نیویورک در آستانهی سقوط است! در کتاب آخرین المپنشین، جلد پنجم مجموعه پرسی جکسون به قلم ریک ریوردان، دورگهها تمام سال را صرف آماده کردن خود برای نبرد با تایتانها کردهاند، اما میدانند که شانس زیادی برای پیروزی ندارند. کرونوس و ارتشش از همیشه نیرومندترند و هر خدا یا دورگهای که به خدمت میگیرند، بر قدرت آنها اضافه میشود. در این شرایط، شانزدهمین سالروز تولد پرسی هم نزدیکتر میشود. حالا سایهی پیشگوییها از همیشه سنگینتر است.
دربارهی کتاب آخرین المپنشین
کتاب آخرین المپنشین اثر فانتزینویس دوستداشتنی، ریک ریوردان، با فرود یک پگاسوس غولپیکر روی کاپوت ماشین پرسی شروع میشود! تا قبل از آن، او داشت بعدازظهر آرامی را سپری میکرد. پدر و مادرش با این که هنوز یک هفته تا شانزدهسالگیاش باقی مانده بود، اجازه داده بودند همراه با دوستش ریچل برای رانندگی به یک ساحل اختصاصی در ساوت شور برود. قرار بود در مورد دعوت ریچل از پرسی صحبت کنند که از او خواسته بود تعطیلات را همراه با خانوادهی او در جزایر کارائیب سپری کند؛ ولی ناگهان موجودی سیاه و عظیمالجثه روی کاپوت ماشین پرسی فرود آمد!
پرسی هنوز حتی غرغر کردن بابت قر شدن کاپوت را شروع هم نکرده بود که فهمید اوضاع از چیزی که فکرش را میکرد وخیمتر است. سوار پشت پگاسوس، چارلز بکندورف، مشاور ارشد کلبهی هفاستوس بود؛ کسی که مخوفترین هیولاها هم از دست او خوابوخوراک نداشتند! بکندورف با یک مأموریت آمده بود. او و پرسی باید به کشتی پرنسس آندرومدا (قرارگاه مرکزی تایتانها) حمله کنند، جایی که نزدیک بود دو بار پرسی را به کشتن دهد و بالاخره عملیاتشان علیه کرونوس و نقشههایش را از سر بگیرند.
آخرین المپنشین؛ آزمون نهایی قهرمان نوجوان دنیای اساطیر
جلد پنجم پرسی جکسون در حالی با این مأموریت خطرناک آغاز میشود که کرونوس، به لطف جاسوسی که در اردوگاه دورگهها دارد، از پیش از نقشهی پرسی و چارلز باخبر شده و این موضوع، مأموریت آنها را به یک تلهی مرگ مخوف تبدیل میکند. خدایان المپ میکوشند تایفون، هیولای مهارنشدنی را متوقف کنند و کرونوس هم پیشروی خود به سمت نیویورک را ادامه میدهد. حال، کوه المپ تقریباً بیدفاع مانده و فقط پرسی و لشکری از دورگههای جوان هستند که باید جلوی پیشروی فرمانروای زمان را بگیرند.

طبق پیشگوییها در این داستان فانتزی نوجوان، پرسی در شانزدهسالگی باید انتخابی کند که دو نتیجه در پی دارد: یا جهان را نجات میدهد و یا آن را نابود میکند. حال که فقط هفت روز تا تولدش باقی مانده، سایهی شوم این پیشگویی از همیشه تهدیدآمیزتر به نظر میرسد. رویارویی با کرونوس نزدیک است و او سعی دارد اطمینان پیدا کند که جهان و هر چه در آن هست را با خاک یکسان نمیکند؛ اما وقتی نمیداند این دوراهی از کجا پیدایش خواهد شد، چطور میتواند مطمئن شود که مسیر درستی را انتخاب میکند؟
سرنوشت المپ در کتاب آخرین المپنشین ریک ریوردان در دستان این پسر شانزدهساله قرار دارد و پرسی خود را در آستانهی نبردی میبیند که میتواند به سلطهی خدایان پایان دهد. حال فقط برای نجات جان خودش و دوستانش نیست که میجنگد؛ بلکه سرنوشت کل جهان به تصمیمی که او میگیرد وابسته است.
کتاب پرسی جکسون 5؛ شجاعت در برابر سرنوشت
کتاب آخرین المپنشین نشر پرتقال فقط داستان نبردی بین خدایان و تایتانها نیست و ریک ریوردان در پایان این ماجراجویی اساطیری نشان میدهد که قدرت بزرگترین قهرمانها صرفاً در تواناییهای خارقالعادهی آنها خلاصه نمیشود. قهرمان واقعی کسی است که در مواجهه با سرنوشت و انتخابهای دشوار، با شجاعت ایستادگی کند و راهی را در پیش بگیرد که هر چند ترسناک، اما درست است.
اگر از خواندن چهار جلد قبلی مجموعه پرسی جکسون لذت بردید، حال وقت آن است که با خرید کتاب آخرین المپنشین، جلد پنجم پرسی جکسون، همراهی با این دورگهی ماجراجو را به ایستگاه پایانی خود برسانید. البته مجموعه پرسی جکسون و قهرمانان المپ بعد از جلد پنجم هم ادامه پیدا میکند، اما این جلد را میتوان انتهایی برای داستان اصلی این مجموعه دانست. این رمان فانتزی را نشر پرتقال با ترجمهی خوب آرزو مقدس در اختیار علاقهمندان قرار داده است.
جوایز و افتخارات کتاب آخرین المپنشین
- نامزد کسب عنوان بهترین مجموعه کتاب نوجوان در گودریدز (2009)
- قرار گرفته در لیست کتابها و مجموعههای پرفروش نیویورکتایمز
- قرار گرفته در لیست کتابها و مجموعههای پرفروش آمازون
- برندهی جایزهی ادبی Soaring Eagle در سال 2010
- نامزد دریافت مدال کارنگی (2010)
- نامزد دریافت جایزهی ادبی El Templo de las Mil Puertas در سال 2010
کتاب آخرین المپنشین برای شما مناسب است اگر
- کتابهای قبلی مجموعه پرسی جکسون را خواندهاید و آمادهاید تا دوباره با پرسی و دوستانش برای نجات جهان همراه شوید.
- به رمانهای فانتزی و بهخصوص فانتزی شهری علاقه دارید و از غرق شدن در جهان داستانهایی پرحادثه با نبردهای حماسی لذت میبرید.
- داستانهای اساطیر یونان و رمانهای الهامگرفته از آنها را دوست دارید.
در بخشی از کتاب آخرین المپنشین: کتاب پنجم مجموعه پرسی جکسون و ایزدان المپ میخوانیم
از دیدن کشتی دلورودهام به هم پیچید. دو مرتبه کم مانده بود در پرنسس آندرومدا کشته شوم. حالا یکراست بهسمت نیویورک میرفت.
بِکِندورف میان زوزهی باد فریاد زد: «میدونی باید چیکار کنی؟»
با حرکت سر جواب مثبت دادم. بارها در کشتیهای متروک اسکلههای نیوجرزی تمرین کرده بودیم. خوب میدانستم وقتمان چقدر تنگ است. اما از طرفی هم خوب میدانستم این تنها فرصت جلوگیری از حملهی کرونوس پیش از شروعش است.
گفتم: «بلکجک، توی پایینترین عرشهی عقب کشتی پیادهمون کن.»
گفت: رو چشمم، رئیس. وای که چقدر از این کشتی بدم میآد.
سه سال پیش، بلکجک در پرنسس اندرومدا اسیر بود تا اینکه با کمک مختصر من و دوستانم فرار کرد. میدانستم حاضر است یالش را مثل اسبهای کارتون اسبکوچولوهای من ببافد ولی دیگر به این کشتی برنگردد.
گفتم: «نمیخواد منتظر ما بمونی.»
- ولی، رئیس...
گفتم: «بهم اعتماد کن. خودمون میآیم.»
بلکجک بالهایش را جمع کرد و مثل شهابی سیاه بهسوی کشتی رفت. باد در گوشم زوزه میکشید.
بله






























