امیرحسین میرابی در کتاب مالک باشید، نه مدیرعامل، با تمرکز بر جدایی مالکیت از مدیریت، چالشهای مدیریت شرکتهای کارآفرینمحور و خانوادگی را بررسی میکند. این اثر با شرح تفاوت وظایف مالک، مدیرعامل و هیئتمدیره، اصول تفویض اختیار، سیستمسازی، نظارت بر عملکرد و مدیریت استراتژیک را شرح میدهد و به صاحبان کسبوکار در مسیر حرفهایسازی سازمان کمک میکند.
دربارهی کتاب مالک باشید، نه مدیرعامل
شاید فکر کنید بزرگترین مانع رشد هر شرکت، رقیبهای آن و یا کمبود سرمایه است، اما گاهی بنیانگذار یک شرکت میتواند به مانع اصلی رشد بدل شود. تعجب میکنید؟ اما این اتفاق بسیار رایج است زیرا اغلب اوقات، تصمیمها، طبق قوانین نانوشتهای فقط باید از فیلتر مالک بگذرند. درست در همین نقطه حتی موفقترین کسبوکارها هم ممکن است در دام وابستگی به بنیانگذار گرفتار شوند. امیرحسین میرابی در کتاب مالک باشید، نه مدیرعامل به این چالش مهم دنیای کسبوکار میپردازد.
نویسنده در این کتاب، تفاوت نقش مالک، مدیرعامل و هیئتمدیره را زیر ذرهبین میگذارد و توضیح میدهد که چرا این جایگاهها، با وجود ارتباط نزدیکشان، نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند. او تأکید میکند مدیرعامل حرفهای، برخلاف مالک که سازمان را بنیان مینهد، باید استراتژی را اجرا کند، تیم بسازد، منابع را مدیریت کند و پاسخگوی عملکرد سازمان باشد؛ و هیئتمدیره وظیفه نظارت بر عملکرد اجرایی و حفاظت از منافع سهامداران را بر عهده دارد.
مهارتهای رهبری کسبوکار برای بهبود عملکرد سازمانی
یکی دیگر از مباحث مهم کتاب مالک باشید، نه مدیرعامل از نشر وانیا، به بررسی آسیبهای مدیریت غیرحرفهای در کسبوکارهای خانوادگی اختصاص دارد که ممکن است به یکی از دلایل شکست کسب و کار تبدیل شود.

امیرحسین میرابی در این زمینه به معضلات مهمی نظیر استخدام بر مبنای روابط و اختلاط حسابهای شخصی و شرکتی، نبود شاخصهای ارزیابی عملکرد و ضعف سیستمسازی میپردازد و از شکلگیری فرهنگی میگوید که در آن همه برای تصمیمگیری منتظر اجازه مالک میمانند. مشکلاتی که نهتنها سرعت کار را کاهش میدهند، بلکه بعید نیست خلاقیت کارکنان، سلامت مالی و آیندهی شرکت را به خطر بیندازند.
کتاب، همچنین در باب چگونگی واگذاری مسئولیت به یک مدیرعامل حرفهای به بحث میپردازد و در این مسیر به مقولاتی مانند انتخاب فرد مناسب، تعیین حدود اختیارات، تدوین قرارداد و شاخصهای کلیدی عملکرد و مهمتر از همه، تشکیل هیئتمدیرهی کارآمد اشاره میکند. رویکرد کتاب مالک باشید، نه مدیرعامل به معنای کنار گذاشتن مسئولیت نیست، بلکه فرصتی است تا مالک به جای حلوفصل مداوم مسائل اجرایی، بر استراتژی، سرمایهگذاری، مدیریت ریسک و آیندهی کسبوکار تمرکز کند.
پس اگر میخواهید کسبوکارتان را از وابستگی به خودتان نجات دهید تا در مسیر رشد و توسعهی پایدار و بهبود عملکرد سازمانی گام بردارید، با خرید کتاب مالک باشید، نه مدیرعامل، با اصول جدایی مالکیت از مدیریت و واگذاری حرفهای مسئولیتها آشنا شوید.
کتاب مالک باشید، نه مدیرعامل برای شما مناسب است اگر
- کارآفرین یا صاحب کسبوکار هستید و میخواهید شرکت خود را توسعه دهید و وابستگی فعالیتهای روزمره به حضور مستقیم خود را کاهش دهید.
- با چالشهایی مانند دخالت اعضای خانواده، استخدامهای رابطهمحور و انتقال مدیریت به نسل بعد روبهرو هستید.
- برای عبور از مدیریت فردمحور به ساختاری نظاممند، مقیاسپذیر و مستقل از بنیانگذار برنامهریزی میکنید.
- بهعنوان سرمایهگذار یا سهامدار میخواهید بر عملکرد شرکت نظارت کنید، بدون آنکه درگیر تمام تصمیمهای اجرایی و روزمره شوید.
در بخشی از کتاب مالک باشید، نه مدیرعامل: چرا اداره شرکت با صاحب شرکت متفاوت است میخوانیم
پرداخت هزینههای شخصی از حساب شرکت یکی از رایجترین و در عین حال خطرناکترین خطاهای مدیریتی در کسبوکارهای کوچک، متوسط و حتی گاهی بزرگ است. در ادبیات حقوقی و مالی، به این عمل دستاندازی به سرمایه یا اختلاط منافع گفته میشود. مالک یا مدیر تصور میکند چون صاحب شرکت است، پول شرکت همان پول جیب اوست؛ اما از نظر قانونی و سیستمی، شرکت یک شخصیت حقوقی مستقل است.
چرا این کار یک اشتباه استراتژیک است؟
1. وقتی هزینههای سفر شمال یا شهریه مدرسه فرزند مالک در هزینههای شرکت ثبت شود، مدیر دیگر نمیداند شرکت واقعاً چقدر سودآور است.
2. فرار مالیاتی و جریمههای سنگین، سازمان امور مالیاتی این هزینهها را هزینه قابل قبول مالیاتی نمیداند. در صورت حسابرسی، این مبالغ برگشت خورده و مشمول جریمههای سنگین میشود.
3. به خطر افتادن مسئولیت محدود، اگر شرکت ورشکست شود و طلبکاران ثابت کنند که مالک بین اموال خودش و شرکت تفاوتی قائل نبوده، قاضی میتواند حکم به رفع حجاب شخصیت-حقوقی بدهد؛ یعنی طلبکاران میتوانند اموال شخصی مالک، خانه و ماشین شخصی را هم توقیف کنند.
چند نمونه
1. دنیس کوزلوفسکی، مدیرعامل شرکت Tyco از پول شرکت برای سبک زندگی فوقاشرافی خود استفاده میکرد. او 6000 دلار پول شرکت را صرف خرید یک پرده حمام برای آپارتمان شخصیاش کرد و یک جشن تولد 2 میلیون دلاری برای همسرش در جزیره ساردینیا گرفت و نیمی از هزینه را به حساب شرکت زد و درنتیجه او به دلیل اختلاس و سرقت داراییهای شرکت به 8 تا 25 سال زندان محکوم شد.
2. آدام نیومن، بنیانگذار WeWork، از هواپیمای 60 میلیون دلاری شرکت برای سفرهای شخصی و موجسواری با خانواده استفاده میکرد. او حتی ساختمانهای شخصی خودش را به شرکت خودش اجاره میداد و درنتیجه این رفتارهای غیرحرفهای باعث شد سرمایهگذاران اعتمادشان را از دست بدهند. ارزش شرکت از ۴۷ میلیارد دلار به مرز ورشکستگی رسید و او از شرکت اخراج شد.
بله




















