کتاب درآمدی بر تولید فضای هانری لوفور اثر آیدین ترکمه، چهارچوبی نظری و فلسفی برای فهم ساختار، معنا و بازسازی چشمانداز جغرافیایی در مکان ارائه میدهد.
این فضا به یکی از مهمترین مولفهها در حوزهی تحلیلهای شهری اختصاص دارد تا جایی که چرخش فضایی مورد بحث قرار میگیرد. در واقع این کتاب از تاثرگذارترین متنهایی است که مبنای همین چرخش فضایی را توصیف میکند. جامعهشناس و فیلسوف هنری لوفر (Henri Lefebvre) گفتمان تازهای را در حوزه علوم انسانی و مسائل شهری بنا نهاد، گفتمانی که با نام گفتمان تولید فضا از آن یاد میشود.
او که به عنوان پدر دیالکتیک فرانسه شناخته میشود معتقد است: هر فضای اجتماعی، برآیند فرایندی با ابعاد بسیار و جریانهای اثرگذار بیشمار است. او میگوید: هیچچیز و هیچکس را هرگز گریزی از «مواجهه با فضا» نیست.
وی بیشتر به بررسی و نقد زندگی روزمره انسان معاصر میپردازد و از خود بیگانگیهای انسان در نوعی فضای جامعه به نام بورژوازی میگوید و سبک زندگی غیر اصیلی که انسانها در کار و فراغت در پیش گرفتهاند و تبدیل شدن همه چیز در دنیای امروز به بازار را نقد میکند.
لوفر که نوآور دیالکتیک سهتایی و دیالکتیک فضا زمان است مفهوم فضا را در کانون نظریه اجتماعی و سیاسی معاصر قرار میدهد و از برداشتهای غلطی که به طور رایج از فضا میشود انتقاد میکند.
پروژۀ فکری لوفور اهداف راهبردی دارد و همانگونه که پیشتر سعی بر توضیح آن شده است، تشریح این اهداف در روزگاری که شبح دکارتگرایی بر دستور کار جغرافیایی سایه افکنده است، ارزشمند میباشد.
درآمدی بر تولید فضای هانری لوفور کتابی تاریخی، فلسفی و جهانبینی است. و اعتقاد لوفر بر اینکه فضا، محیطی فیزیکی قابل درک است را مورد بررسی قرار میدهد.
در بخشی از کتاب درآمدی بر تولید فضای هانری لوفور میخوانیم:
حق به شهر را نباید چون حق دیدار ساده یا بازگشت به شهرهای سنتی دانست. آن را فقط باید به سان حق به زندگی شهری دگرگون و نو شده تعریف کرد. از روزی که «اوربان» مکان مواجهه، اولویت ارزش مصرفی، حک شدگی زمان در فضا به منبع رفیع در میان تمامی منابع ارتقا یافت و مبنای ریختشناختی و تحقق عملی مادی خود را یافت، اینکه بافت شهری چگونه پیراشهر را احاطه میکند و چه چیزی از زندگی روستایی بر جای میماند، اهمیت ندارد.
آنچه نظریه منسجم از شهر و جامعه شهری لازم دارد استفاده از منابع علم و هنر است. تنها طبقه کارگر میتواند به میانجی، حامل اجتماعی، یا پشتیبان این تحقق تبدیل شود. این نظریه در اینجا نیز همچون یک سده پیش با تمامی وجود راهبرد طبقاتی علیه خود را انکار میکند و به آن معترض است.
این طبقه همچون یک سده پیش، هرچند در شرایطی جدید، منافع کل جامعه و پیش از همه ساکنان (با غلبه بر خواستههای آنی و سطحی) را یکجا گرد میآورد. چه کسی میتواند انکار کند که المپنشینان اشرافیت بورژوایی جدید دیگر اسکان نمیگزینند. آنها از گراند هتلی به گراند هتل دیگر، یا از قلعهای به قلعه دیگر میروند و از قایق تفریحی بر یک ناوگان یا کشور فرمان میرانند. آنها همهجا و هیچجا حضور دارند. بدینگونه آنها مردم را با جادوی زندگی روزمره افسون میکنند.
آنها زندگی روزمره را استعلا میبخشند، طبیعت را تملک میکنند، و در نتیجه بر عهده پاسبانان است که برای فرهنگ چارهای بیندیشند. آیا ضرورت دارد در کنار وضعیت جوانان، دانشجویان و روشنفکران، ارتشهای کارگران از هر رنگی، شهرستانیها، انواع مستعمرهها و نیمه مستعمرهها، از تمامی آنانی که به زندگی روزمره سازماندهیشده تداوم میبخشند بهطور مفصل سخن بگوییم؟
بله

















