در روایت کتاب چشمهای غزه، پابهپای پلستیا العقاد به کوچه و خیابان سرزمینی قدم میگذاریم که هرکسی جرئت و جسارت گذر از آن را ندارد. در اکتبر سال 2023 قدم به قدم سرزمین فلسطین بوی خون میداد. در این حین، نویسندهی این خاطرهنامهی پرفروش نیویورک تایمز در میان تل خاکستر و خرابههای بهجامانده از شهر آهسته و پیوسته به پیش خواهد رفت. او و دوربینش حالا نقش چشم جهان را در برابر این جنایت انسانی ایفا میکنند.
دربارهی کتاب چشمهای غزه
وقتی پلستیا العقاد به سن بیست سالگی رسید، رویاهای بزرگی در سر داشت، درست مانند تمام جوانهای همسنوسالش. او در آرزوهای دورودرازش خود را یک خبرنگار میدید و حالا پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه این رویا از همیشه به او نزدیکتر بود. گزارشگران بسیاری از سراسر دنیا اخبار مختلف را به گوشهی دیگر دنیا میرسانند، از خبر پیشرفتهای علمی و آخرین یافتهی دانشمندان تا فستیوالهای هنری و رویدادهای فرهنگی. نویسندهی کتاب چشمهای غزه نیز حالا به آرزویش رسیده بود. او یک خبرنگار بود، اما خبرنگار ویرانی و جنگ.
شغل خبرنگار بیشباهت به کار لنز دوربین نیست؛ همانطور که لنز جزئیات یک صحنه را ثبت میکند، راوی خبر نیز باید زوایای پنهان رویدادها را از دل آن بیرون بکشد و صادقانه پیش چشم دنیا بگذارد. همهی این اوصاف و احوال دربارهی پلستیا صدق میکرد.

کتاب چشمهای غزه: گزارشی بیسانسور از قلب ویرانی
پلستیا العقاد در کشور فلسطین به دنیا آمده بود، سرزمینی که سالهای زیادی به عنوان میدان کارزار و محل نفرت و درگیری شناخته میشد. وقتی نویسندهی کتاب به سالهای جوانی خود رسید، دیگر دیار مادریاش شباهتی به آنچه در بچگی از آن به یاد میآورد نداشت. همهچیز برای ثبت و ضبط آماده بود، اینجا حقیقتی وجود داشت که باید تمام دنیا از آن خبردار میشد.
یک گوشی تلفن همراه، یک حساب اینستاگرام و تیکتاک و یک کلاه ایمنی، اصلیترین ابزارهای پلستیا العقاد برای پیش رفتن به دل خرابههای شهر بود، تنها راهی که میتوانست از طریق آن با دنیا ارتباط بگیرد و دیگران را از جنایتی که در حال وقوع بود باخبر کند. کتاب چشمهای غزه نشر مردمنگار از دل همین تصمیم جرئتمندانه متولد میشود.
یادداشتهای پلستیا العقاد: قلم به مثابهی لنز
وقتی مشغول دنبال کردن یک گزارش تاریخی هستیم معمولاً از خود میپرسیم: این روایت تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است؟ و چه مقدار با سوگیری و جهتگیری شخصی نویسنده درگیر شده؟ حقایقی که اینبار توسط پلستیا العقاد بازگو میشود آنچنان روشن و ثابتشده هستند که میتوان گفت نیازی به اضافهگویی نویسنده ندارند.
بنابراین، روزی که پلستیا العقاد به جنایتهای پیشرویش چشم دوخت، تصمیم گرفت تا به جای هرگونه شرح و تفصیل فقط یک قلم ساده دست بگیرد و وقایع هر روز را در قالب یک یادداشت روزانه ثبت کند. در این کتاب قرار است از تاریخ شنبه 7 اکتبر تا روز پایانی جنگ غزه را روزبهروز همراه یادداشتهای نویسنده، به تماشا بنشینیم.
خرید کتاب چشمهای غزه تجربهی رویارویی با بخشی از حقایق دنیای امروز است، مجالی برای مواجههی مستقیم با ترس و آوارگی و فرصت پرسیدن یک سوال مهم انسانی: هر یک از ما تا چه اندازه در برابر وقایعی که به چشم میبینیم مسئول هستیم؟ این کتاب با تلاش نشر مردمنگار و ترجمهای از سامان رنجبر به دست شما میرسد.
جوایز و افتخارات کتاب چشمهای غزه پلستیا العقاد
- کتاب پرفروش نیویورک تایمز
- کتاب پرفروش نشریههای بوستون گلوب و سان فرانسیسکو کرونیکل
- پرفروش ملی کتابهای مستقل آمریکا
- نامزد نهایی جوایز کتاب وستمینستر در سال 2025
- نامزد جایزهی الکس انجمن کتابخانههای آمریکا (ALA) در سال 2026
- برندهی جایزهی ایرفونز مجله آدیوفایل
نکوداشتهای کتاب چشمهای غزه
- حقیقتی که پلستیا العقاد در کتاب خود روایت میکند بسیار دردناک است. اما اگر نتوانیم با حقیقت روبهرو شویم، دیگر زندگی بیمعنا خواهد بود. فلسطینیها تفاوتی با ما ندارند. آنها همانگونه احساس میکنند که ما. لطفاً این روایت تلخ و شیرین زندگی در غزه را مطالعه کنید، جرئت و شجاعت نویسندهی کتاب چشمهای غزه را قدر بدانید و دست از کشتار بردارید. (میریام مارگولیس، نویسنده)
- کتاب پلستیا عقاد درد را به شعر بدل میکند و به مخاطب خود نگرشی بدون سانسور و عمیق نسبت به فقدان، امید و بقا میبخشد. (روپی کاور، نویسنده)
- روایتی خارقالعاده و بیواسطه از تجربهی زندهماندن در یکی از مرگبارترین و ویرانگرترین جنگهای ثبتشده در تاریخ. کتاب چشمهای غزه بسیار تاثیرگذار و در عین حال دردناک است. (ایریش تایمز)
- اثری قدرتمند و گواهیای صمیمانه و بیپرده و نامهای به سرزمینی که همچنان زیر آتش به سر میبرد. (The National)
کتاب چشمهای غزه برای شما مناسب است اگر
- از دنبالکنندگان ادبیات مقاومت و پایداری هستید و آثار نوشتهشده از ادبیات مقاومت فلسطین را دنبال میکنید.
- از مرور خاطرهنامهها و تجربهی زیستهی واقعی افراد لذت میبرید.
- دربارهی تاریخ فلسطین پژوهش میکنید و به دنبال تماشای صادقانهی زندگی روزمره مردم غزه و تابآوری آنها هستید.
- به دنیای خبرنگاری علاقه دارید و در پی مستندنگاری و یادداشتنویسی از وقایع و رخدادهای اجتماعی هستید.
در بخشی از کتاب چشمهای غزه: دفتر خاطرات تاب آوری یک دختر خبرنگار میخوانیم
بیدار که میشوم، اینترنت و برق برقرار است. بنابراین، مصاحبۀ زنده را از خانهام انجام میدهم. باورکردنی نیست؛ تازه روز سوم تجاوز است، اما آنقدر خانهها و ساختمان تخریب شده که بیش از صدهزار فلسطینی در غزه آواره شدهاند. نمیخواهم تصور کنم که اوضاع چقدر میتواند بدتر شود. تصمیم میگیرم چرت بزنم تا زمان سریعتر بگذرد. هنوز چشمانم را نبستهام که دانا با من تماس میگیرد و میگوید که او و خانوادهاش در حال تخلیه هستند و به خانۀ خواهرش رز در حیالرمال میروند. وحشت میکنم و به اتاق نشیمن میروم تا به مامان خبر بدهم.
بعد از رفتن به در ورودی برای دیدن آنچه اتفاق میافتد - چرا برخی از مردم تخلیه میکنند و برخی دیگر میمانند؟ - متوجه شدیم که نیروهای اسرائیلی هشداری فرستاده و گفتهاند که قرار است دانشگاهی را در نزدیکی محل زندگی ما بمباران کنند. من و خانوادهام تصمیم میگیریم که به چند دلیل تخلیه نکنیم. اول اینکه، هنوز همسایههایی در ساختمان هستند. دوم اینکه، نمیدانیم کجا برویم و کجا ممکن است امن باشد. سوم اینکه، میترسیم بمباران هر لحظه شروع شود و از همین الان هم برای ما امن نیست که حرکت کنیم. چهارم اینکه، این اولین باری نیست که ساختمانی نزدیک ما بمباران میشود. پنجم اینکه، تخلیۀ خانه با مادربزرگ برای ما سخت است، چون او روی ویلچر است و برق قطع شده. ششم و از همه مهمتر، اسرائیلیها مستقیم با ما تماس نگرفته و هشدار تخلیه ندادهاند.
بعضی از همسایهها وحشتزدهاند، درهایشان را بستهاند و تخلیه میکنند، درحالیکه دیگران درهایشان را باز میکنند، با توجه به اینکه بسته نگه داشتن آنها خطرناک است. وقتی زیر آتش سنگین هستید، ممکن است هر لحظه دری از جا کنده شود، بنابراین باز نگه داشتن آن امنتر است. بدترین حالت این است که خانهتان در اثر بمباران بسوزد، درحالیکه شما داخل آن گیر افتادهاید و در باز نمیشود.
بله














