ویل دورانت تاریخنگار بزرگ قرن بیستم، در کتاب کتابخانه شخصی من، خلاصهای متفکرانه با چاشنی شوخطبعی دربارهی بزرگترین افراد و برجستهترین افکار و مهمترین آثار گردآوری کرده است. این اثر یک دورهی فشرده از تاریخ اندیشه است که عمیقترین و پیچیدهترین مسائل را به زبان ساده توضیح میدهد و مهمترین نقاط عطف تاریخ و تاثیرگذارترین افراد آن را معرفی میکند. از صد کتاب برتر گرفته تا ده متفکر برتر و ده شاعر برتر، در این مجموعهی مختصر و صمیمی ارائه شدهاند.
دربارهی کتاب کتابخانه شخصی من
تاریخ را چه کسانی میسازند؟ به عقیدهی ویل دورانت در کتاب کتابخانه شخصی من تاریخ را قهرمانان خلاق و باهوش که با ابداعات و نظریات خود جهان را جای بهتری برای زندگی کردند، میسازند نه مردم عادی و تودههای منفعل. با همین تفکر، نویسنده به سراغ متفکران و اندیشمندان و مخترعان بزرگ تاریخ رفته و نقش تحولآفرین آنها را بازتاب داده است.
این کتاب حاصل سالها پژوهش طولانی و عمیق این متفکر در تاریخ است و نقاط عطف و قلههای تاریخ را به روشنی معرفی میکند. نویسنده در این اثر نقشهی راهی به مخاطب میدهد تا بتواند مسیر تاریخ را به سادگی تماشا کند و برترین دستاوردهای حوزههای مختلف اعم از تاریخ، علم، فلسفه، ادبیات، کتاب و... را بشناسد.
کتابخانه شخصی من فراتر از یک مرور ساده، کندوکاوی عمیق در دل تمدن، فرهنگ و علوم گوناگون بشری است. ویل دورانت در این اثر همچون راهنمایی مجرب، ما را به سفری در میان مناظر دیدنی تاریخ میبرد و با تحلیلهای شخصی و ملموس خود، برترین متفکران و شاعران جهان را معرفی میکند. او با فهرست کردن صد کتابِ سرنوشتساز، ده نقطهی اوج تمدن و دوازده دوران اثرگذار در تاریخ، نقشهی راهی برای شناخت دستاوردهای بشری ترسیم میکند تا با اشتیاقی دوچندان به سراغ خواندن آثار بزرگ جهان برویم و همسفر افکار ماندگار تاریخ شویم.

در کتابخانه شخصی ویل دورانت چه خبر است؟
کتابخانه شخصی من ویل دورانت اثری است در ستایش نبوغ و تحسین نوابغ. به همین دلیل نویسنده در این اثر سعی کرده افراد و آثاری را معرفی کند که حضوری اثرگذار در تاریخ داشتهاند. این متفکر از همان ابتدا تکلیف را یکسره میکند و اعلام میدارد که از نظر او مسیح، بودا، سنت آگوستین یا لوتر و دیگر بزرگان دینی در این فهرست قرار نمیگیرند؛ ویل دورانت در این معرفی یک اصل را در نظر داشته و آن رعایت کرده؛ او میان اندیشهی مبتنی بر منطق با باور مبتنی بر ایمان تفاوتی چشمگیر قائل شده است.
پس از دیدگاه ویل دورانت چه افرادی را میتوان اندیشمند به حساب آورد؟ فهرست دهگانهی او، طیفی از خردورزان را در بر میگیرد؛ از کنفوسیوس که اخلاق را بر پایهی منطق زمینی بنا کرد و افلاطون و ارسطو که شالودهی تفکر غرب را ریختند، تا متفکرانی چون آکویناس و نوابغی همچون کوپرنیک، بیکن، نیوتن، ولتر، کانت و داروین که درک ما از جایگاهمان در جهان را دگرگون ساختند.
در کنار این خیلِ خردمندان، ویل دورانت در کتاب کتابخانه شخصی من، نگاهی ویژه به ده شاعر بزرگ تاریخ نیز دارد؛ از حماسهسرایانی همچون هومر و حضرت داوود، خالق مزامیر در عهد عتیق و شاعران باستانی چون اوریپید، لوکرتیوس و بزرگان ادبیات همچون دانته، شکسپیر، کیتس، شلی و در نهایت والت ویتمن که با سرودههای خود، شعر را به متن زندگی روزمرهی مردم پیوند زدند.
اگر میخواهید بدانید از میان بیشمار کتابهای موجود در حوزههای مختلف که توسط متفکران بزرگی نوشته شدهاند، بهتر است کدام یک را در اولویت خواندن قرار دهید، خرید کتاب کتابخانه شخصی من و مطالعهی آن میتواند مانند یک راهنمای دقیق در این زمینه عمل کند. این اثر را نشر پارسه با ترجمهی امین حسینیون چاپ کرده است.
کتاب کتابخانه شخصی من برای شما مناسب است اگر
- میخواهید در زمانی کوتاه، چکیدهی آثار کلاسیک و اندیشههای سرنوشتساز تمدن بشری را مرور کنید.
- به دنبال نقشهی راهی دقیق برای آغاز مطالعات جدی در حوزههای فلسفه، ادبیات و تاریخ هستید.
- علاقهمندید با قلههای تمدن و نوابغی آشنا شوید که مسیر حرکت تاریخ را تغییر دادهاند.
در بخشی از کتاب کتابخانه شخصی من: کتابخوان شدن به سبک ویل دورانت میخوانیم
فوری تردیدها و بحثها آغاز میشود. با چه معیاری کنفوسیوس را به فهرست اضافه کردیم، ولی بودا و مسیح را نه؟ فقط با این معیار: کنفوسیوس فیلسوف اخلاق بود نه واعظ دینی و مبلّغ ایمان. دعوت کنفوسیوس به زندگی بهتر بر مبنای انگیزههای زمینی استوار بود نه ملاحظات آسمانی. کنفوسیوس به سقراط بسیار شبیهتر است تا به مسیح.
او متولد سال 551 قبل از میلاد است، زاده عصرِ آشفتگی، دورانی که شکوه و عظمت چین کهن در میان نزاع فئودالها فرو ریخته بود و چندپارگی و جنگ داخلی چین را بلعیده بودند. در چنین شرایطی کنفوسیوس میکوشید که سلامت و نظم را به کشورش برگرداند. چطور؟ بگذارید خودش بگوید:
«نیاکان والامقام ما اگر میخواستند والاترین ارزشهای جهان را عملی کنند، دارایی خودشان را سامان میبخشیدند. پیش از سامان بخشیدن به داراییها، خانوادهشان را نظم میدادند و پیش از منظم کردن خانوادهشان، خودشان را رشد میدادند. پیش از آنکه خودشان به رشد برسند، روانشان را اعتلا میدادند. پیش از اعتلای روانشان تلاش میکردند در اندیشههاشان با خودشان صادق باشند. پیش از آنکه در اندیشهشان با خودشان صادق باشند، دانششان را تا میشد گسترش میدادند. چنین جستجویی به دنبال دانش در بررسی چیزها نهفته بود و در دیدن چیزها همانطور که واقعاً بودند. وقتی چیزها به این ترتیب بررسی میشدند، دانش کامل میشد. وقتی دانششان کامل میشد، در اندیشههاشان صادق میشدند. وقتی اندیشههاشان صادقانه میشد، روانشان کامل میشد. وقتی روانشان کمال یافت، خودشان به رشد میرسیدند. وقتی خودشان به رشد رسیدند، خانوادههاشان منظم میشدند. وقتی خانواده منظم شد، تمام داراییها در نظم درست قرار میگرفت. وقتی داراییهای تمام افراد در نظم درست قرار میگرفت، تمام جهان شاد و آرام میشد.»
بله


























