



کتاب چکش ثور: کتاب دوم مجموعه مگنوس چیس و خدایان آسگارد
برای خواندن کتاب چکش ثور و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب چکش ثور: کتاب دوم مجموعه مگنوس چیس و خدایان آسگارد
چکشی که میتواند سرنوشت را تغییر دهد... در کتاب چکش ثور اثر ریک ریوردان، مگنوس چیس و دوستانش وارد ماجراجویی تازه میشوند تا چکش ثور را پیش از آنکه به دست غولها بیفتد پیدا کنند. سفری که از ماجراجویی، طنز و اسطوره سرشار است و در آن قدرت اهمیت دارد اما نه به اندازهی دوستی، شجاعت و پذیرش تفاوتها.
دربارهی کتاب چکش ثور: کتاب دوم مجموعهی مگنوس چیس و خدایان آسگارد
حالا که مگنوس چیس نبردهای نفسگیر در دنیای خدایان نورس را پشت سر گذاشته، میخواهد در والهالا کمی طعم آرامش را بچشد اما برای قهرمانی مثل او آرامش معنایی ندارد. در رمان چکش ثور (The Hammer of Thor) کتاب دوم مجموعهی مگنوس چیس و خدایان آسگارد اثر ریک ریوردان (Rick Riordan)، قهرمان نوجوان داستان باید دوباره وارد ماجرایی شود که نهتنها سرنوشت خودش را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه تمام جهانهای اسطورهای را زیر و رو خواهد کرد.
شما با این رمان فانتزی نوجوان به ماجراجویی هیجانانگیزی قدم خواهید گذاشت که در آن قلمروی خدایان با دنیای انسانها به هم میآمیزد و در طی سفری پر از شوخیهای هوشمندانه، نبردهای نفسگیر و اتفاقات غیرمنتظره، قهرمان داستان و دوستانش باید با نیروهای تاریک و رازهای پنهان روبهرو شوند.
داستان اسطورهای و پرماجرای یک قهرمان نوجوان
داستان کتاب مگنوس چیس و چکش ثور با یک خبر بسیار نگرانکننده برای قهرمان رمان آغاز میشود؛ میولنیر، چکش جادویی و قدرتمند ثور ناپدید شده! سلاحی افسانهای که بدون آن خدای رعدوبرق نمیتواند از جهان در برابر حملهی غولها محافظت کند. مگنوس چارهای ندارد که راهی سفری پرخطر شود تا پیش از اقدام خطرناک دشمنان، چکش را پیدا کند.
آنها هر چه که در سفر ماجراجویانهی خود پیش میروند، بیشتر از قبل درمییابند مأموریتی که پیش رو دارند ساده نیست. مهمتر اینکه گم شدن چکش، فراتر از یک دزدی معمولی، بخشی از نقشهای بزرگتر برای سرعت بخشیدن به وقوع نبرد راگناروک است؛ نبردی که پایان جهان را رقم میزند.
رمان فانتزی نوجوان با طعم ترس و خنده
ریک ریوردان با مهارت خود، جهان اسطورهای نورس را در کتاب چکش ثور دوباره جان میبخشد و جهانی مملو از غولها، خدایان، هیولاها و موجودات جادویی میآفریند که نهتنها حس خطر و اضطرار را به شما منتقل میکند، بلکه بارها غافلگیرتان میکند و یا شما را به خنده میاندازد. به همین سبب این رمان طنز نوجوان فقط یک داستان تخیلی ماجراجویانه و فانتزی نیست، بلکه با شخصیتهای متفاوتش داستانی دربارهی پذیرش تفاوتها میگوید.

پس اگر دلتان میخواهد با یک فانتزی پرماجرا به جهانی ماورائی قدم بگذارید که در مسیر آن بترسید، بخندید، فرار کنید، بجنگید و در تمام این مدت به مفاهیم انسانی بسیاری فکر کنید، خرید کتاب چکش ثور انتشارات بهنام میتواند بهترین فرصت برای لمس این تجربه را در اختیارتان بگذارد؛ اثری که با تلاش وحید جعفری منصوریان به شکلی روان به فارسی ترجمه شده است.
جوایز و افتخارات کتاب چکش ثور
- برندهی جایزهی استون وال در بخش ادبیات کودک و نوجوان در سال 2017
- نامزد دریافت جایزهی بهترین رمان نوجوان از نگاه کاربران گودریدز در سال 2016
نکوداشتهای کتاب چکش ثور
- ریک ریوردان، اسطورهشناسی نورس را ماهرانه با مسائل اجتماعی مختلفی نظیر نژاد، مذهب، معلولیت و سیالیت جنسیت تلفیق میکند. (Booklist)
- لازم است از ریوردان تشکر کنیم که چنین مجموعهی متنوعی از شخصیتها را به ما ارائه داده و بر اهمیت فرهنگهای دیگر تأکید کرده است. (Central Times)
کتاب چکش ثور برای شما مناسب است اگر
- بهعنوان نوجوان از خواندن رمان طنز که به ماجراهای فانتزی آمیخته است، لذت میبرید.
- به داستان اسطورهای، افسانههای نورس و حضور موجودات خیالی و ماورائی علاقه دارید.
- از داستان تخیلی ماجراجویانه و سرشار از اتفاقات غیرمنتظره استقبال میکنید.
- بزرگسال هستید اما خواندن رمان فانتزی نوجوان و استعارهپردازیهای نهفته در آن برایتان لذتبخش است.
در بخشی از کتاب چکش ثور: کتاب دوم مجموعه مگنوس چیس و خدایان آسگارد میخوانیم
درست مثل ایام قدیم بود: در جستجوى سلاحهاى جادویى با یکدیگر به مکانهاى ناشناخته رفتن و خطر کردن تا سر حد مرگ؛ من واقعاً دلم براى دوستانم تنگ شده بود. حدوداً تا نیمههاى زیرزمین برج رفته بودیم که بلیتزن گفت: «آها.» او خم شد و با دستانش که دستکش هم پوشیده بود، قطعه سنگى را لمس کرد. در نظر من، آن قطعه سنگ عجیبتر از سنگهاى دیگر نبود اما ظاهراً بلیتزن از این یکى خوشش آمده بود.
به من نگاه کرد و گفت: «حالا دیدید، رفقا؟ اگه یه کوتوله همراهتون نبود، هیچوقت متوجه این نمىشدید و باید تا ابد به راه رفتن ادامه مىدادید و به دنبال ورودى قبر مىگشتید.» پرسیدم: «این تکه سنگ، ورودى قبره؟» جواب داد: «این سنگ یه محرک براى ورودیه، آره، ولى ما هنوز به کمى جادوجنبل نیاز داریم تا بتونیم وارد بشیم. هارت، مىشه اینو برام کامل بررسى کنى؟»
هارت با نارضایتى و سر را به نشانه تأیید تکان داد. سپس مسیر طلسم شده را در کف زمین با دستانش دنبال کرد. بلافاصله محوطهاى در حدود ده متر مربع از کف زمین تبخیر شد و زمین دهان باز کرد. از بخت بد، هر چهار نفرمان درست در همان محدوده ایستاده بودیم. همگى جیغزنان درون تاریکى سقوط کردیم. خبر خوب این بود که وقتى فرود آمدیم، همهى چهار ستون بدنم سالم بود. خبر بد هم اینکه هارتستون سالم نبود. فوراً متوجه شدم چه اتفاقى براى هارت افتاده. من ادعا نمىکنم که اِلفها ظریف و شکننده هستند. از برخى جهات، هارت تنومندترین فردى بود که مىشناختم. اما اکنون در این موقعیت مىبایست او را داخل پتو مىپیچیدم و نوشتهاى را روى پیشانىاش مىچسباندم با این مضمون: «با دقت حمل شود.» به او گفتم چند لحظه صبر کند. هر چند این حرفم فایدهاى نداشت و او در تاریکى قادر به دیدن من نبود. به سرعت پاهاى او را پیدا کردم و دست به کار شدم.
فهرست مطالب کتاب
فصل اول: بُز من را نکُش
فصل دوم: تعقیب و گریز روى پشتبامها با شمشیرها و نینجاهاى سخنگو
فصل سوم: دوستانم با سکوت خود از من محافظت مىکنند ممنونم دوستان
فصل چهارم: یک یوزپلنگ وحشى مرا زیر مىگیرد
فصل پنجم: شمشیر من زندگى اجتماعى بهترى نسبت به من دارد
فصل ششم: کمى سوپ راسو لطفاً
فصل هفتم: آیا تا به حال پیش آمده کسى که دوستش مىدارید، گرفتار لیندورمها شود؟
فصل هشتم: من کشته شدم و از یک مرگ واقعى نجات پیدا کردم
فصل نهم: هیچوقت با یک خداى سربریده به حمام نروید
فصل دهم: مزخرفترین مهمانى وایکینگ لوى که تا آن زمان دیده بودم
فصل یازدهم: چگونه یک شخص، شایستهى چنین مراسم قدردانىاى مىشود؟
فصل دوازدهم: مگنوس و سمیرا روى درخت نشسته و صحبت مىکنند
فصل سیزدهم: آرام باش. این فقط یک پیشگویى مرگ است
فصل چهاردهم: براى من خون گریه کنید، اما نه، صبر کنید. لازم نیست!
فصل پانزدهم: همه به خاطر سر بریدن مگنوس! لطفاً بگید آى!
فصل شانزدهم: هارتستون گاو خشمگین درونش را رها مىکند
فصل هفدهم: اضافه شدن دایى راندالف به فهرست افراد خبیث و شرور
فصل هیجدهم: من باید چیزهاى فراوانى درباره زبان اشاره یاد بگیرم
فصل نوزدهم: آیا از اینکه خلبان در حال دعاست باید عصبى شوم؟
فصل بیستم: در هنگام سلطه شیاطین اهریمنى، لطفاً نشانههاى روشن را به سمت نزدیکترین خروجى دنبال کنید
فصل بیستویکم: شلیک به پرسهزنان، دستگیرى و شلیک دوباره به آنها
فصل بیستودوم: کاملاً مطمئن بودم پدر هارتستون بیگانهاى گاو دزد است
فصل بیستوسوم: بله، قطعاً ماشین دیگرش بشقاب پرنده است
فصل بیستوچهارم: مىخواهى نفس بکشى؟ باید سه سکه طلاى دیگر هم بدهى!
فصل بیستوپنجم: هارتستون؟ بیشتر شبیه هارت سارق است. درست مىگویم؟
فصل بیستوششم: وقتى تمام ماهىها را بمباران اتمى کردیم
فصل بیستوهفتم: فوراً بگذار بروم اگر نه میلیاردرت مىکنم
فصل بیستوهشتم: اگر الان سفارش بدهید، این حلقه طلسم شده هم نصیب شما مىشود
فصل بیستونهم: ناک ناک
فصل سىام: بر فراز رنگین کمان اتفاقات عجیبى در حال وقوع است
فصل سىویکم: هایمدال با همه عکس سلفى مىگیرد
فصل سىودوم: گودزیلا پیغام مهمى برایم مىفرستد
فصل سىوسوم: وقت استراحت براى فلافل؟ حتما! ممنون
فصل سىوچهارم: به عمارت مورد علاقهام مىرویم
فصل سىوپنجم: مشکل کوچکى داریم
فصل سىوششم: رفع مشکلات به یارى مُد روز
فصل سیوهفتم: گوشت تنورى روى آتش مستقیم زودتر کباب میشود
فصل سىوهشتم: به هیچ وجه نمىتوانید رمز عبور بلیتز را حدس بزنید
فصل سىونهم: الویس کیف بولینگ را ترک کرده است
فصل چهلم: حق بیلى کوچولو همان بود که سرش آمد
فصل چهلویکم: وقتى شک دارى، به حشرهاى گزنده تبدیل شو
فصل چهلودوم: یا مىتوانى تنها بسیار بدرخشى، این هم شدنى است
فصل چهلوسوم: تو دائماً کمک مىخواهى! بعید مىدانم بدانى معنى این کلمه واقعا چیست
فصل چهلوچهارم: به داشتن سنگ نشان و کوپنها مفتخریم
فصل چهلوپنجم: موهاى بافته شده تا بهحال آنقدر ترسناک به نظر نرسیده بودند
فصل چهلوششم: عروس و قاتل وارد مىشوند
فصل چهلوهفتم: آماده براى یک نبرد عجیب و غریب
فصل چهلوهشتم: همگى سوار بر گوردیتاى سریعالسیر
فصل چهلونهم: ثریم
فصل پنجاهم: یه مقدار سم پرطراوت روى صورتتون میل دارید، قربان؟
فصل پنجاهویکم: دوست قدیمى من؛ بدبینى، سلام
فصل پنجاهودوم: دایى راندالف خوانندههاى پشتیبان دارد
فصل پنجاهوسوم: وقت چکش بازیه! (یه نفر باید اینو مىگفت)
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب چکش ثور: کتاب دوم مجموعه مگنوس چیس و خدایان آسگارد |
| عنوان اصلی | The Hammer of Thor |
| مجموعه | مگنوس چیس و خدایان آسگارد اثر ریک ریوردان |
| نویسنده | ریک ریوردان |
| مترجم | وحید جعفری منصوریان |
| ناشر چاپی | انتشارات بهنام |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| نخستین انتشار | 2016 |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 448 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-7132-50-0 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۳۰۰,۰۰۰ تومان €6.49 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله






















