معرفی و دانلود کتاب رها در آسمان
برای دانلود قانونی کتاب رها در آسمان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب رها در آسمان
روکها زیباترین موجودات دنیا هستند. هنگامی که بال میزنند، چیزی باشکوهتر از آنها در جهان وجود ندارد. این موجودات غولپیکر مربی خاص خود (روکر) را دارند. فوندا لی ما را در کتاب رها در آسمان با داستانی تخیلی و فانتری روبهرو میکند تا شرایط نگهداری و زندگی با یک روک را که متعلق به پادشاهان و خدایان است، از زبان دختری که خود کارآموز روکری است، میخوانیم.
دربارهی کتاب رها در آسمان
چشمهایش بیش از حد درشتاند. رنگ آنها هم چیزی مابین زرد و عسلی است. وقتی که بالهایش را باز میکند، انگار سه نفر در کنار همدیگر ایستادهاند. قد و قامتش از بلندترین مردان هم یک سر و گردن بالاتر است. استر او را عاشقانه دوست دارد. با وجود اینکه استر میداند اگر روک اراده کند، میتواند با چنگالهایش مغز استر را به زمین بچسباند و برایش کاری ندارد که در عرض یک دقیقه او را نابود کند، از روک نمیترسد. استر او را بهنام «زارا» صدا میزند. زارا نخستین «روک» دنیاست که استر قرار است او را تعلیم دهد. تصورش را بکنید، یک روک که موجودی بسیار زیبا و البته وحشی است، به حرفتان گوش میدهد و دوستتان دارد. چه رویایی از این بالاتر در دنیا وجود دارد؟ کتاب رها در آسمان (Untethered Sky) نوشتهی فوندا لی (Fonda Lee)، ما را با استر که کارآموز مربیگری روکهاست، آشنا میکند.
داستان تخیلی و فانتزی رها در آسمان ما را به دورانی خیالی میبرد که موجودات افسانهای و غولپیکر در آن حضور دارند و افرادی موسوم به «روکر» این موجودات را تحت تعلیم خود قرار میدهند.
روکها و مانتیکورها رها در آسمان
نام برادرش آرنان بود. متأسفانه مجبوریم برای این پسر از فعل ماضی استفاده کنیم؛ زیرا یک مانتیکور (مردهخواران افسانهای) در زمانی که استر هنوز کارآموز تربیت روکها نبود، به خانهی استر حمله کرد و برادر کوچک و مادرش را بلعید. همین فاجعه موجب شد تا استر تصمم بگیرد مربی روکها شود و این موجودات وحشی را رام و تربیت کند. برای کسانی که با روکها ارتباط نزدیکی ندارد، علاقهی روکرها به این موجودات غولپیکر و خطرناک عجیب بهنظر میرسد اما داستان فانتزی رها در آسمان ما را با این پرندگان اساطیری و عظیمالجثه بیشتر آشنا میکند تا علاقه و محبت روکرها به روکها برایمان منطقی بهنظر برسد.
نام یکی از روکرهایی که در رمان حماسی رها در آسمان با او مواجه خواهید شد، داریوش است. نام روک او «مینو» است، اما مینو دچار آسیب جسمانی شده و فعلا نمیتواند پرواز کند؛ بههمین دلیل داریوش کاری ندارد جز اینکه به استر و زارا که هر دو زیبایی خیره کنندهای دارند، کمک کند. نخستین باری که استر میتواند روک خود را بر ارابه سوار کند، از شادترین لحظات کتاب رها در آسمان است.
فوندا لی ما را همراه با داریوش به شکار میبرد. روکها باید بتوانند برای خود غذا پیدا کنند تا غریزهی شکار و تیزهوشی آنها از دست نرود؛ بههمین دلیل روکرها همراه با روکهای خود به شکار میروند و موفقیت پرندهشان را نظاره میکنند.
روکها نجاتبخش آسمان و زمین
زارا و مینو و باقی روکها، مخصوص دربار پادشاهان هستند، اما در واقع موجوداتی ایزدی و متعلق به خدایانند. به همان اندازه که مانتیکورها به موجودات زنده آسیب میزنند و شکار موردعلاقهشان انسان است و با شنیدن صدای جیغ و گریه، وحشیتر میشوند، روکها آزاری برای آدمها ندارند. هیچ موجودی یارای کشتن و از بین بردن مانتیکورها را ندارد، بهجز روکها. فقط روکها هستند که میتوانند از پس مانتیکورهای قاتل بربیایند و اجازه ندهند تا این موجودات به انسانها نزدیک شوند.
فوندا لی در داستان تخیلی و حماسی رها در آسمان، مخاطبان خود را به دیدن چنین نبردی دعوت میکند؛ نبردی که یک سوی آن مانتیکورها و در سمت دیگر انسانها و روکها از بشریت محافظت میکنند تا شاید بتوانند از دچار شدن باقی افراد به سرنوشت آرنان و مادرش جلوگیری کنند. داستان رها در آسمان با ترجمهی پگاه خدادی در انتشارات اندیشه مولانا به چاپ رسیده است.
کتاب رها در آسمان برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای تخیلی و فانتزی علاقهمندید.
- میخواهید به دورهای از تاریخ خیالی سفر کنید که انسانها و حیوانات اساطیری در کنار همدیگر زندگی میکردند.
- از خواندن قصههای مملو از ماجراجویی و رویایی با مرگ و خطر لذت میبرید.
در بخشی از کتاب رها در آسمان میخوانیم
زارا دورتر نرفت. همانطور که بر بال باد سوار بود در لحظهای به بلندای ابدیت سر جای خود ماند، بعد ناگهان برگشت و درحالیکه از ارتفاعش کم میکرد با قوس بلندی بهسوی ارابۀ داریوش شیرجه زد. گردنم را عقب بردم تا زارا را ببینم که داشت مستقیم از بالای سرمان بهسمت ارابه میرفت. داریوش اسبها را هرچه سریعتر راند، با مهارت زاویهای به ارابه داده بود تا زارا را پشتسر خود ببیند. از شدت هیجان و اضطراب نفسم بند آمده بود.
زارا در تعقیب طعمه رفت و روی آن فرود آمد، چنگالهای تیزش را در بدن طعمه فرو کرد. داریوش ارابه را متوقف نکرد و همانطور که خاک بلند میشد طعمه و زارا را باهم کشید، تا اینکه زارا چنگالش را در سرِ طعمه فرو کرد و آنوقت داریوش ارابه را نگه داشت.
من و نسمین از خوشحالی جیغ کشیدیم و همدیگر را بغل کردیم، مثل دو دختربچۀ سرخوش بالا و پایین میپریدیم. پس از آن ارابهمان را بهسمت ارابۀ داریوش راندیم. داریوش داشت طعمه را از پشت ارابه جدا میکرد، درحالیکه زارا پیروزمندانه روی آن نشسته و پوست گرگ را پاره کرده بود و با خشنودی گوشتی را که من از قبل داخلش جاسازی کرده بودم میخورد. وقتی بهقدر کافی خورد، سوتم را به صدا درآوردم و یک تکه جگر چاقوچلۀ شتر را درون ارابه انداختم. زارا سرش را کج کرد و نگاهی به من کرد، بعد از روی پوست گرگ پایین پرید و مثل بچههایی که راه رفتن بلد نیستند تلوتلوخوران بهسمت ارابۀ من رفت و با خونسردی جست زد و روی جایگاهش در ارابه نشست. سرش را خم کرد و جگر شتر را خورد و من هم چشمبند و پابندش را زدم.
فهرست مطالب کتاب
I- نورسته.
II- شکارچی
III- نگاهدار
IV- رهاننده
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب رها در آسمان |
| نویسنده | فوندا لی |
| مترجم | پگاه خدادی |
| ناشر چاپی | انتشارات اندیشه مولانا |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 136 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8080-58-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی |

















