در کتاب گفتوگو با میکل آنجلو آنتونیونی همراه نوشتههای برت کاردولو با شخصیت واقعی میکل آنجلو آنتونیونی، اندیشهها و اعتقادات او آشنا خواهید شد. میکل آنجلو آنتونیونی بنیانگذار سینمای مدرن ایتالیا و خالق برخی از ماندگارترین آثار سینمای جهان است.
میکل آنجلو آنتونیونی (Michelangelo Antonioni) نهتنها ایدهی مضمونپردازی را بازتعریف کرد، بلکه در آثارش به بازتعریف مفهوم زمان نیز پرداخت و آنرا از قالب فشرده و مختصر خود خارج کرد و با گسترش دادن آن به مرحلهی نوینی از زبان سینمایی وارد شد. او این جسارت را داشت که از مخاطب خود بخواهد تجربیات به نمایش درآمده بر پردهی سینما را شخصاً «زندگی کند» و با این کار ساختار فشرده و موجز شروع، اوج و نتیجهگیری درامهای مرسوم را برهم زد. در واقع او شخصیتهایی را معرفی کرد که درام روایتشده به دست آنها صرفاً به دقایق متوالی و زنجیرهوار زندگی آنها میپرداخت و طرح کلی آن به دور از روابط علت و معلولی و گذر از موانع از پیش تعیین شده، در حالی که درام به پیش میرفت شکل میگرفت.
میکل آنجلو آنتونیونی در مورد آثارش میگوید:
به قول کسی که نامش را در خاطر ندارم، کلمات بیش از هر چیز دیگر افکار ما را پنهان میکنند. من فیلمسازی هستم که از ده سال پیش به عرصهی تولید فیلم بلند سینمایی وارد شدم. از همان موقع سعی کردهام رویهای مشخص را دنبال کنم تا بتوانم انسجام و پیوستگی کاری خود را حفظ کنم. این حرف را نمیزنم که گذشتهی سینماییام را توجیه کنم، بلکه میخواهم بگویم که این رویه تنها رویهای بود که پایبندی به آن، فیلم ساختن را برایم جذاب میکرد. اگر راه دیگری را در پیش گرفته بودم، مطمئناً فیلمهای من از آنچه حالا هستند بسیار بدتر میشدند.
آنتونیونی به هیچ وجه «مرد حرف» نبود، نه فقط به خاطر اینکه واژگان تصویر نیستند، بلکه به این خاطر که هیچیک از کلمات حرکت نمیکنند. او نیز معتقد است که وقتی متنی را میخوانیم کلمات بیحرکتند و این چشم ماست که بر آنها راه میرود. چشم دوربین نیز بر واقعیت ثابت راه میرود. از این رو فیلم به حرکت درمیآید. دوربین حرکت را دنبال میکند و در نظر آنتونیونی حرکت یعنی همهچیز، حرکت یعنی کنش، یعنی ایجاز، یعنی معنا، یعنی ایده و احساس. یعنی ایده و انگیزه و عمل.
بله
























