نابودی یک زندگی دلنشین با چرخاندن یک کلید! کتاب طلاق اثر فریدا مک فادن داستان زنی را برای شما روایت میکند که در یکلحظه متوجه میشود قرار است همهی چیزهای خوب زندگی مشترکش را از دست بدهد. نائومی شخصیت اصلی این تریلر روانشناختی پرفروش نیویورک تایمز است که بعد از بازگشت به همراه پسرش تدی به خانه متوجه یک نکتهی غیرمعمولی میشود؛ نه در گاراژ برایش باز میشود و نه میتواند قفل در را با کلیدش باز کند!
دربارهی کتاب طلاق
فریدا مک فادن با نوشتن این کتاب، توانسته یک رمان پرفروش دیگر راهی بازار کند؛ یک رمان معمایی با موضوع طلاق و جدایی. داستان کتاب طلاق از یک بحران بهظاهر کوچک و قابلحل آغاز میشود. کلیدهای نائومی دیگر درهای خانه را باز نمیکنند، اما چرا؟ پاسخ جرمی، شوهر نائومی به این اتفاق یک سورپرایز بزرگ است. او برای هدیهی سالگرد ازدواجشان میخواهد خانه را بازسازی کند. علاوه بر این جرمی وسایل نائومی را هم از پیش در چمدانهایی که برایش هدیه خریده بود جمع کرده. واقعاً چه شوهر فوقالعادهای نه!؟
همه چیز در ظاهر خوب پیش میرود، جرمی سنگ تمام گذاشته و وظیفهی تهیهی شام را هم در این شب بسیار ویژه از روی شانههای همسر عزیزش برداشته است. اما انگار چیزی در ذهن نائومی نمیگذارد که او از این اتفاقات لذت ببرد؛ به نظرش یک جای کار میلنگد. قرار میشود که نائومی در خانهای که قبلاً پدر و مادر جرمی در آن زندگی میکردند ساکن شود تا تد و جرمی هم بعداً به او بپیوندند. واقعاً این اتفاق قرار است بیفتد؟
رمان طلاق؛ فروپاشی یک خانواده
فریدا مک فادن، نائومی را راوی بخش عمدهای از داستانش قرار داده است. یک پزشک سابق، یک مادر مهربان و حواس جمع، و یک همسر عاشق. زنی که بهخاطر فرزند و شوهرش شغلی که بسیار دوست داشته را کنار گذاشته بوده و حالا در راه مسیر خانهای که حتی خانهی خودش نیست به اتفاقاتی که افتاده فکر میکند. انگار تازه متوجه میشود که قرار است با سختترین خبر زندگیاش روبهرو میشود. بعد از گفتوگو با جرمی متوجه میشود که انگار هیچ بازسازی در کار نبوده و شوهرش فقط یک چیز را میخواسته؛ طلاق.

میتوانید مادری را تصور کنید که اکنون باید به دوری از فرزند و ترک خانهاش فکر کند؟ نائومی با ناراحتی و اشک و درد باز هم تلاش میکند تا دلیل این اتفاق را از جرمی بپرسد و به او اطمینان بدهد که میتوانند مشکل را حل کنند، اما فایدهای ندارد. تمام این اتفاقات، آغاز این داستان رازآلود بهحساب میآیند. پرسشی که قطعاً برای نائومی و احتمالاً برای شما به وجود آمده این است که دلیل این تصمیم جرمی چیست؟
هرچه داستان طلاق پیش میرود تعلیق برای شما و نائومی بیشتر میشود، تا جایی که همه متوجه خواهید شد این بازی روانی جرمی با زنش از کجا نشئت میگیرد و آتش این رمان تریلر را چه چیز شعلهور کرده است.
لحظهی مواجهه با حقیقت در رمان معمایی
این داستان روانشناختی از این لحظه به بعد خواننده را به عمق ذهن نائومی میبرد؛ جایی که وسواسها و هیجانات او بیشتر برای شما مشخص شود. این زن نمیتواند از فکر دلایل این اتفاق بیرون بیاید و پیوسته تلاش میکند تا پاسخی برای پرسهایش پیدا کند. سرنخها او را به یک غربیه میرساند. زنی زیبا به نام ورونیکا. آیا واقعاً علت این طلاق و ویرانی زندگی نائومی، ورونیکا است؟
شما میتوانید با خرید کتاب طلاق که توسط مریم حسیننژاد ترجمه و به همت نشر بامداد سیام منتشر شده است، یک تریلر روانشناختی جذاب را بخوانید و از سرنوشت اعضای یک خانوادهی فروپاشیده مطلع شوید.
جوایز و افتخارات کتاب طلاق
- حضور در فهرست کتابهای برگزیده به انتخاب سردبیران وبسایت آمازون
- قرار گرفتن در فهرست پرفروشترین کتابهای نیویورکتایمز
در نکوداشت کتاب طلاق
- کتاب فریدا مک فادن تریلری روانشناختی درباره ازدواج، خیانت و اسراری است که بهجای نادیده گرفتن، باید دربارهشان صحبت بشود. (کاربر گودریدز)
کتاب طلاق برای شما مناسب است اگر
- از خواندن رمانهای معمایی و رمانهای روانشناختی لذت میبرید.
- به دنبال تازهترین رمانهایی میگردید که به موضوع خانواده، طلاق و خیانت پرداخته است.
- طرفدار فریدا مک فادن هستید و آثار دیگر این نویسنده را دوست داشتهاید.
در بخشی از کتاب طلاق میخوانیم
همین تغییر کوچک در لحنش کافی است تا اشک در چشمهایم جمع شود.
«نمیخواستم آزارت بدم.»
با درماندگی میگویم: «پس ترکم نکن.»
جرمی پاسخی ندارد.
کیف اداریاش را که هنوز روی مبلِ نیمهتمیز باز مانده، میبندد. سپس با لحنی کاملاً رسمی میگوید: «فکر میکنم بتونیم با کمک یه میانجی این موضوع رو حل کنیم. با توجه به اینکه قرارداد پیش از ازدواج داریم، نیازی نیست وارد دعوای حقوقی بشیم یا کارمون به دادگاه بکشه.»
لحظهای سکوت میکند و ادامه میدهد: «وکیلم مدارک رو برای وکیلت میفرسته.»
سرم هنوز از شدت شوک گیج میرود.
اصلاً نمیتوانم بفهمم چه اتفاقی افتاده است.
چه شد که همهچیز اینطور از هم پاشید؟ چرا ناگهان نتیجه گرفته رابطهمان دیگر به درد نمیخورد و باید تمام شود؟
احساس میکنم دارد مرا از کار اخراج میکند. از کنارم رد میشود و همان لحظه وحشت واقعی به جانم میافتد.
وقتی نخستین بار کلمهی «طلاق» را به زبان آورد، مطمئن بودم تصمیمی عجولانه گرفته و میتوانم منصرفش کنم.
اما حالا...
حالا معلوم است تصمیمش را گرفته است. شوهرم قصد دارد به رابطهمان پایان بدهد. آن هم به دلایلی که هیچ معنایی برایم ندارند.
خوشحال نیست؟
بله




























