که در دو دهۀ آینده بیشترین تعداد شاغلین در این حرفه به کار گرفته شوند.
مطالعات اطراف سازمانهای ایرانی حاکی بر آن است که جابهجایی تجربهها، به دست آوردن دانش تازه، توجه به دانش گذشته در سازمانهای ایرانی از محل بسیار پایینی برخوردار است. به نظر میرسد توسعه مطالعات دانشگاهی و آکادمیک و بررسی چگونگی سازمانها و جامعۀ ایران از دید آمادگی زیرساختهای توسعه علم، آگاهی آسیبپذیریها، دشواریها و مانعهای پیادهسازی جریانهای مدیریت دانشی در سیاستگذاری بزرگ جامعه و افقهای سازمانها نه تنها منتهی به کمک به رقابتی نمودن و ارتقا و گسترش سازمانها شده بلکه لزوم گسترش بزرگ کشور به حساب میآید. از طرفی برنامهریزی حساب شده بر پایه سیاستگذاریها در مورد توسعه فناوری اطلاعات، توجه زیادتر به تولید خبرگان در این عرصه و توسعه فعالیتهایی در ناحیه نرمافزاری نیز از لزومات واجب در این جریان به شمار میروند. مطالعه ما نشان داده است که در سالهای گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی در عرصه سختافزار صورت پذیرفته ولی این سرمایهگذاریها بدون توجه به آیندۀ در حال دگرگونی و بدون تناسب با مهارتهای انسانی و فرهنگ سازمانی و سایر عوامل کارساز صورت پذیرفته است.
در دنیای اکنون کشورهای در حال توسعه و در حال گذار مثل ایران اگر مایل به گسترش و رقابت در عرصه جهانی باشند ناگزیر لزوم به توجه به گسترش تکنولوژیهای اطلاعاتی و دانشی نمودن سازمانها دارند. گویا سوخت و سوز دانش یکی از آسیبپذیریها و کوتاهیهای سازمانهای اداری در کشورهای در حال توسعه باشد. به همین دلیل چنانچه کشور ایران بخواهد مطابق سیاستهای مصوب نظام، در سمت تبدیل شدن به قدرت ناحیهای حرکت نماید، دقت و پافشاری و سرمایهگذاری در عرصه دانش و ایجاد جامعۀ دانشمحور و مبنی بر خرد و گسترش زیرساختهای اطلاعاتی امری دوری ناپذیر بوده و در غیر این صورت ارتقا و گسترش دلخواه و مؤثر به دست نخواهد آمد.
پژوهشهای انجام شده بیانگر از نقش و ارزش به سزای فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی در جهت توسعه مدیریت دانش و تبدیل سازمانها به سازمانهای خردمحور است. شاید مبالغه آمیز نباشد اگر گفته شود که توسعه علم بدون حرکت مناسب در فضای مجازی و ایجاد سیستمهای پشتیبان اطلاعاتی مفید در جهان کنونی امکانپذیر نیست.
کتاب ارتقای مدیریت دانش در سازمانها با بهرهگیری از فناوری اطلاعات، برای دانشپژوهان و دانشجویان در رشتههای مدیریت با گرایشهای گوناگون فناوری اطلاعات، علوم سیاسی در مبحثهای منسجم به دولت و سیاستگذاری و رشته اقتصاد شایستگی استفاده را دارد و همچنین برای مدیران و کارکنان سازمانهایی که انگیزه قدم گذاشتن در مسیر دانشی نمودن محیط خود را دارند سودمند خواهد بود.
در بخشی از کتاب ارتقای مدیریت دانش در سازمانها با بهرهگیری از فناوری اطلاعات میخوانید:
شبکههای عصبی یک تکنیک پردازش اطلاعات مبتنی بر روش سیستمهای عصبی بیولوژیکی مانند مغز و پردازش اطلاعات است. مفهوم بنیادی شبکههای عصبی، ساختار سیستم پردازش اطلاعات است که از تعداد زیادی واحدهای پردازشی (نورون) مرتبط با شبکهها تشکیل شدهاند. سلول عصبی بیولوژیکی یا نورون، واحد سازنده سیستم عصبی در انسان است. یک نورون از بخشهای اصلی زیر تشکیل شده است؛ 1. بدنه سلولی که هسته در آن است و سایر قسمتهای سلولی از آن منشأ گرفته است. 2. هسته. 3. آکسون که وظیفه آن انتقال اطلاعات از سلول عصبی است. 4. دندریت که وظیفه آن انتقال اطلاعات از سلولهای دیگر به سلول عصبی است.
یک سیستم شبکه عصبی از تکنیکهای مورد استفاده انسان در یادگیری از طریق استناد به مثالهایی از حل مسائل استفاده میکند. هر نورون ورودیهای متعددی را پذیراست که با یکدیگر به طریقی جمع میشوند. اگر در یک لحظه تعداد ورودیهای فعال نرون به حد کفایت برسد نرون نیز فعال شده و آتش میکند. در غیر این صورت نورون به صورت غیرفعال و آرام باقی میماند. فعالیت هر نورون از مجموعهای از یک یا چند ورودی، عملیات و وظیفه خروجی برای محاسبه خروجیهایش تشکیل شده است. عملکرد اساسی این مدل مبتنی بر جمع کردن ورودیها و به دنبال آن به وجود آمدن یک خروجی است. ورودیهای نورون از طریق دندریتها که به خروجی نورونهای دیگر از طریق سیناپس متصل شدهاند وارد میشوند. بدنه سلولی کلیه این ورودیها را دریافت میکند و چنانچه جمع این مقادیر از مقداری که به آن آستانه گفته میشود بیشتر شود در اصطلاح برانگیخته شده یا آتش میکند و در غیر این صورت خروجی نورون روشن یا خاموش خواهد شد.
امروزه شبکههای عصبی در کاربردهای مختلفی از قبیل طبقهبندی دادهها و تشخیص الگو از طریق فرآیند یادگیری که خود شامل مسائلی مانند تشخیص خط و شناسایی گفتار و پردازش تصویر است به کار میروند.
بله


















