کتاب موش گوش بزرگ نوشته آرتی ادموندز داستانی موشی است به نام گوش بزرگ که کاملاً شبیه سایر موشهای صحرایی دیگر بود و فقط گوشهایش از سایر موشها بزرگتر بود.
گواینکه اصولاً تمامی موشها قدرت شنوایی زیادی دارند امّا گوش بزرگ آنچنان قدرت شنوایی عجیبی داشت که میتوانست افتادن یک میوه بلوط را یک کیلومتر دورتر از خانهاش حتی با وجود بسته بودن درب و پنجرهها بشنود.
در قسمتی از کتاب موش گوش بزرگ میخوانیم:
موش گوش بزرگ چندین دوست دیگر نیز داشت که غالباً از مسیر خانهاش عبور میکردند. از جمله چنین دوستانی میتوان به "دونالد الاغ" اشاره نمود. "دونالد" در مزرعه ای زندگی میکرد که بلافاصله پس از مزرعه جیل کشاورز قرار داشت. او غالباً در کشیدن گاری علوفه پس از برداشت محصول کمک مینمود. دونالد هر زمان که وقت میکرد و در صورتیکه دروازه مزرعه را باز گذاشته بودند، به محل هالیس لین میآمد تا دوستانش را در آنجا ملاقات کند و با آنها به صحبت بپردازد.
بله






















