کتاب باورهای ناپیدا به قلم امین القاسی زاده، با روایتی داستانگونه به شرح چگونگی تغییر و کشف رسالت وجودی انسان و گزیدهای از تجربیات نویسنده در زمینهی این فعالیتها میپردازد.
باورهای شما در زندگی ریشه تمام تصمیمات و انتخابهای شماست که به صورت خواسته یا ناخواسته در سالهای زندگیتان در ناخودآگاه شما شکل گرفتهاند. این باورها گاهی سبب رشد و تعالی انسان میشوند و گاهی محدود کننده او هستند.
وجود هر کدام از شما در جهان هستی بیعلت نیست؛ کافی است علت آن را که اسمش رسالت زندگی است، کشف کرده و در سراسر حیات خود تا لحظه وداع با این جهان در مسیر آن حرکت کنید. برخی این رسالت را در ایام جوانی کشف میکنند و برخی دیگر نیز سالها باید در پی جستجو و کشف آن باشند. اگرچه برخی نیز هیچگاه این مفهوم والا را در زندگی درک نکرده و بیآنکه اثری مثبت و شاخص از خود در این دنیا بگذارند، جهان هستی را ترک میکنند.
در واقع آنچه نمیگذارد افراد رسالت و خط سیر زندگی خود را به درستی کشف کنند و در مسیر آن قدم بردارند، در ریسمانهای محکمی ریشه دارد که به گذشته خود و رنجشهای باقی مانده از آن بستهاند. گذشتهای که بعضا بسیاری از اتفاقاتی که در آن رخ داده از دایره اختیارات آنها خارج بوده و باعث شکلگیری باورهایی شدهاند که مانع از اوجگیری و پرواز بسیاری از انسانها به سمت اهداف و آرزوهای خود هستند.
با مطالعه کتاب باورهای ناپیدا به گذشته خود سفر کرده و هر آنچه بر گذشتهتان را مرور میکنید، آن را با همه ویژگیهایش میپذیرید و با اندوختهای از تجربیات گرانبها (نه رنجشهای دست و پا گیر) به زمان حال میآیید. سپس به کمک قدرت بخشش و بازسازی باورهایی که از قبل در ناخودآگاه شما شکل گرفتهاند، حالِ خودتان را میسازید؛ تجربیات گذشته را در کولهپشتی سفر زندگی خود جای میدهید و وجود خود را همچون امانتی که نمیتوان بر آن قیمت گذاشت در مسیر حرکت به سوی آینده، مشایعت میکنید. باشد که سرانجام «خود» را به سلامت به «خود» برسانید.
در بخشی از کتاب باورهای ناپیدا میخوانیم:
ما روی این زمین نیامدهایم که مانند عروسک خیمه شب بازی از جایی ماوراء این دنیا به این سو و آن سو کشیده شده و هدایت شویم. همه چیز همینجا، روی زمین اتفاق میافتد. ما قویتر و مختارتر از آن هستیم که فکرش را میکنیم! ما انسانها درون خود یک آفریننده بسیار نیرومند داریم که در هر لحظه از زندگی ما با یک سازوکار دقیق در حال آفرینش است.
این آفریننده شگفتانگیز که به زودی درباره آن صحبت خواهم کرد، آنچه را میآفریند که افکار، کلام و اقدامات ما از آن درخواست کرده است. بنابراین جهانی که ما اکنون در آن زندگی میکنیم، چه مملو از سلامت و شادی و ثروت باشد و چه انباشته از بیماری و غم و فقر، بازتاب و ماحصل افکار، کلام و اقدامات خود ماست.
این جمله را با دقت و حتی چند بار بخوانید: «جهان هستی بر شدن است.» چیزی که امروز هستیم همان چیزی است که در گذشته میخواستیم بشود و امروز شده است! در حقیقت جهان هستی همسو و هم گام با خواستههای خود ما پیش میرود.
دوستی به نام سعید داشتم که داستان جالبی از پدرش که درجهدار ارتش بود، تعریف میکرد. اوایل انقلاب بود و پدرش قصد داشت خانهای را بخرد. یک شب پدرش را به همراه یکی از دوستان صمیمی او دیده بود که با هم درباره خرید خانه صحبت میکردند.
دوست پدر او گفته بود که من به دنبال خرید آلونکی کوچک هستم که صرفا برای خانوادهام سرپناهی داشته باشم و همین برای من کافی است. اما سعید تعریف میکرد که پدرش در پاسخ به دوستش گفته است که تو چقدر کمتوقع هستی؟! من به زودی خانهای میخرم که یک هجده چرخ بتواند بهراحتی داخل آن بیاید و دور بزند! تقریبا یک سال بعد هر دو صاحب خانه شدند. دوست پدر سعید صاحب یک خانه شصت متری شد.
بله


















