کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن

عکس جلد کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن
قیمت:
۶۹,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن

آخرین دانه‌ی بلوط دنیا در دستان دختری فراری! کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن، درباره‌ی دنیایی پساآخرالزمانی است که در آن تمام گونه‌های زنده‌ی گیاهی و جانوری در شرف انقراض هستند و بحران‌های زیست‌محیطی شهرها را فرا گرفته‌اند. رضا تکلی در این قسمت از مجموعه، داستان فرار کردن سارا از شهر ممنوعه را پی می‌گیرد و ما را در بیم و امید نجات حیات در این دنیای ویران نگه می‌دارد.

درباره‌ی کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن

کره‌ی زمین در دنیای رضا تکلی را ویرانی و مرگ فرا گرفته است. در این جهان اگر هر شهری بمیرد، دیگر کسی نمی‌تواند وارد آن شود. مثل شهر هفتم، جایی که سارا در آن زندگی می‌کرد و الان یک شهر ممنوعه است. کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن، دنباله‌ی ماجرای نجات پیدا کردن سارا از این شهر است. او که راهی به جز رفتن به شهر هشتم برای نجات نمی‌دید، در بیابان تا یک قدمی مرگ پیش می‌رود اما مردی ناشناس از شهری زیرزمینی و مخفی جانش را نجات می‌دهد.

سارا کم‌کم متوجه می‌شود که شهرهایی در زیر زمین وجود دارند که مردم آن هنوز به آب‌های زیرزمینی دسترسی دارند، می‌توانند گیاهان را به شکل مصنوعی کشت دهند و از نیروی خورشید استفاده کنند. در ادامه‌ی داستان می‌بینیم که نام آن مرد ناشناس، شاکو است و فرماندهی شهر صفر (شهر زیرزمینی) را بر عهده دارد. او داستان عشقش به زنی به نام لنا، خبر نداشتن از پسرش آریو (قهرمان جلد دوم) و از دشمنی‌اش با کیژن می‌گوید؛ زنی که مالک شرکت تولید اکسیژن انژیکاست.

معرفی و دانلود کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن

نبرد برای نفس کشیدن در دنیایی بدون اکسیژن

نفس کشیدن برای مردم این دنیای پساآخرالزمانی، امری بدیهی نیست. اینجا حتی اکسیژن هم به فروش می‌رسد! کیژن هم به خاطر نفوذ شرکت انژیکا و انحصار فروش اکسیژن به مردم، توانسته است حاکم پنهان شهر هشتم شود. سارا به شهر هشتم برمی‌گردد، هر چه بیشتر پیش می‌رود، رازهای بیشتری درباره‌ی گذشته‌ی مرموزش، شرکت انژیکا و کیژن بی‌رحم که در ظاهر قهرمان مردم است فاش می‌شود.

سارا یک نهال و دانه‌ای بلوط از شهر ممنوعه با خودش به شهر هشتم آورده. او می‌تواند کاری کند که مردم بتوانند بدون وابستگی به انژیکا نفس بکشند. در جلد سوم کتاب سفر به شهر ممنوعه می‌بینیم که سارا پا به میدانی می‌گذارد که بازگشت از آن آسان نیست. درگیری‌های او با نیروهای انژیکا تا جایی می‌رسد که او به بالاترین طبقه‌ی برج سیاه، یعنی مقر کیژن می‌رود. اما در اینجاست که شنیدن حقیقتی غیرمنتظره، این داستان فانتزی را پیچیده‌تر می‌کند.

نویسنده‌ی این رمان فانتزی ایرانی، بقا در دنیایی رو به نابودی را به تصویر کشیده و نشان داده که نور کوچک امید، مثل یک نهال تا چه اندازه شکننده است. در این رمان او از ریتمی تند، شخصیت‌های مرموز و پیچش‌های داستانی‌ای بهره‌گرفته است که تا لحظه‌ی آخر حقه‌ای در آستینش نگاه می‌دارد. اما درباره‌ی سارا: آیا آن دختر فراری و دانه‌ی بلوطش می‌توانند این دنیای سرد را نجات دهند؟ با خرید کتاب سفر به شهر ممنوعه 3 از انتشارات اهل سخن با ماجرای او همراه شوید.

کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن برای شما مناسب است اگر

  • از رمان‌های دیستوپیایی نوجوان و بزرگسال مانند بازی‌های گرسنگی (The Hunger Games) یا دایورجنت (Divergent) لذت برده‌اید و به دنبال یک رمان دیستوپیایی ایرانی هستید.
  • به داستان‌هایی با مضمون بحران‌های زیست‌محیطی، مبارزه‌ با حکومت‌های سرکوبگر و کشف رازهای خانوادگی علاقه دارید.
  • نوجوان یا جوانی هستید که از حضور شخصیت‌های زن قوی و رمان‌های علمی تخیلی با ریتم تند و پرتعلیق استقبال می‌کنید.
  • جلدهای پیشین مجموعه سفر به شهر ممنوعه را خوانده‌اید و مشتاقید ادامه‌ی مسیر این جهان داستانی را دنبال کنید.

در بخشی از کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن می‌خوانیم

غرق این افکار هستم که متوجه موش بزرگ و ترسناکی می‌شوم که به سمت من می‌خزد. ترس تمام وجودم را فرامی‌گیرد. موش‌های دیگر از اطراف آن مرد ویلچری کنار می‌روند و به سمت این موش که مرا پیدا کرده است، می‌آیند. نگاه مرد به من خیره است، او فریاد می‌زند:

«صبر کن... نترس اینا کاری باهات ندارن.»

از اینکه او مرا احمق می‌پندارد، خنده‌ام می‌گیرد. از پشت ساختمان بیرون می‌آیم و با تمام توان از آن جا دور می‌شوم. قدم‌هایم سریع و محکم است و حتی لحظه‌ای به پشت سرم نگاه نمی‌کنم. چند خیابان و فروشگاه را پشت سر می‌گذارم و سعی می‌کنم تا موش‌ها را گمراه کنم. مقابل ساختمانی می‌رسم که کمترین آسیب را نسبت به ساختمان‌های اطرافش دارد؛ بی‌درنگ داخل می‌شوم. نفس‌هایم به شماره افتاده است، گوشه‌ای می‌نشینم. چشمم به پله‌های بزرگ سرسرای اصلی می‌افتد. از پله‌ها بالا می‌روم، نمی‌دانم دو یا سه طبقه، اما به قدری بالا می‌روم که اگر کسی هم وارد ساختمان شد، متوجه حضور من نشود. کنار پنجره‌ای که شیشه‌های آن شکسته است، می‌نشینم. صدای ناله‌ی باد از میان پنجره‌ی شکسته به گوش می‌رسد. چشمانم سنگین می‌شود، اکسیژن زیادی ندارم.

نمی‌دانم برای رسیدن به شهر هشتم چه باید بکنم. خسته‌ام اما ناامید هرگز، می‌دانم که امید داشتن در تاریک‌ترین لحظات زندگی؛ می‌تواند نجات بخش باشد. صدای ترمز اتومبیلی وحشت به دلم می‌اندازد، از بین شیشه‌های شکسته، نگاهی به پایین می‌اندازم. اتومبیل سیاه رنگ غول‌پیکری، مقابل این ساختمان ایستاده است. تعدادی فرد سیاه‌پوش با اسلحه و ماسک روی صورت، با هیبت‌های ترسناک، پیاده شده‌اند و به سوی ساختمانی که من در آن پنهان شده‌ام می‌آیند. سراسیمه به همه جا نگاه می‌کنم، به دنبال جایی هستم برای پنهان شدن. پیش از آن‌که به خود تکانی بدهم صدای تیراندازی مهیبی ساختمان را در بر می‌گیرد، به سمت پله‌ها می‌روم. بی‌صدا و با احتیاط، از بالا نگاهی می‌اندازم، تیراندازی تمام شده و جسد چند موش کنار افراد مسلح افتاده است، اما بی‌شک آن‌ها برای کشتن چند جانور گوشت‌خوار وارد این ساختمان نشده‌اند.

فهرست مطالب کتاب

پیشگفتار نویسنده
بخش اول: آغاز همان پایان است
بخش دوم: آزادی آن‌ها، پرواز میان آتش بود
بخش سوم: او یک فرشته بود!
بخش چهارم: آن‌ها نور را زندانی کرده‌اند!
بخش پنجم: و مرگ در کنار گوشمان زمزمه می‌کند...
بخش ششم: تاریکی روح آن‌ها را بلعیده است!
بخش هفتم: چشمان کهربایی او، راز جهان را فاش می‌کرد!
بخش هشتم: آن‌ها امید را سر بریده‌اند
بخش نهم: امید؛ هنوز هم پرواز می‌کند!
بخش دهم: بهشتی گمشده؛ در دل جهنم بی‌انتها
بخش یازدهم: ‌ این بهشت؛ مجهز به دوربین مدار بسته است!
بخش دوازدهم: من زاده‌ تاریکی‌ام...
بخش سیزدهم: ‌ نور و تاریکی با هم برادرند؛ اما برابر هرگز!
بخش چهاردهم: ‌ چشم‌هایش مرا می‌شناخت؛ اما قلب سیاهش نه
بخش پانزدهم: نفس کشیدن در این شهر؛ جرم است!
بخش شانزدهم: ‌ بهشتی کوچک؛ سهم من در این جهنم بزرگ است!
بخش هفدهم: روح شیطان در او دمیده است!
بخش هجدهم: حقیقت حتی در تاریکی می‌درخشد
بخش نوزدهم: نهال نور در خاکِ تباهی جوانه می‌زند
بخش بیستم: قفس همیشه فلزی نیست!
بخش بیست و یکم: هنوز هم، در دل شب، کسی نجوا می‌کند

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن
نویسنده
ناشر چاپیانتشارات اهل سخن
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات170
زبانفارسی
شابک978-622-4836-87-8
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان علمی و تخیلی ایرانی، کتاب‌های داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن

برای دریافت کتاب سفر به شهر ممنوعه 3: کیژن و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟