جلد کتاب کتاب میناپشت جلد کتاب کتاب مینا
۳۵,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب میناپشت جلد کتاب کتاب مینا
کتاب الکترونیک
160 صفحه
EPUB
انتشارات آتریسا

برای خواندن کتاب مینا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب مینا

کتاب مینا، تالیف مینا اسحاقی، داستان دختری است که در اثر ورشکستگی شرکت پدرش و بیماری او دچار شوک عجیبی می‌شود.

در بخشی از کتاب مینا می‌خوانیم:

سرمو انداختم پایین و گفتم: کدوم شرکت؟! باغبانی نامرد همه پولا رو از حساب اصلی شرکت خارج کرده، به خاطر همین بابام الان تو این حال و روزه. همون عمو حسین که این همه بابا بهش اعتماد داشت. 

+ واقعاً؟

- آره عمو! همه چی خراب شده. دیگه یه جورایی هیچی نداریم؛ صبح بابا رفت شرکت. منشی زنگ زد گفت آقای فخری با آمبولانس منتقل‌شون کردن بیمارستان. منم صبح رفتم شرکت و جناب سروان برام گفتند. 

+ باشه عمو جان، نگران نباش من پشتتم؛ هر وقت کم آوردی پیش غریبه نرو؛ بابات بر گردن من حق داره. اون باغبانی‌ام همین روزا دستگیر می‌شه. 

تشکر کردم و صدای تِق تِق به در زدن، حواسمون رو سمت در برد؛ و خانم پرستار داخل اومدن و گفتند مریض داخل اتاق 245، حالشون خوب نیست؛ سریع خودتونو برسونید. 

عمو با یه معذرت خواهی کوتاه اتاق رو ترک کرد و منم پشت سرشون بیرون آمدم و رفتم سمت صندلی‌های رو به روی اتاق پدرم که جایگاه مادرم، برای انتظار کشیدنش شده بود و خیره به درب نگاه می‌کرد. آقا مهدی هم کنارش بود با هم صحبت می‌کردند؛ نزدیک شدم. – سلام مامان جونم، حالت خوبه، فدات بشم!

+ سلام دخترم، بهترم، حال بابات چطوره؟ دکتر چی گفت؟

- هیچی نگران نباش. بابا چند روزی باید اینجا تحت مراقبت باشه؛ بعد مرخص می‌شه؛ چیزی نیست، چون بهش شوک وارد شده دست و پاش بی‌حس شده که کم‌کم خوب می‌شه؛ دکترم گفت جای نگرانی نیست. 

+ خب اگر چیزی نیست که خدا رو شکر چقدر نذر کردم چیزی نباشه؛ مهدی پسرم، خیلی زحمت کشید؛ همش می‌گفت چیزی نیست؛ اما خب باورم نمی‌شد تو که الان گفتی خیالم راحت شد، عمو شهرامتم باهام حرف زد. 

- آره عزیزم، همشو عمو گفت تو دیگه باید بری خونه استراحت کنی، خسته شدی؛ ناهار چیزی بخوری وگرنه مریض می‌شی خدایی نکرده. منم یکم کار دارم انجام بدم میام دنبالت، اگر خواستی دوباره میارمت اینجا. آقا مهدی هم برن به کارشون برسند. 

سریع خودشو وسط انداخت و گفت نه من کاری ندارم شما برید خونه من اینجام. خبری شد بهتون اطلاع می‌دم. بالاخره بعد از کلی کشمکش قرار شد مادرو ببرم خونه. آقا مهدی هم بمونه بیمارستان. 

بعد از رسوندن مامان به خونه برام سخت بود که تمام این اتفاق‌ها رو که توی یک روز جمع شده بود دوره کنم؛ راهم را گم کردم، باید چیکار می‌کردم از پسش بر نمی‌آمدم طلبکارها، بدهی‌ها، بیمارستان، شرکت و... 

من نگران چه مشکل کوچیکی تو زندگی گذشته‌ام بودم و امروز با دنیایی از مشکلات مواجه شدم. رسیدم کلانتری. رفتم داخل هر قدم که برمی‌داشتم حتی یک لحظه هم نمی‌تونستم تصور کنم؛ روزی برای این کار بخوام وارد کلانتری بشم.

فهرست مطالب کتاب

 

 

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب مینا
نویسندهمینا اسحاقی
ناشر چاپیانتشارات آتریسا
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات160
زبانفارسی
شابک978-600-6723-93-8
قیمت کتاب الکترونیک
۳۵,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب مینا بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات آتریسا در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب مینا

ترانه عطارزاده
۱۳۹۷/۰۳/۱۰
داستان خیلی جالبی نبود
ادامه نقد و نظرات کتاب مینا...
👋 سوالی دارید؟