کتاب مسیح باز مصلوب اثر نیکوس کازانتزاکیس و با ترجمهی محمد قاضی، داستانی روستایی در یونان است که مردم روستا در آن برای اجرای نمایش مصائب مسیح آماده میشوند؛ اما ورود گروهی از پناهندگان گرسنه و آواره، مرز میان نقش و واقعیت را در هم میشکند. این رمان مشهور نیکوس کازانتزاکیس، ایمان، فقر، قدرت، تعصب و شفقت را مقابل یکدیگر قرار میدهد تا نشان دهد گاهی دشوارترین بخش ایمان، نه به زبان آوردن اسم مسیح، بلکه زیستن شبیه به اوست.
دربارهی کتاب مسیح باز مصلوب
کتاب مسیح باز مصلوب اثر نیکوس کازانتزاکیس رمانی یونانی است که در روستایی به اسم لیکووریسی در آناتولی و در فضای اجتماعی و سیاسی پرتنش سالهای پایانی جنگ یونان و ترکیه میگذرد. اهالی روستا هر هفت سال یک بار، در هفتهی مقدس، نمایشی دربارهی مصائب مسیح برگزار میکنند و این بار نیز بزرگان روستا بازیگران را انتخاب میکنند. مانولیوس، چوپانی جوان و سادهدل، برای نقش مسیح انتخاب میشود و دیگر اهالی نیز نقشهایی چون یهودا و مریم مجدلیه را برعهده میگیرند.
اما در کتاب مسیح باز مصلوب نمایش پیش از آنکه روی صحنه شروع و به پایان برسد، وارد زندگی اهالی روستا میشود. گروهی از یونانیان که از روستای خود رانده شدهاند و تنها امنیت و اندکی نان میخواهند، به لیکووریسی پناه میآورند. حالا در یک سو، کشیش گریگوریس و بزرگان روستا قرار دارند که حضور پناهندگان را تهدیدی برای خود میبینند و در سوی دیگر، مانولیوس و دیگر بازیگران هستند که کم کم به این باور میرسند ایفای نقش بدون پذیرفتن مسئولیت اخلاقی آن ممکن نیست.
اگر بخواهیم خلاصه کتاب مسیح باز مصلوب را در یک پرسش بیان کنیم، شاید این باشد: اگر مسیح قرار بود همین امروز میان ما زندگی کند، با او چه میکردیم؟ نیکوس کازانتزاکیس پاسخ این رفتار را در رفتار آدمها جستوجو میکند، نه در موعظههایشان. همین جا است که نمایش هفتگی روستا به آینهای برای جامعه تبدیل میشود و شخصیتها، بیآنکه خود بدانند، بیش از پیش به نقشهای خود شبیه میشوند.

نقد کتاب مسیح باز مصلوب؛ ایمان یا مسئولیت؟
در جملاتی از کتاب مسیح باز مصلوب رد همان دغدغهی همیشگی نیکوس کازانتزاکیس را میتوان جستوجو کرد: انسان در برابر آزادی، رنج و مسئولیت اخلاقی چه انتخابی دارد؟ کشیش گریگوریس و بزرگان روستا از قدرت و نظم موجود دفاع میکنند، در حالی که پناهندگان بیرون راندهشده، واقعیتی را نشان میدهند که دیگر نمیشود با خطابه و مراسم مذهبی پنهانش کرد. شخصیتها در مسیر داستان با انتخابهایی روبهرو میشوند که آسودگی و مسئولیت را در برابر یکدیگر قرار میدهند.
یکی از مهمترین نکات در نقد کتاب مسیح باز مصلوب، تضاد میان ایمان به عنوان مجموعهای از مناسک و ایمان به عنوان مسئولیتی انسانی است. نیکوس کازانتزاکیس شخصیتهایش را در موقعیتی قرار میدهد که نمیتوانند پشت آیین و مقام پنهان شوند؛ حضور آوارگان، فقر و بیعدالتی همه چیز را از سطح حرف به میدان عمل میکشاند. در چنین فضایی دیگر مهم نیست چه کسی به مسیح اعتقاد دارد، بلکه مهم این است که چه کسی حاضر است بهای رفتار مسیحوار را بپردازد.
کتاب مسیح باز مصلوب در عین برخورداری از درونمایهای مذهبی، یک رمان صرفا دینی نیست؛ بلکه روایتی اجتماعی دربارهی ترس، قدرت و رفتار جمعی انسانهاست. نیکوس کازانتزاکیس نشان میدهد که جامعه چگونه میتواند میان خود و دیگری دیواری بسازد و چگونه فقر و بیعدالتی اگر از نزدیک لمس شوند، وجدان آدمها را به چالش میکشند. نمایش مسیح در این داستان به آینهای تبدیل میشود که شخصیتها به ناچار چهرهی واقعی خود را در آن میبینند.
سبک نویسندگی کازانتزاکیس در کتاب مسیح باز مصلوب
قلم نیکوس کازانتزاکیس در رمان مسیح باز مصلوب پرشور، تصویری و گاه خشن است. او از توصیف طبیعت و فضای روستا تا ترس، گرسنگی و خشم جمعی با زبانی زنده و احساسی پیش میرود. این توصیفهای پرجزئیات تنها برای زیبایی روایت نیستند؛ نویسنده از آنها برای ساختن فضایی قابل لمس استفاده میکند که رنج و آشفتگی شخصیتها را به شکلی مستقیم به خواننده منتقل میکند.
در کتاب مسیح بازمصلوب، نثر شاعرانه نیکوس کازانتزاکیس با روایتی اجتماعی و اخلاقی پیوند میخورد. شخصیتها بارها میان ایمان و تردید، خودخواهی و نوعدوستی، امنیت و فداکاری گرفتار میشوند و همین تضادها به داستان نیرویی دراماتیک میبخشد. قلم نویسنده بدون آنکه قصه را به یک موعظه تبدیل کند، ما را وادار میکند دربارهی معنای واقعی ایمان و انسان بودن فکر کنیم.
نگاهی به ترجمهی محمد قاضی از کتاب مسیح باز مصلوب
کتاب مسیح باز مصلوب ترجمهی محمد قاضی، از بهترین ترجمههای فارسی شناخته شدهی این رمان است. مترجم در برگردان این اثر با روایتی گسترده و شخصیتمحور روبهرو بوده که در آن داستانگویی با مضامین اجتماعی، اخلاقی و مذهبی درهمتنیده است. بنابراین، ترجمهی مسیح باز مصلوب تنها انتقال خط داستانی نیست؛ بلکه مترجم باید لحن روایت، فضای روستا، مناسبات میان شخصیتها و مفاهیمی مانند ایمان، رنج، فقر و مسئولیت را نیز به فارسی منتقل کند.
یکی از ویژگیهای مهم ترجمهی محمد قاضی، توجه به روانی و خوشخوانی متن است. او تلاش کرده زبان روایت برای خوانندهی فارسی طبیعی باشد و در عین حال فضای خاص رمان از میان نرود. این مسئله در کتاب مسیح باز مصلوب اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا کازانتزاکیس در کنار روایت ماجراهای شخصیتها، از موقعیتهای جمعی و گفتوگوها برای طرح پرسشهای اخلاقی و اجتماعی استفاده میکند. ترجمهی محمد قاضی کمک میکند این لایهها در کنار خط اصلی داستان قابل دنبالکردن باشند و رمان همچنان حالوهوای انسانی و اجتماعی خود را حفظ کند.
چرا باید کتاب مسیح باز مصلوب نیکوس کازانتزاکیس را بخوانیم؟
اگر کتابهای نیکوس کازانتزاکیس را به دلیل درگیری همیشگیشان با پرسشهای اخلاقی، معنوی و انسانی دنبال میکردید، کتاب مسیح باز مصلوب نشر خوارزمی یکی از آثاری است که این دغدغهها را در قالب داستانی پرکشش و روایت محور دنبال میکند. داستان این کتاب با یک نمایش شروع میشود، اما پرسشی جدیتر پیش روی ما میگذارد: اگر قرار باشد نقش خود را در جهان بازی کنیم، تا کجا پیش میرویم؟
برای آشنایی با یکی از مهمترین کتابهای نیکوس کازانتزاکیس و خواندن اثری که نمایش و واقعیت را چنان در هم میآمیزد که تشخیص مرز میان آنها دشوار میشود، سراغ خرید کتاب مسیح باز مصلوب نشر خوارزمی بروید و این داستان پرتنش و تامل برانگیز را با ترجمهی محمد قاضی بخوانید.

اقتباسهای سینمایی و فرهنگی کتاب مسیح باز مصلوب
- بوهوسلاو مارتینو، آهنگساز اهل چک، بر اساس این رمان اپرایی چهارپردهای با عنوان The Greek Passion ساخت.
- فیلم آن که باید بمیرد (He Who Must Die, 1957) به کارگردانی ژول داسن با اقتباسی از رمان مسیح باز مصلوب ساخته شد.
- یک مینی سریال شش قسمتی با عنوان Christ Recrucified با کارگردانی هیو دیوید در سال 1969 ساخته شد و از شبکهی BBC پخش شد؛ فیلمنامهی این مینی سریال توسط جک پالمن نوشته شده است.
- و...
کتاب مسیح باز مصلوب برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای اجتماعی و فلسفی علاقه دارید که در کنار داستانی پرکشش دربارهی ایمان، اخلاق و مسئولیت انسانی نیز صحبت میکند.
- از کتابهای نیکوس کازانتزاکیس و داستانهایی با شخصیتپردازی عمیق و کشمکشهای اخلاقی لذت میبرید.
- به ادبیات یونان و رمانهای مشهور جهان علاقه دارید و میخواهید اثری متفاوت دربارهی معنای واقعی ایمان بخوانید.
- به داستانهایی علاقه دارید که شما را پس از پایان با پرسشهایی دربارهی انسانیت و فداکاری روبهرو میکند.
در بخشی از کتاب مسیح باز مصلوب میخوانیم
_ ارباب، من آمدهام از شما اجازه بگیرم که بهکوه برگردم.
پیرمرد چشمانش را دراند و لبهایش لرزیدن گرفت و آخر مِنمِنکنان گفت:
_ چه غلطی کردی؟ بهکوه برگردی؟ اگر جرأت داری این حرفت را تکرار کن!
_ ارباب، گفتم آمدهام از شما اجازه بگیرم که بهکوه برگردم.
ارباب پیر که بار دیگر رگهای گردنش متورم شدهبود گفت:
_ پس عروسی چه میشود؟ کی عروسی میکنی، پسرۀ گیج؟ در ماه مه؟ ماهی که خرها جفتگیری میکنند؟ خیر، خیر، باید در ماه آوریل یعنی همین حالا بشود. من برای همین کار تو را بهاینجا خواستهام. در اینجا منم که فرمان میدهم!
_ ارباب، باز تا مدتی بهمن اجازه بده صبر کنم...
_ چرا؟ چه احتیاجی بهصبرکردن هست؟ تو را چه شده است؟
_ علتش این است که من هنوز آماده نیستم، ارباب.
_ آماده نیستی؟ یعنی چه؟
_ خودم هم نمیدانم ارباب... فقط حس میکنم که هنوز آمادگی ندارم. روح من...
_ چه روحی، فلان فلان شده؟ من احساس میکنم که تو عقلت را ازدستدادهای. این را ببین که از روحش برای من صحبت میکند! روحم! روحم! مگر تو هم روح داری؟
_ چطوری بگویم ارباب؟ یک صدای درونی...
_ خفه شو!
بله




























