روبهروی صحنه پنجرهای باز است و آرش در قاب آن دیده میشود و به آسمان نگاه میکند. میتوان صدای رعد را ضبط کرد و در ابتدا پخش کرد. صدای باد را تماشاگران نشسته در کلاس میتوانند به وجود آورند. بعد از آمدن آرش به صحنه، میتوان صدای باران را با دست زدن دواَنگشتیِ برخی تماشاگران، که از قبل با آنها هماهنگ شده است، ایجاد کرد.
آرش نشسته است و با نگرانی به آسمان نگاه میکند. او، بعد از گفتن نخستین جملههای خود، از قاب پنجره خارج میشود و لحظاتی بعد به صحنه میآید. پنجره را میتوان با مقوا یا تختهای که روی آن به شکل پنجره نقاشی شده است درست کرد. این پنجره را میتوان به میز یا دو صندلی تکیه داد. تخته یا مقوای بالای راست و چپ پنجره را میتوان به شکل دو تکه ابر برید و نقاشی کرد. آرش با نشستن یا ایستادن بر میز یا صندلیای که پشت پنجره است و دیده نمیشود نشان میدهد در قاب پنجره نشسته یا ایستاده است و ابر و خورشید را صدا میکند. ابر در بالای راست پنجره پدیدار میشود و آرش با او گفتوگو میکند. ابر به سمت چپ پنجره میرود و آنجا میایستد. ضرورتی ندارد آرش در طول مدت گفتوگو با ابر و خورشید رو به آنها سخن بگوید و به تماشاگران پشت کند.
بله






















