کتاب شهرهای بینشان از فصلهای مختلفی تشکیل شده که ایتالو کالوینو در هر کدام از آنها به شهری خیالی سفر میکند. این اثر یکی از پرطرفدارترین کتابهای کالوینو محسوب میشود و در آن مارکوپولویی که در داستانهای این نویسنده ایتالیایی دوباره خلق شده، سفرهای خود را به دنیای خیالی کالوینو آغاز میکند و شرح این سفرها را به خان مغول میفرستد.
کافیست قبل از آغاز کتاب شهرهای بینشان (Invisible Cities)، مدتی تنها در فهرست دقیق شوید، تا متوجه شوید با چه جور کتابی روبرو هستید. فکر میکنید از سر اتفاق است که میبینید شهرها با خاطرات آغاز میشوند؟ یا اتفاقی است که میبینید شوق که پایان گرفت لاشهها یک به یک شهرها را پر میکنند؟ یا اتفاقی است که کتابی که قرار است ما را به دیدار شهرهای گمشده، بینشان یا پنهان ببرد، در انتها با خود شهرهای پوشیده به پایان میرسد؟ یا انتخاب نامهایی چون فدورا و ایرن از سر اتفاق است؟ کالوینو میگوید: «این گفت من نیست که بر داستان فرمان میراند، این شنود است».
ایتالو کالوینو (Italo Calvino) یکى از سرشناسترین چهرههاى ادبیات امروزى ایتالیاست و بهخاطر شیوه خاص خودش جایگاه ویژهاى در میان رماننویسان اروپایى دارد، شیوهاى که تخیل نیرومند، طنز پاک و ظریف و توجه نزدیک به واقعیت و تاریخ را در هم مىآمیزد. در آثار او، که آکنده از تمثیل و استعاره است، نگرش موشکافانه واقعیت و طنز و افسانهپردازى و تخیل شاعرانه همه به یک اندازه جا دارد. «بارون درختنشین» معروفترین اثر و بهترین نمونه سبک کار اوست.
در رمان شهرهای بینشان خیالپردازیهایی در سفر به شهرها محور داستان هستند که از گفتوگوی خان مغول و مارکوپولو حاصل شدهاند. نویسنده اینگونه مخاطب را با خود به شهرهایی خیالی میبرد که هر کدام با نام زنی شناخته میشوند که گویی این انتخاب نامها بیدلیل نیست.
در بخشی از شهرهای بینشان میخوانیم:
روزهای روز است که از میان درختان و از لای سنگها راه میروید. به ندرت اتفاق میافتد که چیزی برق نگاه شما را میگیرد، زمانی که نگاهتان دریافته که آنچیز نشان چیزی دیگر است: ردپایی روی سنگ نشان میدهد که ببری از آنجا گذشته است؛ جریانی نویدگر عبور آب است؛ گل خطمی پیام ختم زمستان را به همراه آورده است. باقی چیزها صامت و واجد تنها یک معنی هستند؛ درختان و سنگها تنها همان چیزیاند که هستند.
بله



























