کتاب اشتراوس و افلاطون اثر ناصر تاجیک به بررسی نسبت میان اندیشهی لئو اشتراوس، فیلسوف سیاسی معاصر، و فلسفهی افلاطون میپردازد و تلاش میکند از طریق بازخوانی متون فلسفی کلاسیک، راهی برای مواجهه با بحرانهای امروزی بیابد. این اثر با تمرکز بر روش تفسیری اشتراوس، مبانی هرمنوتیک فلسفی و سیاسی او را توضیح میدهد و تفسیر او از مفاهیمی همچون عدالت، رابطهی فلسفه و سیاست و... را تحلیل و نقد میکند.
دربارهی کتاب اشتراوس و افلاطون
فلسفهی سیاسی همواره با پرسشهایی بنیادین دربارهی معنای عدالت، برابری و آزادی روبهرو بوده است. در دوران مدرن، برخی جریانهای فکری با تردیدی که نسبت به امکان دستیابی به حقیقتهای ثابت و ارزشهای عینی داشتند، سعی کردند که مسیر تازهای را در اندیشهی سیاسی رقم بزنند. کتاب اشتراوس و افلاطون نوشتهی ناصر تاجیک به بررسی واکنش لئو اشتراوس به این تحولات میپردازد.
اشتراوس فیلسوفی بود که در برابر برخی جریانهای فکری مدرن، به فلسفهی سیاسی کلاسیک بازگشت و تلاش کرد پاسخ پرسشهای بنیادین سیاست را در اندیشهی فیلسوفانی مانند افلاطون جستوجو کند. این اثر با تمرکز بر خوانش ویژهی اشتراوس از افلاطون، مبانی فکری و روش تفسیری او را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه برداشت او از متون افلاطونی، بهویژه جمهوری افلاطون، با مسئلهی عدالت پیوند میخورد.
فلسفهی سیاسی افلاطون در آینهی اندیشه اشتراوس
یکی از محورهای اصلی اندیشهی لئو اشتراوس از دید نویسندهی کتاب اشتراوس و افلاطون این است که متون فلسفی را نمیتوان تنها بر اساس معنای واضح و آشکار آنها تحلیل کرد، چراکه در برخی دورههای تاریخی، فیلسوفان به دلیل محدودیتهای سیاسی، اجتماعی یا دینی، ناگزیر بودهاند دیدگاههای خود را بهصورت غیرمستقیم و در لایههای پنهان آثارشان بیان کنند.

با این دید، ناصر تاجیک به بررسی مبانی هرمنوتیک فلسفی و هرمنوتیک اشتراوس میپردازد و تاثیر شرایط تاریخی بر شیوهی نگارش فیلسوفان را بررسی میکند. از نگاه اشتراوس، فهم آثار افلاطون نیازمند عبور از سطح ظاهری متن و توجه به ساختار درونی و نشانههای پنهان آن است.
نویسنده با بررسی این رویکرد نشان میدهد که چگونه اشتراوس از خلال تفسیر آثار افلاطون، به پرسشهایی اساسی دربارهی عدالت، جایگاه فیلسوف در جامعه و نسبت میان فلسفه و سیاست میپردازد و در عین حال، مبانی و پیامدهای این خوانش را مورد ارزیابی انتقادی دقیق و موشکافانهای قرار میدهد.
عدالت افلاطونی و بحران فلسفهی سیاسی مدرن
کتاب حاضر به مسئلهی نسبت سنت و مدرنیته نیز اشاره میکند؛ نویسنده اذعان دارد که بخشی از بحران فلسفهی سیاسی مدرن، حاصل فاصله گرفتن از پرسشهای بنیادین فلسفهی کلاسیک دربارهی خیر، عدالت و زندگی سیاسی است. به همین دلیل، بازگشت به متفکرانی مانند افلاطون برای لئو اشتراوس صرفا رجوع به گذشته و سنت نیست، بلکه تلاشی برای بازاندیشی در مسائل اساسی جهان جدید است.
خرید کتاب اشتراوس و افلاطون شما را با اثری روبهرو میکند که تلاش دارد پیوندی میان دو دورهی مهم در تاریخ اندیشهی بشری ایجاد کند و از خلال جستوجو در تفکرات فلاسفهی گذشته، راهحلهایی نو برای مشکلات امروز بیابد. این اثر توسط انتشارات نقد فرهنگ منتشر شده است.
کتاب اشتراوس و افلاطون برای شما مناسب است اگر
- به فلسفهی لئو اشتراوس علاقه دارید و میخواهید با خوانش ویژهی او از متون فلسفی کلاسیک، بهخصوص افلاطون آشنا شوید.
- به فلسفهی افلاطون و بهویژه کتاب جمهور او علاقه دارید و میخواهید از دل تفسیری فلسفی، به درکی نو از این متن دست پیدا کنید.
- به فلسفهی سیاسی علاقه دارید و به دنبال یادگیری رهیافتهای فلسفی نو برای عبور از مشکلات جهان امروز هستید.
در بخشی از کتاب اشتراوس و افلاطون: نگاهی به تفسیر اشتراوس از فلسفه سیاسی افلاطون میخوانیم
عوامل گوناگونی را میتوان نام برد، که بر سبک و سیاق نگارش یک نویسنده تأثیر میگذارد. برخی از این عوامل از شخصیت فردی و برخی دیگر از محیط اجتماعی و یا طبیعی و فرهنگی نگارنده ناشی میشوند. دیدگاه هرمنوتیکی اشتراوس، بر عوامل اجتماعی-روانی تأکید میکند وی در نظریه خود معتقد است که توده مردم توانائی شنیدن حقایق فلسفی را ندارند و بیان این حقایق سازمان اجتماع را به آشوب میکشاند از این رو جامعه در دفاع از خود به تعقیب و شکنجه کسانی میپردازد که آشکارا حقایق فلسفی را بیان میکنند (تعقیب و آزار). این واکنش جامعه عاملی اجتماعی است که بر اهل قلم تأثیر میگذارد. از طرف دیگر فیلسوفان از بیم جان خود و شکنجه و آزار، سبک نگارش خود را دگرگون میکنند و حقایق فلسفی را با ایما و اشاره تنها برای گروه اندکی از خواص بیان میکنند و برای عموم مردم چیزی از حقایق را نمیگویند. توده مردم سزاوار شنیدن دروغهای شرافتمندانه هستند که بخش عمده کتابهای فیلسوفان را تشکیل میدهد.
این بخش از دیدگاه اشتراوس (تعالیم سری و تعالیم علنی) عاملی روانی یعنی ترس از تعقیب را در سبک نگارش فیلسوفان مؤثر میداند، پس دیدگاه هرمنوتیکی وی بر عوامل اجتماعی-روانی تأکید فراوان دارد. دو اصل یادشده توصیفی هستند، اشتراوس به اصل دیگری که از محتوای خطاب وی فهمیده میشود، معتقد است و آن توصیه به این است که هنگام خواندن یک متن باید قواعدی را رعایت کنیم تا به مقصود مؤلف پی ببریم. (قواعد فهم متن) اصل سوم، گزارهای امری خواهد بود، پس بحثی که در اینجا داریم دارای سه بخش است.
بله

















