وقایع رمان آدام و اولین اثر اینگو شولتسه، در تابستان و پاییز ١٩٨٩رخ مىدهد؛ زمانى که جریانات سیاسى منجر به سقوط دیوار برلین شد. آدام و اولین در آلمان شرقى زندگى مى کنند، زندگى پر مشغلهاى دارند و به سیاست علاقهاى ندارند.
آدام خیاط زنانه دوز است و اِوِلین گارسون. روزى اولین به خانه برمىگردد و آدام را در شرایط نامناسبى غافلگیر مىکند؛ پس خانه را ترک مىکند و همراه دو دوست راهى سفر به مجارستان مىشود. آدام نیز آنها را تعقیب مىکند.
اینگو شولتسه (Ingo Schulze) سال 1962، در درسدن به دنیا آمد. او برای انتشار نشریه، از ژانویه تا ژوئیهی 1993 در سنپترزبورگ اقامت گزید که سی و سه لحظهی شادمانی، اولین کتابش، دستاورد این دوره است. 1996 برای مدت شش ماه در نیویورک زندگی کرد و متأثر از داستانهای کوتاه امریکایی، رمان داستانهای ساده را نوشت. موضوع داستانها، آلمان دوپاره است که بعداً دوباره متحد میشود؛ روایتی چندبخشی، بدون ادعاهای احساساتی و اغراقآمیز و سندی مؤثر از جمهوری دموکراتیک آلمان. از جمله آثار دیگر شولتسه میتوان به آقای آگوستین، چند فاکس و چند سرنخ، زندگیهای جدید و موبایل اشاره کرد.
وی همچنین دوبار نامزد دریافت جایزهی بهترین اثر ادبی سال: 2006 برای زندگیهای جدید و 2008 برای آدام و اِوِلین (Adam And Evelyn) شده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
آدم همسرش را حوا، یعنی زندگی، نامید؛ چون میبایست مادر همهی زندگان شود و خداوند لباسهایی از پوست حیوانات مهیا کرد و به تن آدم و همسرش پوشانید.
اولین کلام آدام را قطع کرد: «پس خدا هم خیاط بود!»
«میخواهی بقیهاش را گوش کنی؟»
اولین سرش را به علامت تایید تکان داد و چراغی را که روی لاکپشت نور قرمز میانداخت، خاموش کرد.
بله
























