شما در حالی که بین عده زیادی از افراد گروه نشسته و دندانهایتان را خلال میکنید، میاندیشید که «وقت حرکت است»، «کاش همین حالا تصمیمی گرفته بودم». نهایتاً نوبت شماست که گروه را هدایت کنید. این فرصت شما، تأثیر مهمی بر تشکیلات میگذارد. چطور میخواهید این جمع را به تیمی با کارایی بالا تبدیل کنید که همیشه آرزویش را داشتید؟ چه میخواهید بکنید؟ تازه یکباره میفهمید که هدایت این گروه کار آسانی به نظر نمیرسد.
در تمرینها وقتی از افراد میخواهید کلماتی را بنویسند که گویای تجاربشان در گروه باشد، معمولاً در بین چند کلمهی اول به «دلسردی»، «درگیری» و «برنامههای مخفیانه» برمیخورید و عموماً به دنبال آنها کلماتی همچون «اجرا»، «پیروزی جمعی»، «شوخی» و «شادمانی» میبینید. گروه میتواند پاتوق دلخوشی و هیجان باشد که تمرکزش بر انرژی و اجرای دقیق و کامل است یا برعکس میتواند احساسی مانند یک برهوت بیانتها را به شما منتقل کند. چه چیز سبب این تفاوتها میشود؟
خوب این دانش پرتاب موشک نیست. تقریباً هر کسی میتواند یک گروه را به شکلی کارآمد هدایت کند. آنچه نیاز دارید، درک روشنی از چگونگی کارکرد گروه (بانضمام اینکه با تک تک افراد تفاوت دارند)؛ مسئولیت هماهنگی جزئیات، دلسوزی، صبوری و مقاومت و نیز تعدادی تکنیک برای عبور از موانع قابل پیشبینی است.
این کتاب راهنما شما را یاری میکند که به همهی این موارد دست یابید و حتی کمک میکند که بفهمید چگونه و کجا در دل گروه از هوش هیجانی خود بهره بگیرید. پیش از آنکه وارد بحث شوید، میخواهم چند نکتهی کلیدی جهت شناخت «رهبری گروه» را برایتان روشن کنم.
بله




















