کتاب بررسی تفصیلی ماجرای آیت الله مصباح و دکتر شریعتی نوشته وحید خضاب جلد هشتم از مجموعه «آنچه گذشت»، به بررسی موضوع انتقادات آیت الله مصباح به دکتر شریعتی و مواضع ایشان پرداخته است.
مجموعهی هشت جلدی آنچه گذشت تلاش کرده با شیوهای جدید ابعاد پیچیدهی رفتار علیه حاکمیت توحیدی، از درون حاکمیت و تابعین آن در ساحتهای گوناگون را مورد کنکاش قرار داده و موضوعات را از موضع گوناگون و به شکل مجموعه مقالات کوتاه مورد بررسی قرار داده است، که حاصل مجموع این مطالب معطوف به توصیف و توضیح دشمن درونی بوده و در ساحتهای گوناگون این دشمنی را مورد بررسی قرار داده است.
مبحث انتقادهای آیت الله مصباح به دکتر شریعتی، در چندین سال اخیر آنچنان مورد تحریف واقع شده که حتی بعضی با بیرحمی تمام بر آن شدند که مظلومیتی تازه بر مظلومیتهای شهید بهشتی بیفزایند و چنان نمایش دهند که بین ایشان و حضرت علامه در خصوص مرحوم شریعتی اختلافاتی شدید بوده است.
چندی پیش یک سایت طرفدار جریان انحرافی، در مطلبی سراسر توهین راجع به حضرت علامه مصباح یزدی فحاشیهای عجیب و دور از ذهنی کرده و بعد از شروع موج محکومیتها از طرف دوستداران اسلام و انقلاب، آقای دکتر عبدالرضا داوری در جایی بحثی کرده بود و به نوعی اصل ایراد به حضرت علامه را وارد دانسته و تنها به لحن آن فحشنامه ایراد گرفته بود.
چنین انتقاداتی به حضرت علامه مصباح کفر نیست. همچنین اگر به نظرات علمی یا روشهای عملی ایشان هم نقدی باشد ایراد ندارد و اگر این انتقادات مطرح شود نه تنها بد نیست بلکه بیش از هر کس یقیناً از طرف خود ایشان با استقبال رو به رو خواهد شد. اما مشکل اینجاست که کسی بیاید و برای تبرئۀ یک جریان منحرف فکری، به جای پاسخگویی به حرفهای حضرت علامه بنا را بر کوبیدن ایشان بگذارد.
امید است خواندن این کتاب دیدی حقیقی به مخاطبان خود داده و مَطلعی بر تحقیقی جامعتر و انگیزهای برای کنکاش حقیقت انقلاب اسلامی باشد.
در بخسی از کتاب بررسی تفصیلی ماجرای آیت الله مصباح و دکتر شریعتی میخوانیم:
دکتر شریعتی کسی است که اگر فقط یک سخنرانی بیاغراق فقط یک سخنرانی او را گوش داده باشی نمیتوانی انگشت عجب از این همه توانایی فوق نابغگی او در سخنوری به دندان حیرت نگیری. این خود به تنهایی کافی بود تا عده زیادی، اصلاً به عمق کلام آن مرحوم دقت کافی نکنند.
عدهای هم که دقت میکردند چند دسته میشدند: بعضی فقط ایرادهای جزئی را میدیدند، مثلاً اینکه ایشان چرا ریشش را میتراشد یا اینکه چرا فلان مطلب را از فلان کتاب که مورد پذیرش ما نیست نقل میکند. عدهای دیگر ایرادهای بزرگتری در او میدیدند ولی میگفتند «گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هر آنکه هست گیرند؛ کیست که اشکال نداشته باشد؟ او در حال رشد است، به جای پرخاش، ایراداتش را تذکر دهید، خواهد پذیرفت». و دسته آخری هم بودند که بسیار، غریب بودند. غربتی باور نکردنی. اینها میگفتند «ایراد حرفهای دکتر جزئی نیست. او یک مشی فکری تحویل خواننده و شنونده میدهد که آن مشی کلی رو به ضدیت با اسلام دارد ولو اینکه خودش از اسلام میگوید و به اسلام جداً معتقد است. میگفتند دکتر فاتحه تفقه در دین را در عمق نوشتههایش میخواند، تفسیر به رأی را با پوشش نوشتههای شگفتانگیر ادبی میپوشاند و از این قبیل، بعضی حرفهایش انحرافی است و بعضی مقدمه انحراف.»
بله
























موفق و سربلند باشید.