کتاب آنچه معلمان باید بدانند نوشته استیلا اربس، ابزارهای لازم را برای غلبه بر مشکلات در اختیار معلمان قرار میدهد و به آنها میآموزد تا زندگیشان را به طور کامل به این حرفه اختصاص دهند.
این کتاب کمک میکند معلمان از درسهای ساده، ارزشمند و شخصی استفادهی بهینه نمایند و از راه سختی که معلمان طی میکنند، کمک بگیرند. زیبایی درسهای فرا گرفته شده از تجربههای یاددهی، یادگیری در این است که آنها درسهای سادهای نیستند، بلکه درسهای زندگیاند که ممکن است در موقعیتهای خارج از کلاس درس هم به کار گرفته شوند.
توصیف سال اول تدریس معلمان تازهکار، بسیار سخت است. برنامهریزی، تکالیف درسی، والدین و کار زیاد. با این که معلمان تازهکار، تمام وقت تدریس میکنند اما تا زمانی که مسئولیتهای ناشی از کار تدریس را به درستی نپذیرند، درک صحیحی از مشکلات تدریس نخواهند داشت گر چه بعد از پشت سر گذاشتن موانع در سالهای اول، به احساس خوشایندی از کارشان میرسند.
برای یک معلم تازهکار، اولین مرحله یافتن راههایی برای عبور از این وضعیت است. با این که امروزه برنامههای حمایت از معلمان تازهکار، بیش از گذشته است اما هنوز این معلمان در زمینهی جمعآوری منابع برای درسهای روزانه، جنبههای مدیریتی و بالینی تدریس و تعادل در زندگی شخصی و حرفهایشان با مشکلاتی روبهرو هستند. در حالی که آنها آغاز کننده هستند، از هیچ نوع حمایتی که بتواند برای آشکار کردن مسئولیتهای اداری، فرهنگ مدرسه یا بوروکراسی آموزش به آنها کمک کند، برخوردار نمیشوند.
از این رو به جستجو در کتب درسی آموزشی میپردازند تا با پیدا کردن رهنمودهای مفید از این منابع بتوانند در کلاس درس مؤثرتر ظاهر شوند. متأسفانه در این منابع نیز اطلاعات بسیار اندکی در مورد جنبههای عملی دنیای تدریس پیدا میشود.
معلمان تازهکار دنبال آن نوع دانش عملی هستند که افراد با تجربه در حرفهشان از آنها بهرهمند هستند، این یافتهها تنها از طریق تجربه به دست میآیند. این دانش حلقهی مفقود شدهای است که معلمان تازهکار دنبال آن میگردند و ممکن است همان چیزی باشد که برایشان در حرفهی تدریس لازم است.
معلمان برای بهرهمندی از منابع موجود و انجام وظایف به شکل مطلوب، باید خودشان را به شرکت کردن در جامعهی معلمان و مدرسان و همایشهای داخلی و بینالمللی تدریس متعهد کنند. این کار مزایایی دارد که تقویت روابط دانشگاهی، ایجاد شبکهی معلمان، به روز کردن تجربههای یاددهی، یادگیری و دانش مرتبط با رشتهشان از آن جملهاند.
استیلا اربس (Stella Erbes) دارای دکترای روانشناسی تربیتی از دانشگاه کالیفرنیاست. او شانزده سال سابقهی تدریس در دورههای ابتدایی و دبیرستان دارد و در حال حاضر استادیار بخش آموزش معلمان دانشگاه «پیپرداین» است که دروسی نظیر روانشناسی تربیتی و روشهای تدریس دورههای ابتدایی و دبیرستان را در این بخش تدریس میکند. علایق تحقیقاتی او عبارت است از: حمایت از معلمان تازهکار، روشهای تدریس و تجربههای پژوهشی در دورهی کارشناسی.
او مقالات متعددی در زمینهی روشهای تدریس در کنفرانسهای بینالمللی و جلسات سالانهی انجمن تحقیقات تربیتی آمریکا ارائه داده است و امیدوار است بتواند بین معلمان و استادان گروههای روانشناسی و تعلیم و تربیت در دانشگاهها ارتباطی نزدیک برقرار کند.
در بخشی از کتاب آنچه معلمان باید بدانند (What teachers should know but textbooks don’t show) میخوانید:
معلمان انتظارات و استانداردهای خاصی برای تدریس دارند که آنها را به وضوح به دانشآموزان منتقل نمیکنند. در نتیجه با این که دانشآموزان تلاش زیادی میکنند اما نمرات بالایی به دست نمیآورند. در ضمن وقتی نمرات داده میشود، معلمان به دانشآموزان نمیگویند در کدام بخشها نمرهی کم به دست آوردهاند؛ بنابراین، برای یک پروژه با ارزش صد نمرهای، یک دانشآموز ممکن است نمرهی 87 را کسب کند اما معلوم نیست سیزده نمره از کجا کم شده است.
بله






















