کتاب مجموعه مقالات دومین هماندیشی تحلیل گفتمان و کاربردشناسی نوشته فردوس آقا گل زاده، به بررسی معادلیابی، اصطلاحشناسی و واژگان پایه در تحلیل گفتمان و کابردشناسی زبان، روشهای مشروعیت بخشی در گفتمان جنگ و شیوههای بررسی تحلیل عناصر بصری و تصاویر در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی، میپردازد.
هماندیشیهای سالانه تخصصیترین نشستهای متخصصان هر زیر شاخه از شاخههای علمی هستند که جهت ارائه به روزترین آراء و نظرات موجود در آن حوزهی خاص از علم به تبادل نظر و بحث میپردازد. به همین دلیل هماندیشیهای تحلیل گفتمان و کاربردشناسی زبان در رشته زبانشناسی جهت بسط و عمق بخشیدن به مبانی و نظریهها، کاربردها و بومی کردن آن در جامعه علمی ایران توسط متخصصان صاحبنظر و علاقمندان به همت انجمن زبانشناسی ایران برگزار میگردد.
نخستین هماندیشی به محوریت مدرسان و اساتید حوزه تحلیل گفتمان و کاربردشناسی در دی ماه 1390 برگزار گردید و در آن هماندیشی مقرر شد در دومین هماندیشی گستره فراخوان مقالهها را گستردهتر نمائیم. لذا در دومین هماندیشی از اساتید، دانشجویان کارشناسی ارشد، دکترای تخصصی و سایر پژوهشگران دعوت به عمل آمد که مورد استقبال جمع وسیعی از علاقمندان قرار گرفت.
هر شاخهای از علم زبان تخصصی خاص خود را دارد که در اینگونه زبانی واژگان و اصطلاحات تخصصی پایه بار اصلی مفاهیم و معانی را به دوش میکشند. آنچه که اینگونه زبانی را از سایر گونهها متمایز میکند، بخش واژگان آن است. تحلیل گفتمان و کاربردشناسی زبان به عنوان شاخهای از علم زبانشناسی دارای اصطلاحات و واژههای پایهی خاص خود است که باید در زبان فارسی معادلیابی شوند و سپس، این معادلها تثبیت گردند تا متخصصان و علاقهمندان زبان در این حوزه بتوانند با یکدیگر به زبان تخصصی ارتباط برقرار کنند و از این رهگذر به تبادل آرا و انتقال دانش مبادرت ورزند. بنابراین، مقالهی حاضر جهت دستیابی به این هدف، به روش توصیفی با تکیه بر نقش فرازبانی درصدد معادلیابی، تعریف و توصیف برخی از واژهها و اصطلاحات پایه در تحلیل گفتمان و کاربردشناسی است و تحقیقی در راستای تألیف و تدوین فرهنگ توصیفی تحلیل گفتمان و کاربردشناسی است.
در بخشی از کتاب مجموعه مقالات دومین هماندیشی تحلیل گفتمان و کاربردشناسی میخوانید:
در یک بافت مکالمهای با مشکلاتی اعم از سوءتفاهم و سوء برداشتها، عدم اطمینان مکالمه کنندگان به گفتار خویش، کمگویی و زیادهگویی، روبرو هستیم که این موارد هم در بافت مکالمهای مختلط زنان و مردان و هم در بافت مکالمهای جداگانهی هر دو گروه رخ میدهد. به نظر میرسد دلایل عمدهی این مسایل و مشکلات عدم رعایت یک یا چند راهکار اصل همکاری گرایس است.
پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی است. دادهها به روش میدانی و ضبط و پیاده کردن مکالمههای 5 الی 10 دقیقهای گروههای مختلط زنان و مردان بین سنین 25 الی 45 سال دارای تحصیلات حداقل دیپلم انجام گرفته است. لازم به ذکر است که مکالمه کنندگان از ضبط صدای خود کاملا ناآگاه بودند. در این پژوهش 50 مکالمهی 5 الی 10 دقیقهای مختلط گروههای زنان و مردان انتخاب شدند. منظور از 50 مکالمه آن است که زمانی که تغییر در موضوع مکالمه رخ داده، شمارهی مکالمه تغییر کرده است. سپس، دو نوع تحلیل کیفی و کمی در مورد این مکالمهها انجام گرفت. در تحلیل کیفی تمامی مکالمهها بر اساس چهارچوب نظری پژوهش که شامل اصل همکاری گرایس و راهکارهای آن، موارد نقض و تخطی از آنهاست، بررسی شدند و همچنین، به مواردی از مبانی و مفاهیم نظری مرتبط با این اصل از قبیل عبارات احتیاط آمیز، اصل ادب، کنش حافظ وجهه و کنش تهدید کنندهی وجهه در مکالمهها نیز پرداخته شده است. در تحلیل کمی، دقیقا منطبق با پرسشها و فرضیهها آمار و ارقام مورد نیاز پس از شمارش و درصدگیری، به دست آمد و به شکل جداولی، رعایت و عدم رعایت تک تک راهکارهای اصل همکاری گرایس برای دو گروه مردان و زنان به طور مجزا نمایش داده شد و در نهایت، بر اساس این تحلیلها اثبات و عدم اثبات فرضیهها و نتیجهگیری از آنها به نگارش در آمد.
بله























