کتاب قدرت عشق اثر کاترین پاندر، پیشگام شیوهی تفکر مثبت شناخته میشود و به معجزاتی که تحت تأثیر عشق الهی به وقوع میپیوندند و زندگی را متحول و سعادتمند میکنند، اشاره دارد.
از آنجایى که عشق الهى، نیرویى سعادتبخش، روشنایىبخش، متعادلکننده و التیامبخش است، مطالعهى کتاب قدرت عشق (The prospering power of love) مىتواند زندگى شما را در ابعاد متعددى، سرشار از کامیابى کند. در طول تاریخ، راه عشق و حقیقت، همواره پیروز و سربلند بوده است. قدرت بزرگی در وجود شماست که قویتر و دربرگیرندهتر از هر قدرت دیگری است. این قدرت در واقع، نیرویی را در شما برمیانگیزد که میتواند به عنوان بزرگترین قدرت وجودی شما عمل کند.
کاترین پاندر (Catherine Ponder) از میان تمام کتابهایى که طى چند دههى اخیر تألیف کرده است، این اثر را بیش از بقیه توصیه مىکند، اول: به آنان که جستوجو و دریافت الهام را آغاز کردهاند؛ دوم: به آنان که از مشکلات ارتباط با افراد رنج مىبرند، چیزى که تقریباً همه طى دورهى رشد و کسب مراحل بالاتر ادراک با آن مواجه مىشوند؛ و سوم: به آنان که دنبال کتابى هستند که حاوى نکتهاى الهامبخش و ساده باشد تا بتوانند آن را به عنوان استعداد با سایرین در میان بگذارند.
بیشتر محتوای این کتاب در اوایل دههی شصت نوشته شده است. پاندر آن موقع به خاطر شغل همسرش در دانشگاه تگزاس، با آپارتمانى مشرف به همان دانشگاه زندگى مىکرد. آنها تازه با هم ازدواج کرده بودند و روزگارشان واقعاً بر وفق مراد بود. اما هنوز محتواى کتاب به طور کامل جمعبندى و انتشار نیافته بود که همسرش به طور ناگهانى درگذشت.
دیگر عشق نه تنها براى او باشکوه نمىنمود، بلکه حتى شکسته و ترک برداشته نیز به نظر مىرسید. از قدیم گفتهاند: «ابتداى راه، روشنى است و در ادامه، آغازى دوباره و در پس اینها، برداشت مواهبى تازه». کاترین پاندر قبلاً در مورد نیروى عشق الهى مطالبى شنیده و نوشته بود که این مسأله، دوران روشنى او تلقى مىشد و اکنون، شاید در راه آغازى مجدد به همراه عشق الهى به سر میبرد.
طى مابقى سالهاى آن دهه، با عقاید مربوط به این کتاب زندگى کرد. این عقاید براى او به منزلهى تسلاى خاطر، همراه، یاور و راهنما بودند. طى این مدت، در مورد عشق الهى مطالب و فصول فراوانى نوشت. همچنین تصمیم گرفت در سراسر ایالات متحده سخنرانى کند. طى تمام سفرهایش، در سرما و گرما، در پروازهاى طولانى، در شهرهاى غریب و دور افتاده و ملاقات با افراد تازه، همواره یک جلد از کتاب «قدرت عشق» را به همراه داشت. اما همواره کارهاى درونى، نتایج بیرونى نیز دارند. در سال 1970، تغییراتى شادىبخش در زندگىاش موجب شد که به سنآنتونیو در تگزاس نقل مکان کند. این دوره نیز برایش ماندگار است چون دوباره ازدواج کرد و همسرش برایش خانهاى تهیه کرد. چند سال بعد به جایى نقل مکان کردند که همواره آرزویش را داشت. پالمدزرت در کالیفرنیا، جایى که پاندر توانست کارش را ادامه دهد. در محلهاى قدیمى ساکن شدند که پیرامونش سرشار از زیبایى بود. از آن سالها تاکنون، توفیقات و پیشرفت فراوانى شامل حال او شده است.
در بخشی از کتاب قدرت عشق میخوانیم:
رهایى نوعى از بخشش مىباشد که همهى ما باید آن را تمرین کنیم. با وجود اینکه فکر مىکنیم وابستگى عاطفى یکى از بهترین اشکال عشق است، اما خلاف این امر کاملاً صادق است. وابستگى عاطفى، به اسارت و دلمشغولى مىانجامد در حالى که راه عشق واقعى، رها ساختن آنچه دوست دارید مىباشد. هرگز با رهایى چیزى را از دست نمىدهید بلکه راه را براى انواع رهاتر و رضایتبخشتر از عشق هموار مىسازید، راهى که همه در آن مىتوانند با هماهنگى بیشتر و بهتر، عشق رد و بدل کنند.
هرگز آنچه را که به صلاحتان باشد از دست نخواهید داد. اگر به نظر مىرسد چیزى را از دست دادهاید، بدانید که دیگر برایتان سودمند نبوده و موهبت شما تلقى نمىشده است. شاید پیش خود فکر کنید که آن چیز بهترین بوده، اما در عمل دیگر از آن گذشتهاید و نیازى به آن ندارید. با درک این موضوع، قادر خواهید بود که دریچهى ذهن و قلب خود را به روى مواهبى برتر و والاتر بگشایید. رها ساختن دیگران به معناى رها ساختن خودتان است. هنگامى که به دیگران، نگرشهاى آنها، رفتار و نوع زندگىشان احساس وابستگى مىکنید، شاید به این خاطر است که (به طور ناخودآگاه) خود را به آنها وابسته ساختهاید. اینگونه است که به جهت نوع اسارتى که براى خود ساختهاید، از حس خراشیدگى و ساییدگى اشباع خواهید شد!
بدانید که این همواره خود شما هستید که کلید رهایى از اسارت را در دست دارید. زمانى که شخص، مشکل یا اوضاعى را که حس مىکنید شما را تحت فشار گذاشته است رها مىکنید، کلید را به سوى آزادى چرخاندهاید. به یاد داشته باشید که شما ارباب شرایط هستید، نه بردهى آنها. زمانى که با شخص مقابل صحبت از رهایى به میان مىآورید، این شما هستید که پیروز مىشوید. اگر توانستهاید خود را زیر یوغ اسارت قرار دهید، پس به همین صورت هم قادر هستید خود را رها سازید.
بله






























1. خدا باوران 2. خدا ناباوران
اگر شما از خداناباوران هستید این کتاب برای شما نیست زیرا این کتاب با توجه به اینکه نویسنده کتاب قدرت سعادت بخش عشق الهی برای درمان بیماریها و پیشگیری مشکلات و... را پیشنهاد میکند.
همانطور که نویسنده پیشنهاد میکند که وقتی با مشکلی مواجه میشوید بگوئید: "قدرت سعادت بخش عشق به طور کامل در حال پیگیری این مشکل است" که با فلسفهی "ماکیاولیسم" (که با استراتژیهای نسبتا بی رحمانه برای حل مشکلات همراه است) در تناقض کامل است.
به نظر من هم استفاده از استراتژیهای ماکیاولیسم (که دارای اسناد تاریخی نیز است) بهتر از نامه نوشتن به فلان فرشته در راه رسیدن به موفقیت است.
فلسفه دیگری که نویسنده خواننده را به اجرای آن تشویق میکند عشق و محبت ورزیدن به دیگران است. این فلسفه دایرهی اجتماعی شما را خوشحال نگه میدارد و جایگاه اجتماعی شما را بالا میبرد که فلسفهی زیبایی در بکار بردن زندگی اجتماعی است. همانطور که نویسنده در بخش سوم دربارهی روابط و زندگیاش با سه مادر و پسرش میگوید که به نظر میرسید که رابطهای صمیمانه و زندگیای پر از عشق داشته است.
در آخر با خواندن این کتاب زندگیای صمیمانه و پر از عشقی خواهید داشت در برابر مشکلات صبوری پیشه میکنید و به دیگران عشق میورزید که کیفیتی خواستنی و زیبا است و در جهان امروز در کمتر آدمی دیده میشود.