همه ما گاهى اوقات دچار بىحوصلگى و خُلقِ پایین (Low mood) مىشویم. براى مثال وقتى که ارتباط ما با یکى از دوستان یا خویشاوندان قطع مىشود، ممکن است احساس بدى به ما دست دهد، گریه کنیم، غذا نخوریم، عصبانى و تحریکپذیر شویم، دچار بدخوابى شویم و نگران و مضطرب گردیم. معمولا" چنین رفتار و حالتى بعد از چند روز بهبود یافته و ما دوباره به زندگى طبیعى خود برمىگردیم. در چنین مواقعى ممکن است بگوییم که "حالم گرفته شده" یا "بهم ریخته هستم" و یا اینکه "افسرده" شدهام.
اما پزشکان براى چنین وضعیت هایى، اصطلاح "افسردگى" را بکار نمىبرند، بلکه آنها براى توصیف بیمارى شدیدترى که یک شخص براى حداقل چند هفته دچار آن است و به غیر از روح و روانش، جسم او را هم تحت تأثیر قرار داده است، اصطلاح "افسردگى" یا "دِپرِسیون"(Depression) را بکار مىبرند.
بیمارى افسردگى ممکن است بدون هیچ علتى ایجاد شود و حتى ممکن است گاهى اوقات جان بیمار را نیز تهدید کند. تنها با وجود یک علامت، نمىتوان گفت که شما دچار افسردگى هستید بلکه باید چندین علامت این بیمارى در یک فرد باشد تا تشخیص بیمارى افسردگى را براى او مطرح نمود. بسیارى از علایم افسردگى شبیه علایمى هستند که در افراد در حالت طبیعى هم وجود دارند. با اینحال وقتى که شما افسرده هستید، این علایم معمولاً شدیدتر بوده و به مدت طولانىترى باقى مىمانند.
در این کتاب با علائم مختلف "افسردگی" و ر.ش های درمان آن آشنا خواهید شد.
یک قانون ساده در پزشکى این است که اگر بىحوصلگى یا خُلق پایین شما باعث تأثیر و اختلال در بخشى از زندگى شما شده است و این وضعیت به مدت دو هفته طول کشیده است و یا اینکه شما را به مرحلهاى رسانده که افکار خودکشى در سر مىپرورانید، لازم است که براى درمان این وضعیت به پزشک مراجعه نمایید. همیشه سعى کنید بخاطر داشته باشید که افسردگى، یک بیمارىاى است که مىتوان آن را بطور موفقیتآمیزى درمان نمود و شما بعد از درمان آن، احساس بهترى خواهید داشت.
این کتاب یکی دیگر از عناوین کتاب های مجموعه راهنمای پزشکی خانواده انجمن پزشکى بریتانیا می باشد. در کتاب های راهنمای پزشکی خانواده مطالب به گونه ای ساده بیان شده اند، که برای عموم قابل فهم باشند.
بله


















