



برای خواندن کتاب سمآور و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب سمآور
میدانی چرا امیرکبیر را کشتند؟ در کتاب سمآور به قلم مصطفی فیروزی با جوان نابینایی همراه میشویم که خواب امیرکبیر را دیده و امیر به او وعده داده که با یک وام پانصد تومانی، به او کمک میکند تا کارگاه سماورسازی خود را راه بیندازد. اثر پیش رو با روایتی شاعرانه و با داستانی نمادین و تمثیلی در مرز باریک بین گذشته و حال قدم میزند و نشان میدهد که چطور در طول تاریخ، سودجویان و منفعتطلبان هرآنکس را که سودای ساختن و آبادی داشته، از میان برداشتهاند.
دربارهی کتاب سمآور
مصطفی فیروزی در کتاب سمآور داستان خود را با واقعیتهای تاریخی پیوند میزند. کتاب با تقتق عصای چوبی یک جوان نابینا در کوچهای دلگیر آغاز میشود. جوان با کاغذ مچالهای در دست، رنگپریده و مستأصل پیش میرود و کاغذ را به مردم نشان میدهد و آدرسی را جستجو میکند؛ اما همه بیاعتنا از کنارش میگذرند یا او را به تمسخر میگیرند تا این که وارد هیاهوی بازار سماور فروشان میشود.
پیرمردی که سماوری بر دوش دارد به جوان تنه میزند و این برخورد، به نقطهی عطفی در رمان سمآور مصطفی فیروزی تبدیل میشود. پیرمرد تنها کسیست که بالاخره با او همکلام میشود و ابتدا با عصبانیت میپرسد در بازار چه میخواهد و وقتی جوان میگوید که به دنبال امیرکبیر میگردد، پیرمرد به او میخندد. او میگوید که امیرکبیر سالهاست کشته شده اما جوان اصرار دارد که او را به خواب دیده و قول یک وام را از او گرفته است.

یک رمان ایرانی در تلاش برای بیداری اجتماعی
همزمان با داستان جوان نابینا، دو جریان دیگر را نیز در کتاب سماور دنبال میکنیم. اولی داستان یک کارگر سماورساز در زمان گذشته است که کنار همسر و فرزند بیمار خود حضور دارد. ناگهان مأمورانی خشن به خانهی آنها هجوم آورده و مرد را به جرم گرفتن وام پانصد تومانی بازداشت میکنند. هر چه مرد توضیح میدهد و التماس میکند که وام را از امیرکبیر گرفته تا کارگاه خود را راه بیندازد، تأثیری ندارد و آنها در نهایت به او میگویند که امیرکبیر کشته شده و سماورساز را کشانکشان با خود میبرند.
جریان دیگری از کتاب سمآور مصطفی فیروزی نیز خانهی مجلل یکی از مسئولین در زمان حال را به تصویر میکشد. او پای تلویزیون بزرگ خود نشسته و اخباری نمایشی از افتتاح یک کارخانه را تماشا میکند که آمار و ارقامی دروغین را پخش میکند و انتقاد مصاحبهکنندگانی را نادیده میگیرد که به سبب ورود کالاهای ارزان چینی کسبوکار خود را از دست دادهاند.
رمان سمآور؛ از امیرکبیر تا رویای آبادانی ایران
مصطفی فیروزی با کتاب سمآور به ما یادآوری میکند که تلاش برای ساختن هر جامعه، فراتر از یک فعالیت اقتصادیست. رؤیاهای هر ملت و هویت آنها داراییهای ارزشمندی هستند که تلاش برای رشد و بالندگیشان، اهمیتی ورای تصور دارد. مدیرانی آمارزده و جامعهای خوابزده میتوانند این رؤیاها را بهمرورزمان خاکستر کرده و افرادی را که برای آبادانی کشور تلاش میکنند، به ورطهی نابودی بکشانند؛ مشابه اتفاقی که برای امیرکبیر افتاد.
همانطور که پیرمرد کتاب سمآور میگوید، امیرکبیر را کشتند؛ چون بیدار و هوشیار بود و رؤیای آبادانی داشت و کم نیستند افرادی که همچون او در طول تاریخ به سبب چنین دیدگاههایی سر سبز خود را بر باد دادهاند؛ اما امید همواره زنده است. شاید گاهی اوقات بهای تلاش و سختکوشی کور شدن و حذف شدن باشد؛ اما در نهایت، جوانهی امید سر برمیآورد و افرادی که برای زنده نگه داشتن آن تلاش میکنند، همیشه جاودان میمانند.
به علاقهمندان ادبیات معاصر ایران و کسانی که از مطالعهی انواعی از داستان تاریخی لذت میبرند، خرید کتاب سمآور انتشارات سیزده را پیشنهاد میکنیم. این کتاب از جمله کتابهای مجموعهی شعر و ادبیات فارسی این نشر است که با عنوان مجموعهی قاصدک شناخته میشوند.
کتاب سمآور برای شما مناسب است اگر
- به آن دسته از رمانهای ایرانی که فضای داستانی خود را با واقعیتهای تاریخی گره میزنند علاقه دارید.
- از مطالعهی رمانهای اجتماعی لذت میبرید.
در بخشی از کتاب سمآور میخوانیم
صدای مشتی محکم، پُرتکرار و خشن سکوت را شکست. در لرزید.
مأموری فریاد زد:
«بیا بیرون، سماورساز!»
مأمور دیگری گفت:
«در را باز کن! به وطن خیانت کردهای!»
و سومی اضافه کرد:
«پانصد تومان کجاست؟ دزدی مگر چیست؟ ساختن با پول ملت، یعنی خیانت!»
زن وحشتزده برخاست. کودک بیدار شد و شروع به گریه کرد. مرد اما بلند نشد. فقط نگاهش را از سماور برداشت و به در دوخت. دستش به سمت قلمکاری کشیده شد که روی آن با خط خوش نوشته بود:
«به نام روشنی»
- باز نمیکنی؟ خب، بشکنیمش!
فهرست مطالب کتاب
مقدمه
کوچهای باریک؛ حوالی غروب
بازار سماورفروشان؛ ظهری خاکستری با بوی فلز داغ
خانهی سماورساز؛ تاریکی، نفستنگی، نور لرزان
خیابان سنگفرششده؛ تاریکی، مه، نور چراغ برق
شب، خانهی مسئول؛ نور مهتابی سفید، سکوت سنگین
دانشگاه، سالن کلاس؛ نور مهتابی، نظم بیجان
شب، کارگاه سماورسازی؛ نور کوره، سایهها روی دیوار
پایان، نور کوره بر صورت جوان؛ تاریکی اطراف، صدای قلقل سماور
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب سمآور |
| نویسنده | مصطفی فیروزی |
| ناشر چاپی | انتشارات سیزده |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 34 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-88734-4-2 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۴۰,۰۰۰ تومان €1.49 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله















