

برای خواندن کتاب نوبت سگها و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب نوبت سگها
کتاب نوبت سگها اثر سروش چیتساز مجموعه داستان کوتاهی شامل سیزده قصه است که با وجود استقلال روایی، مضمون و دستمایههای مشترکی آنها را به هم پیوند میزند. نویسنده در این داستانها به سراغ افرادی معمولی میرود که رخدادهای مختلف زندگی مثل مرگ، فقدان، فشارهای اقتصادی و اجتماعی، روابط پیچیدهی خانوادگی، مهاجرت، مرگ و ترسهای گاه واقعی و گاه خیالی، زندگی روزمرهی آنها را دستخوش تلاطم و تغییراتی کرده است. این مجموعه داستان برگزیدهی جایزهی مهرگان ادب شده است.
دربارهی کتاب نوبت سگها
کتاب نوبت سگها اثر سروش چیتساز، از خانههای کوچک و آپارتمانهای شهری تا روستا، جاده، ساحل، ایستگاه قطار و حاشیههای خاک گرفتهی شهر، روایتش را بسط میدهد و از خلال همین فضاهای گونهگون، تصویری چندوجهی از جامعهی معاصر ایران و ساکنینش میسازد. در بسیاری از داستانها، امر عادی به تدریج شکلی غریب به خود میگیرد؛ قصهی کوچ، از کشمکش یک خانواده در آستانهی جدایی و مهاجرت آغاز میشود، اما خاطرهها و قصههای پدر، گذشته و اکنون را در هم میآمیزد.
قصهی جنزدگان، داستان کودکی را از خلال ترسها و اضطرابهایش از جن و همزاد و باورهای خرافاتی خانوادگیاش روایت میکند، ولی در پشت فضای وهمآلود قصه، رازها و مناسباتی دیده میشود که ریشه در گذشتهی خانواده دارد. قصهی شاپرک، داستان زنی را تعریف میکند که برای سقط بچهی درون شکمش، سوار بر قطار راهی مطب دکتری به نام سامان شده؛ ولی خواب میماند و در عوض سر از ایستگاه بنبست کاوه در میآورد، آخرین ایستگاه که خط ریل در آنجا به پایان رسیده است.

قصههایی اجتماعی از آدمهایی گرفتارِ گذشته و حال
زاویهی دید و جنس روایت قصههای سروش چیتساز در کتاب نوبت سگها، داستان به داستان تغییر میکند؛ راوی گاهی کودکی است که پدربزرگش بهتازگی فوت کرده و در میان غمگساری پدر و درگیری والدین، گیر افتاده است. گاهی هم راوی فرد میانسالی است که درگیر گذشته و خاطرات، میان حال و گذشته در حرکت است. گاها هم مرز میان واقعیت و خیال عمدا محو باقی میماند و خواننده باید از میان نشانههای درون قصهها، نسبت میان خاطره، رویا، اوهام و رخداد واقعی را تشخیص دهد.
این امر به خوبی خود را در در داستان آستان متبرک میرزا آقا، نشان میدهد؛ در این قصه، با خادم بقعهای کوچک به نام مشدی کجی همراه میشویم. شبها، گروهی مخفیانه سنگ یکی از قبرهای کنار بقعه را میشکنند و گروهی دیگر، سنگی تازه روی آن میگذارند. یک طرف صاحب قبر را شهید راه آزادی میداند و طرف دیگر او را کافر و ملحد خطاب میکند. هر دو گروه به مشدی پول و تلفن میدهند تا فعالیت طرف مقابل را گزارش کند. ولی حافظهی مخدوش او سبب میشود که نداند به کدام گروه خبر داده و اصلا قبر متعلق به چه کسی بوده است.
خرید کتاب نوبت سگها، شما را با چند داستان اجتماعی از ادبیات معاصر ایران روبهرو میکند. سروش چیتساز بهجای روایت مستقیم و سرراست مسائل، آنها را از خلال تجربه و درگیریهای شخصیتهایی نشان میدهد که هرکدام به شکلی با گذشته، فقدان، حسرت و موقعیتهای دشوار زندگی خود دستوپنجه نرم میکنند. این مجموعه داستان کوتاه ایرانی توسط نشر مرکز منتشر شده است.
کتاب نوبت سگها برای شما مناسب است اگر
- داستانهای اجتماعی دربارهی خانواده، روابط انسانی، فقر، تنهایی، پیری و مرگ برایتان جذاب است.
- قصههایی را که میان واقعیت و خیال در حرکتاند میپسندید.
- به ادبیات معاصر ایران و به خصوص کتابهای سروش چیتساز علاقه دارید.
- به دنبال یک مجموعه داستان کوتاه میگردید.
در بخشی از کتاب نوبت سگها میخوانیم
وقتی مُرد، عمو زنگ زد خانهمان. بابا گفت قند زده به کلیه. من از مامان پرسیدم کلیه چیه؟ مامان گریه میکرد. به بابا گفت: «اون مادر جادوگرت سرشو خورد!» پرسیدم: «سر چیو خورد؟»
خیلی وقت بود نمیرفتیم اصفهان، خانهشان. مامان یهو یاد بابای خودش افتاد و صدای گریهاش بلندتر شد. وقتی میخواست بکوبد توی سینهاش، بابا مرا از اتاق کرد بیرون. دلم میخواست میفهمیدم چه کسی قند زده به باباجان. از بابا پرسیدم: باباجان هم مثل تو سیبیل داشت؟ بابا در را کوبید و سر مامان داد زد: «نگذاشتی دمِ آخری نوهاش را ببیند. حتا قیافهی بابام یادش نیست.» گفت نگذاشته بابا برود سر بالینش. از سوراخِ کلید پرسیدم بالین چیه؟ گفت چشمهایش از توی قبر دنبال من است. از ته قبر، زیر خاکها. از ترس رفتم توی کمد رختخوابها. شب هم توی جایم باران آمد. مامان گفت همهاش تقصیر بابا بوده. من گفتم تقصیر خودم بوده. شلوارم را هم نشان دادم. نمیخواستم مامان بهخاطر کار من بابا را دعوا کند. حالا که باباجان مرده هم من را اصفهان نبردند. بابا گفت نوهی اول است، مادرم گناه دارد. مامان هم گفت بچه است هنوز. برایش خوب نیست.
گذاشتنم پیش مادربزرگ. مامانِ مامان. گفتند صبح برمیگردند. الان فردای فردا هم شده و من هنوز اینجام. مادربزرگ هم همهاش عصبانی است. داد میزند: «خبرتو بیارن!» فرار میکنم زیر کپهی رختخوابها. سنگیناند. خیلی سنگین. نمیتوانم نفس بکشم.
فهرست مطالب کتاب
کوچ
آستان متبرک میرزاآقا
جن زدگان
جنگ و صلح
شاپرک
دندان درد
به آسانی
رگ درخت
سرمد
وضعیت نهایی
پراید سفید
چرخ فلک
باباجان
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب نوبت سگها |
| نویسنده | سروش چیت ساز |
| ناشر چاپی | نشر مرکز |
| سال انتشار | ۱۳۹۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 136 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-213-282-9 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۴۴,۰۰۰ تومان €2.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله

















