در کتاب گفتوگو با دیوید لینچ همراه نوشتههای ریچارد ای. بارنی با شخصیت واقعی دیوید لینچ، اندیشهها و اعتقادات او آشنا خواهید شد. دیوید لینچ کارگردان، موسیقیدان و نقاش سرشناس آمریکایی است که برنده نخل طلای کن به عنوان بهترین فیلمساز شده است.
دیوید لینچ (David Lynch) همیشه برای صحبت دربارهی روند شکلگیری فیلمهاش آماده است اما از تفسیر و توضیح معنایی عناصر و جزییات پرهیز میکند. علاوه بر این، از آنجا که لینچ میداند اظهارنظر او دربارهی معنای جزییات میتواند بهعنوان رهنمونهای معتبری در رسیدن به تفسیری روشن از معنای آثارش به کار گرفته شود، هوشمندانه بر این پرهیز پافشاری میکند. او مدام جنبههایی از آثارش را «زیبا»، «هیجانآور» یا «سحرآمیز» مینامد که بر پایهی «هماهنگی» «تضاد» یا «توازن» ساخته شدهاند، بستری که «حالت» یا «احساس» بهوجود آمده در آن به آفرینش «جهانی» کمک میکند که شما «بدان دل میبازید». جهانی که به شما فرصت میدهد «رویا را در بیداری» تجربه کنید. الهاماتی که او براساس آن، تصاویری ویژه میآفریند، مانند احساسی که این تصاویر قصد انتقال آن را به مخاطب دارند، اغلب از «آسمان میآیند» یا «موهبتی» هستند که مبدأ آنها نامعلوم است.
دیوید لینچ در مورد تماشای فیلم میگوید:
بعضیوقتها فیلمها بسیار سادهانگارانه هستند. قبلِ آنکه آنها را ببینم دقیقاً میدانم چه چیزی را خواهم دید و در ادامه از فیلمهای مورد علاقهاش میگوید: فیلمهایی هست که اگر وقت داشتم یک روز در میان همهی آنها را دوباره میدیدم، 5/8، لولیتای کوبریک، سانست بلوار، ساعت گرگ و میش برگمان، پنجرهی عقبی هیچکاک، تعطیلات آقای هالو یا عموِ من از ژاک تاتی و البته پدرخوانده. وقتی به تماشای فیلمی مینشینم دوست دارم رویا ببینم. 5/8 را که دیدم درست تا یک ماه پس از آن رویا میدیدم... یا سانست بلوار یا لولیتا. یک وجه انتزاعی قوی در آنها وجود دارد که روانم را به هیجان درمیآورد. مفاهیمی میان سطرها که سینما به زبانی منحصربهفرد خود، آنها را به زیبایی و شیوایی بیان میکند ـ زبانی که از چیزهایی میگوید که با کلمات نمیتوان دربارهی آن چیزها صحبت کرد.
بهرغم استقبال گاهبهگاه مخاطب عام و منتقدان و واکنشهای متفاوت یا متضاد نسبت به آثار لینچ سیر تکاملی او بهعنوان یک هنرمند چندوجهی بهشکل فزایندهای رو به تعالی دارد. رویهمرفته تلاشهای هنرمندانهی لینچ در راستای نزدیکشدن به مخاطب آثارش با شناختهشدن تدریجی فیلمهای او در ایالات متحد روالی مثبت داشته است. آثار او از میانهی دههی هشتاد تا اوایل دههی نود تأثیرات انکارناپذیری بر هنر ـ صنعت سینما داشتهاند. سینماروهای حرفهای آرامآرام درک بهتری نسبت به آثار او پیدا کردهاند و انتظارات خود را به گونهای معقولتر تعریف میکنند. از طرف دیگر اصطلاح «لینچی» نیز به دایرهی واژگان منتقدان و مخاطبان عام وارد شده است.
بله























