معرفی و دانلود کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369: زلزله رودبار، روایتی از یک بازمانده
برای دانلود قانونی کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369 و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369: زلزله رودبار، روایتی از یک بازمانده
کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369 نوشتهی بهزاد توران روایتی از یک بازماندهی زلزلهی رودبار است: پسری بهنام پیروز. پیروز تمام خانوادهی خود را در زلزله از دست میدهد و ناچار به اقامت در پرورشگاه میشود. او دوران جوانی خود را در بیپناهی و در غربت میگذراند و رنجهای غیرقابل تصوری را تجربه میکند.
دربارهی کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369
هروقت نمیدانستی چهکار کنی، چای بریز. این توصیهی پدر پیروز به پسرش است. شاید این جملهی بیشازحد ساده، بیثمر و کمی مضحک بهنظر برسد، اما واقعا برای فردی که هیچ راه و چارهای برایش نمانده است، چه گزینهی دیگری وجود دارد جز چای خوردن؟ کسی که هر بلایی، دقیقا هر بلایی، که تصورش را بکنید بر سرش آمده چه میتواند بکند جز هیچکار؟
پیروز شخصیت اول کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369 است. نمیدانیم پسری به نام پیروز، با اینهمه رنج و بیچارگی، واقعیت بیرونی دارد یا نه، اما میدانیم که اتفاقات هولناکی چون زلزله، جنگ، سیل و… شرایط و سرنوشتی همچون شرایط پیروز را بهوجود میآورند و حتی اگر پیروز واقعیت نداشته باشد، افرادی همچون پیروز بسیارند.
بهزاد توران ماجرا را از میانهی دههی شصت آغاز میکند؛ زمانی که پیروز هنوز هفت سال تمام هم ندارد و برای اولینبار - و شاید آخرینبار - طعم شادی و غرور را چشیده است. پیروز در یک خانوادهی پرجمعیت و در شهر رودبار زندگی میکند. او همراه با خواهرش به اردوی کانون پرورش فکری کودکان میرود و بهعنوان دروازهبان رودبار انتخاب میشود. پیروز بازیکن فوقالعادهای است. او اجازه نمیدهد رودبار از این مسابقه بازنده بیرون آید و شهرش را سربلند میکند. شهری که چیزی نمانده تا کابوسی سیاه بر آن سایه افکند.

برزیل - اسکاتلند و سال شوم 1369
او زنده مانده است. این خوب است یا بد؟ اینکه کسی 60 ساعت در میان آوارهای خانه و بین اجساد تمام خانوادهاش، بدون آب و غذا، در یک کمد گرفتار شود، شانس است یا زجری که قرار نیست با مرگی آسان به پایان رسد؟ پیروز هنوز یازدهساله هم نشده و حق او نیست که تیم نجات ترکیه او را از زیر آوارها پیدا کنند و به پرورشگاه بسپارند؛ پرورشگاهی که کارمند آنجا یک آزارگر جنسی است و به پسربچهای بهنام آرش تجاوز میکند! کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369 روایت بازمانده از زلزلهی رودبار است؛ بازماندهای که هیچگاه متوجه نشد چرا زنده مانده و چرا اینهمه رنج در زندگی نصیب او شده است؟
داستان برزیل اسکاتلند 1369 از صفحهی نخست تا آخرین فصل روایت حقیقت است که پس از وقوع ویرانی، ویرانی دیگری را بر سر فرد نازل میکند. در پرورشگاهی که پیروز و باقی کودکان زلزلهزده و بازمانده از جنگ هشتساله در آن زندگی میکنند، اوضاع افتضاح است و کودکان تصمیم میگیرند تا اجازه ندهند کارمند پرورشگاه به آرش تجاوز کند. آنها منتظر میمانند تا آن متجاوز بهسراغ آرش بیاید و او را به اتاقی خالی ببرد؛ در همان موقع بهسوی آن شیطان حمله میکنند و درگیری بالا میگیرد.
در آن میان، پسرکی بهنام علی، چاقویی را بر گردن آن مرد فرو میکند و او را میکشد. علی فرار میکند و رئیس پرورشگاه برای اینکه از مجازات و دستگیری علی جلوگیری کند، برای پلیس ماجرا را اینگونه روایت میکند که آرش در دفاع مشروع از خود ناچار به کشتن آن مرد شده و گناهی ندارد؛ اما دادگاه و شواهد چنین ادعایی را رد میکنند و آرش پس از رسیدن به سن قانونی اعدام میشود! البته این تمام فاجعه نیست. علی هم که از پرورشگاه گریخته است، بعدها در مسیر مهاجرت غیرقانونی به اروپا در دریا غرق میشود! بهزاد توران سیاهنمایی نمیکند و وقایعی که در کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369 شرح میدهد، در یک شرایط بحرانزده که فاجعهای فاجعهی دیگری را خلق میکند، رخ میدهند.
رنج زلزله رودبار پایان ندارد
داستان برزیل اسکاتلند 1369 بهزاد توران بهصورت غیرخطی روایت میشود و از زمان حال به گذشته عقبگرد میزند. بهزاد توران ما را با دختری بهنام ترانه آشنا میکند؛ دختری که در ترکیه با پیروز آشنا میشود. پیروز پس از پایان دوران سیاه پرورشگاه، همراه با دایی خود به ترکیه میرود و مدتی بعد داییاش را از دست میدهد. او حالا تنها، گرسنه و بیپناه است. در مغازهی مردی بهنام میمت کار میکند که تماموقت در حال توهین و تحقیر پیروز است. نوجوانی پیروز با یخفروشی و خوابیدن در پارکهای استانبول سپری میشود تا اینکه بالاخره در رشتهی پزشکی قبول و با ترانه آشنا میشود. ترانه هم دختری ایرانی و گیلک است و رنج و گذشتهی پیروز را بهخوبی درک میکند.
شاید تصور کنید خوشبختی پیروز آغاز شده است، اما نه. ترانه در یک سفر به ایران، بر اثر تصادف میمیرد و ویرانی کامل پیروز رخ میدهد. او دیگر دلیلی برای زنده ماندن ندارد. چه رنجی مانده که تجربه نکرده باشد؟ چه کسی را دارد و به چه امیدی باید به این وضعیت ادامه دهد؟ کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369 نشر مون ما را در کنار پیروز نگه میدارد تا سرنوشت این پسر را نظاره کنیم؛ سرنوشتی که فقط یک معجزه میتواند از شدت فلاکتش کم کند. دانلود کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369 واقعیت را پیش رویتان میگذارد و ابعاد ناشناختهای از یک فاجعه را که شاید تاکنون به آنها نیندیشیده باشید، به شما نشان میدهد.
خرید کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369 یک ماشین زمان را در اختیارتان میگذارد تا به شب نحس 31 خرداد 1369 بازگردید؛ شبی که همهچیز ویران شد.
کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369 برای شما مناسب است اگر
- نمیخواهید از واقعیتهای تلخی که انسانها تجربه کردهاند بگریزید و به حقیقتیابی و آگاه شدن از تاریخ علاقهمندید.
- میخواهید بدانید یک فاجعه، چگونه هزاران فاجعهی دیگر را بهوجود میآورد.
- به دنبال داستانی مستند و روایت بازماندگان زلزلهی رودبار هستید.
در بخشی از کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369: زلزله رودبار، روایتی از یک بازمانده میخوانیم
ساعت از دوازده شب گذشته بود که در خوابگاه آرام باز شد. پیروز سریع خودش را جمع کرد و به علی نگاه کرد، علی هم بیدار بود. با دست به پیروز فهماند بیدار است. پژمان هم خودش را زده بود به خواب و تکان نمیخورد. مهدی وارد شد و آرام بهطرف تخت آرش رفت.
سریع دستش را روی دهان آرش گذاشت و قبل از اینکه آرش بتواند تکان بخورد او را زیر بغلش زد و بیرون برد. بعد از رفتن مهدی، علی با چوب و چنگال از تخت پایین پرید. پژمان هم مستقیم سراغ کیفش رفت و چاقو را برداشت. پیروز هم سنگهایی را که جمع کرده بود، برداشت.
هر سه آرام بهسمت اتاق مهدی رفتند. پژمان گفت: «بچهها من با چاقو خطخطیش میکنم. شما هم بزنینش، نترسین.» پیروز حسابی ترسیده بود. دهان علی خشک شده بود و حدستانش میلرزید. پژمان کمی بیشتر به خودش مسلط بود. گوش به در بود تا زمان موعد برسد و وارد اتاق بشوند. صدای آرش را که شنید، در را باز کرد. و مهدی جمالی لخت بود، با دیدن این سه نفر شوکه شد.
پژمان با چاقو بهسمتش رفت و باسن او را زخمی باز کرد. همهچیز سریع اتفاق افتاد. مهدی جمالی بهطرف پژمان حمله کرد تا چاقو را از او بگیرد، پیروز سنگی برداشت و بهسمت مهدی پرتاب کرد. سنگ مستقیم به پیشانی مهدی خورد و خون از آن جاری شد. مهدی پژمان را گرفت. چاقو از دست پژمان روی زمین افتاد.
علی چوب را بلند کرد و روی سر مهدی کوبید، جوری محکم کوبید که مهدی نتوانست خودش را کنترل کند و صدای وای او در خوابگاه پیچید. همین صدا کافی بود تا زیبا سریع بهسمت اتاق نگهبان دخترها بدود و او را بیدار کند. او و مریم مدتها بود منتظر یک صدا بودند. مریم تلفن خوابگاه را برداشت و شمارۀ خانۀ خانم امینی را گرفت. چند دقیقهای طول کشید تا جواب بدهد.
فهرست مطالب کتاب
سخن نویسنده
یادداشت ویراستار
فصل اول: تابستان 1366
فصل دوم: بهار 1374
فصل سوم: پاییز 1387
فصل چهارم: زمستان 1390
فصل پنجم: تابستان 1369
فصل ششم: تابستان 1379
فصل آخر
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب برزیل - اسکاتلند، 1369: زلزله رودبار، روایتی از یک بازمانده |
| نویسنده | بهزاد توران |
| ناشر چاپی | نشر مون |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 112 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8312-59-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان تاریخی ایرانی، کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی |
















