کتاب جامعهشناسی اقتصادی: ساخت اجتماعی و کنش اقتصادی نوشتهی ریچارد سوئدبرگ و مارک گرانووتر یکی از کتابهای مهم در زمینۀ جامعهشناسی اقتصادی جدید محسوب میشود که برای مطالعه پدیدههای اقتصادی خرد و کلان از منظر جامعهشناسی بسیار راهگشاست.
مارک گرانووتر (Mark Granovetter) و ریچارد سوئدبرگ (Richard Swedberg) در این کتاب جامعهشناسی اقتصادی جدید را بهصورت دقیق بررسی و تشریح کرده است. نویسندگان در همهی فصلهای کتاب جامعهشناسی اقتصادی (Principles of Economic Sociology) بین جامعهشناسی اقتصادی از یک سو و اندیشه اقتصاد نئوکلاسیک و اقتصاد نهادگرایان جدید از سوی دیگر تمایز قائل میشوند و به دقت هرکدام را تشریح میکند تا جایگاه جامعهشناسی اقتصادی جدید را نمایان سازند. همچنین حفرههای ساختاری را نیز در جامعهشناسی اقتصادی جدید نشان میدهند که برنامه تحقیقی خوبی را پیشروی محققان علوم اجتماعی میگذارد تا جامعهشناسی اقتصادی جدید را هرچه بیشتر گسترش و توسعه دهند.
نقطه اشتراک مکاتب اقتصادی و جامعهشناسی اقتصادی، تلاش برای فهم بیشتر پدیدههای اقتصادی است. یک کار عمده جامعهشناسی اقتصادی جدید در سالهای اولیه تولدش، مقایسه خود با علم اقتصاد رایج بود. چاپ و انتشار «راهنمای جامعهشناسی اقتصادی» توسط نیل اسملسر و سوئدبرگ در همان ابتدا تمایز خود را با علم اقتصاد نشان داد.
برای شناخت هر چه بیشتر جامعهشناسی اقتصادی به مقایسه آن با علم اقتصاد رایج میپردازیم. یکی از مزیتهای این مقایسه این است که تفاوتها و مرزهای میان نظریه اقتصادی و جامعهشناسی اقتصادی به وضوح روشن میشود. به علاوه این کار باعث باز شدن گفتوگویی کاربردی بین جامعهشناسان اقتصادی و اقتصاددانان خواهد شد و به آنها نشان میدهد با وجود اختلافاتی که بین خود دارند چگونه میتوانند به وسیله اشتراکات و با حفظ و رعایت مرزها به شناخت پدیدههای اقتصادی بپردازند. همچنین انحصار اقتصاد خرد بر سر تحلیل مشکلات اقتصادی را میشکند.
دانش اقتصاد برنامه تحقیقی متمایزی دارد که نشان میدهد به کدام یک از مشکلات اقتصادی باید توجه کرد و چگونه به برطرف کردن آنها پرداخت. ریشهها و پایه پارادایم اقتصاد خرد را باید در تغییراتی دید که در علم اقتصاد در دهه 1870 اتفاق افتاده است. درواقع این اقتصاد نئوکلاسیکها بوده است که بر اقتصاد قرن بیستم به هر نحو مسلط شد.
این کتاب به ارائه مقدمهای کلی بر جامعهشناسی اقتصادی به عنوان حوزهای جدید در علوم اجتماعی میپردازد که اهمیت آن در آمریکا و اروپا به سرعت در حال رشد است. جامعهشناسی اقتصادی نوعی تحلیل از پدیده اقتصادی ارائه میدهد که در قرن بیستویکم رقیبی برای تحلیلگران مکتب اقتصاد رفتاری، نئوکلاسیک اقتصادی و نظریه بازی به شمار میآید.
در بخشی از کتاب جامعهشناسی اقتصادی؛ ساخت اجتماعی و کنش اقتصادی میخوانیم:
یکی از موفقترین پیشرفتها نهتنها در اندیشه حقوقی در امریکا، بلکه در اندیشه حقوقی بینالمللی چیزی است که به «حقوق و اقتصاد» مشهور شده است که خاستگاهش را باید در اوایل دهه 1960 در آمریکا ردگیری کرد (Mercuro and Medema, 1997). این نوع تحلیل در اثنای دوره نخست توسعه کاملاً بنیادین و رادیکال بود و اصرار بر این امر داشت که منطق اقتصاد نئوکلاسیک میتواند برای حل تعدادی از مشکلات حقوقی، اقتصادی و غیراقتصادی مهم مورد استفاده قرار گیرد. اما بعداً حوزه حقوق و اقتصاد شروع به دربرگرفتن تعدادی رهیافتهای جامعهشناختی، روانشناختی و نهادی کرد. به نظر میرسد دلیلی برای این مسئله وجود ندارد که چرا نباید جامعهشناسی اقتصادی روزی بخشی از این حوزه شود (Ellickson, 1989; Macneil, 2000; Medema, Mercuro, and Samuels, 2000).
جنبش حقوق و اقتصاد معروف به «حقوق و اقتصاد شیکاگو» است. به این معنی که پایهگذاران آن در دانشگاه شیکاگو فعال بودند. یکی از این بنیانگذاران بدون شک ریچارد پوسنر است که باعث شد حوزه حقوق و اقتصاد رهیافتی عمومی در علم حقوق محسوب شود. به عنوان مثال وی برای نخستین بار کتاب درسی را با عنوان تحلیل اقتصادی حقوق که هنوز مؤثر است، منتشر (1st ed. 1972, 5th ed. 1998) و تلاش کرد به طور منظم پژوهشهایی برای انسجام این حوزه مطالعاتی انجام دهد. طبق نظر پوسنر اندیشه اصلی در حقوق و اقتصاد این است که منطق علم اقتصاد میتواند و باید تحلیل حقوقی و قانونگذاری را آگاه سازد. هر کنشگری بر اساس منفعت شخصیاش هدایت میشود تا مجرم یا قانونگذار و یا وکیل باشد. آنچه قضات و نظام حقوقی را در کل اگاه میسازد «بیشینهسازی ثروت» است (posner, 1990: 356). پوسنر میگوید دغدغه عدالت تقریباً همان دغدغه ثروت است. اگر شما بتوانید موقعیتی را به وجود بیاورید که طبق آن ثروت اجتماعی بیشتری تولید شود، باید این کار را بکنید. البته قضات نیز باید از دکترینهای حقوقی معمول پیروی کنند، اما این دکترینها اغلب در سالهای قرن نوزدهم که ایدئولوژی بازار باز377 در اندیشه حقوقی امریکا قوی بود، ایجاد شدند.
بله





















