کتاب حکمت یوگا اثر سوامی نیرانجاناندا ساراسواتی، یوگا را راهی برای خودشناسی و شناخت عمیقتر ذهن معرفی میکند. بسیاری از ما یوگا را مجموعهای از حرکات کششی و تمرینهای تنفسی میدانیم که به حفظ سلامت بدن و آرامش ذهن کمک میکنند. اما نویسندهی این کتاب، تلاش دارد تا از دل تمرینهای عملی متنوع، فلسفهی یوگا را بهعنوان راهی برای مشاهدهی افکار معرفی کند که میتواند به شناخت عمیقتر ذهن و بسط هوشیاری منجر شود.
دربارهی کتاب حکمت یوگا
سوامی نیرانجاناندا ساراسواتی، دومین رهبر مدرسه یوگای بیهار است. او که از چهار سالگی، زیر نظر سوامی ساتیاناندا ساراسواتی، به آموزش مدیتیشن و مراقبه مشغول بود، امروزه خود در مقام استاد بزرگ یوگا، بسیاری را در سرتاسر دنیا با آموزههایش، یاری میرساند. بحث مرکزی نویسنده در کتاب حکمت یوگا، رابطهی انسان با ذهنش است. او مطرح میکند که آدمی در طول روز، حتی اگر به آن آگاه هم نباشد، بهطور پیوسته با افکار، خواستهها، خاطرات و احساساتش درگیر است.
نویسنده توضیح میدهد که این درگیریهای ذهنی و احساسی روزمره، خواسته یا ناخواسته، بر رفتار و تصمیمهای ما اثر میگذارد. ما باید بتوانیم با آگاهی و کنترل، بر جریان فکری و حسی خود مسلط باشیم، در ارتباطی تنگاتنگ با افکار و درونیاتمان، آنها را بیواسطه ببینیم و درکشان کنیم. سوامی نیرانجاناندا ساراسواتی تلاش دارد با آموزش یوگا، افراد را بهجای واکنشهای آنی و بدون فکر به مشاهدهی آگاهانه و شناخت دقیقتر خویشتن دعوت کند.
فلسفهی یوگا دارشان؛ جستوجوی حقیقت
کتاب حکمت یوگا از سنت ودایی، آموزههای اوپانیشادی و مکاتب فکری هندی سخن میگوید و از نسبت میان ذهن و بدن پرسش به میان میآورد. اینکه این دو در چه ارتباطی با یکدیگر قرار دارند؟ آیا تجربهی آگاهانهی انسان در بیداری، با رویا و خواب عمیق متفاوت است؟ آیا راهی پیشروی آدمی برای فراتر رفتن از دریافتهای معمول حسی وجود دارد؟ در همین چارچوب فکری است که مفهوم دارشان اهمیت پیدا میکند.
دارشان به معنای دیدن و برخورداری از بینش است، اما در معنایی گستردهتر، به شناختی اشاره دارد که تنها از راه مطالعه و یادگیری نظریهها حاصل نمیشود، بلکه با تجربهی شخصی پیوند دارد. این مفهوم بیانگر وجهی از حقیقت است که فرد آن را از طریق تجربهی مستقیم درک کرده است. سوامی نیرانجاناندا ساراسواتی در توضیح این مفهوم، هشت مکتب فکری را معرفی میکند: ودانتا، سامکهیا، نیایا، وایششیکا، اوتارا و پوروا میمامسا، تنترا و چارواک.

هر یک از این مکاتبی که در کتاب حکمت یوگا معرفی میشوند، از منظری متفاوت به شناخت هستی و تجربهی انسانی میپردازند. ازاینرو، دانش یوگا در این اثر، راهی عملی برای درک و تجربهی آموزههای معنوی معرفی میشود.
یوگا و خودشناسی، از اندیشه تا تجربهی عملی
سوامی نیرانجاناندا ساراسواتی توضیح میدهد که هر یک از انواع یوگا، مسیری متفاوت و مخصوص به خود را برای شناخت و پرورش جنبههای مختلف وجود، پیش روی افراد قرار میدهد. به طور مثال، کارما یوگا بر انجام آگاهانهی کارها و بیتوجهی به نتیجهی این اعمال تاکید میورزد، یا جنانا یوگا، با طرح پرسشهایی پیرامون ماهیت وجود، انسان را به شناخت عمیقتر خود فرا میخواند.
با وجود تفاوتهایی که هرکدام از انواع یوگا با یکدیگر دارند، هدف مشترکی تمامی آنها را به یکدیگر پیوند میزند و این هدف، گسترش هشیاری و شناخت درونی افراد از خویشتن است. از این منظر، یوگا صرفا به مدیتیشن و مراقبه محدود نمیشود و در تکتک فعالیتهای روزمره و تصمیمگیریهای مختلفمان میتواند به کمکمان بیابد.
خرید کتاب حکمت یوگا شما را با لایههای پنهان و آموزندهی فلسفهی یوگا آشنا میکند و با ارائهی طیف متنوعی از تمرینهای عملی، به شما در دستیابی به آرامش درون و یک زندگی سعادتمندانه، یاری میبخشد. این اثر توسط فرهاد صدارت به فارسی ترجمه شده و انتشارات سورا آن را منتشر کرده است.
کتاب حکمت یوگا برای شما مناسب است اگر
- به یادگیری یوگا علاقه دارید و میخواهید با انواع یوگا و مبانی نظری آنها آشنا شوید.
- به دنبال شناخت عمیقتری از ذهن، آگاهی و درونیات خود هستید.
- به مدیتیشن و مراقبه و نقش مفید آنها در بهبود کیفیت زیستی، علاقه دارید.
- تمرینات یوگا را انجام میدهید و میخواهید با دانش و فلسفهی پشت آن آشنا شوید.
در بخشی از کتاب حکمت یوگا: یوگا دارشان میخوانیم
اگرچه میتوانیم بسیاری از مفاهیم معنوی را به ایدههای روانشناسی مدرن ربط بدهیم، بهعنوانمثال میتوانیم در قالب مفاهیم درک امروزی در مورد ذهن خودآگاه صحبت کنیم که یوگا نیز همین کار را میکند، اما یوگا محدود به این سه جنبه نیست. یوگا با من و تأثیرات متفاوتی که در ابعاد مختلف ذهن ایجاد میشوند سروکار دارد. یوگا ذهن را هم پاک و هم ناپاک توصیف میکند.
یک تفاوت بین ذهن پاک و ذهن ناپاک وجود دارد. ذهن ناپاک محدود به تمایل و نیاز به امنیت در زندگی است. آرزوها آن را به حرکت در میآورند، آهامکارا به آن انگیزه میدهد و از طریق این ذهن ناپاک درد و لذت را تجربه میکنیم. ذهن ناپاک یک ذهن برونگراست و حاوی تمایل، آرزو، نفس و جهالت است. این تجربهها دانش نسبت به درد و لذت در زندگی به فرد میدهند. درد و لذت نشانهها و تجربیات ذهن ناپاک هستند. هنگامی که ذهن در معرض تجربیات درد و لذت قرار دارد 4 نوع دانش متفاوت در فرد شکل میگیرند. این دانشها عبارتند از:
الف) تولد یا آغاز
ب) مرگ یا پایان
ج) کهنسالی یا زوال
د) بیماری یا عدم تعادل
پس تولد و مرگ و ضعف و کهنسالی تمام توجه ذهن را به سمت خود جلب میکنند و باعث ایجاد تجربیات درد و لذت میشوند. ترکیب همه اینها را توهم مینامند زیرا تجربه یا درکی نسبی از یک حقیقت بزرگتر هستند. توهم به معنی غیرواقعی یا غلط نیست بلکه به معنی درک نسبی یا دانش نسبی است.
بله











