جلد کتاب کتاب رخساره
۱۱۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب رخساره
کتاب الکترونیک
368 صفحه
EPUB
انتشارات نظری

برای خواندن کتاب رخساره و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب رخساره

محمدرضا بیات در کتاب رخساره، داستان مردی به نام اسدالله را روایت می‌کند که فردی قوی و اهل زورخانه است. او 18 سال پیش به خاطر نجات جان یک زن از دست سربازان انگلیسی و روسی مرتکب قتل می‌شود.

وی بعد از مدت‌ها آزاد می‌شود و به روستای خود باز می‌گردد. او با کمک دوستانش در قهوه‌خانه‌ای که متعلق به نرگس بیوه‌ زنی که به همراه دخترش رخساره زندگی می‌کند، مشغول به کار می‌شود. بعد از مدتی، نرگس و اسدالله ازدواج می‌کنند. بعد از مرگ نرگس به دلیل بیماری، رخساره در یک شب به طرز بدی کشته می‌شود و اسدالله را متهم به قتل می‌کنند و ماجراهای ناگواری رخ می‌دهد.

در بخشی از کتاب رخساره می‌خوانیم:

رخساره روسریش را که به چوب لباسی آویزان بود، برداشت و سرش کرد و از اتاق خارج شد و گفت: سلام حاج خانم، بفرما. هاجر جواب سلام او را داد، پس از احوال‌پرسی وارد مهمان خانه شد و کنار پنجره‌ای که به کشتزارهای شمال مُشرِف بود نشست و گفت: رخساره جان حالت چطوره، خوبی، کلاس چندی؟ رخساره گفت: بحمدالله کلاس سومم! هاجر گفت: به‌به، به سلامتی، خب نرگس خانم بحمدالله که حالت خوبه؟

نرگس گفت:‌ ای حاج خانم دیگه خسته شدم از صبح علی‌الطلوع که از خواب بلند می‌شم یه سره باید کار کنم؛ زحمت بکشم؛ به گاو گوسفندا برسم؛ پخت و پز کنم یا برم میان زمین‌هارو وجین کنم؛ آبیاری کنم تا غروب، همین که نماز مغرب و عشا رو می‌خوانم یه لقمه شام می‌خورم، مثل سنگ میفتم تا اذان صبح فردا که دو مرتبه باید بلند شم کسی هم ندارم که باری از دوشم برداره این طفل معصومم که کاری ازش برنمیاد.

هاجر گفت: اسکندر و دارا، پسرش که کاری ندارن می‌تونن لااقل هفته‌ای یکی دو روز کمکی بهتون بکنن.

نرگس گفت:‌ ای بابا خدا پدرتو بیامرزه این دوره زمانه دیگه هیچکس به درد آدم نمی‌خوره،‌ ای کاش اجاق بابام کور می‌شد و خدا عوض اسکندر یه دختر کور و چُلاق بهش می‌داد. سال بیاد، ماه بره نمی‌گه یه خواهری دارم تو این بیابون تنها زندگی می‌کنه، برم ببینم چیکار می‌کنه مرده‌اَس یا زنده، پسر لندهورشم از خودش بی‌غیرت‌تره منو که می‌بینه انگار نه انگار که منو می‌شناسه! صورتشو برمی‌گردونه و راهشو کج می‌کنه! دو سه هفته پیش یه شب سه نفر با تفنگ ریختن تویه خانه، خدا رحم کرد، خدا پدر اسی‌خانو بیامرزه، با شاگردش اگه به دادمون نرسیده بودن مارو می‌کشتن و دارو ندارمو غارت می‌کردن.

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب رخساره
نویسندهمحمدرضا بیات
ناشر چاپیانتشارات نظری
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات368
زبانفارسی
شابک978-600-289-100-6
قیمت کتاب الکترونیک
۱۱۰,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب رخساره بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات نظری در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب رخساره

saeid jafar
۱۳۹۸/۰۲/۳۱
رمانش ازایناست (دیم دالام دالام دام دالام دالام) (دیم دالام دالم دام دالام دالام دیششش) آهنگش بود. قدیمیه ولی من خوشم اومد. بمن سازگاربود. ملایم بود. بدرد سن بالای ۴۰میخوره. 😐
ادامه نقد و نظرات کتاب رخساره...
👋 سوالی دارید؟