معرفی و دانلود کتاب با تو تا سپیده دم
برای دانلود قانونی کتاب با تو تا سپیده دم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب با تو تا سپیده دم
عشق میان دو جوان با عقاید و سبک زندگی متفاوت، موضوعی است که بسیاری از داستاننویسان به آن پرداختهاند. کتاب با تو تا سپیده دم به قلم مهرناز بوستان دوست نیز چنین روایتی است. سپیده دختری پرشور و نشاط با موهای بلند بیرونآمده از مقنعه در دانشگاه به پسری بلندقامت و مذهبی برمیخورد. علی در یک نگاه عاشق سپیده میشود.
دربارهی کتاب با تو تا سپیده دم
با تو تا سپیده دم روایتی سرراست و ساده است. یک رمان عاشقانه ایرانی که در تمام قفسههای کتابفروشیها نمونهاش را پیدا میکنید. مهرناز بوستان دوست با ساختن فضایی دانشگاهی و عشقی که از تفاوتها زاده شده، سعی کرده است رمانی مخصوص روحیات نسل جوان را به رشتهی تحریر درآورد.
توصیفات مهرناز بوستان دوست از شخصیتها، زنده و پرجزئیات است و داستان برای مخاطب خاصش، بسیار درگیرکننده است. علی چگونه عشقش را به سپیده نشان میدهد؟ چگونه هر دوی آنها با اختلاف عقیدهی یکدیگر کنار میآیند؟ داستان را بخوانید و با تعلیق آرام آن همراه شوید.
این رمان رمانتیک فارسی توسط نشر سیزده منتشر شده و در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب با تو تا سپیده دم برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای عاشقانهی فارسی علاقهمند هستید.
- پس از خواندن یک رمان طولانی و سنگین، میخواهید یک عاشقانهی ساده را در دست بگیرید.
- ادبیات داستانی معاصر ایران را دنبال میکنید.
در بخشی از کتاب با تو تا سپیده دم میخوانیم
به علی چه میگفتم؟ مشکلم او بود. البته اصلاً اشتیاق و تمایلم را به تینا نشان نداده بودم. خودشان که خیلی مشتاق بودند. میگفت برادرش از وقتی عکس مرا دیده مدام دربارهی من حرف میزد و میپرسید. آرام و قرار نداشت. آنقدر شیک و باکلاساند که مریم هم نه نیاورد. بابای من و پدر تینا کلی حرف داشتند بزنند. علی را از پشت پنجره به تینا نشان دادم و دربارهاش حرف زدم. تینا هم قبول داشت که علی خیلی خوشتیپ است ولی حق با او بود. خوشقیافهبودن ملاک خوشبختی نبود؛ تناسب فکری و اخلاقی مهم بود. خانوادهی ما بیشتر به خانوادهی تینا نزدیک بود تا خانوادهی علی. خانوادهی علی مذهبی و متدین بود. حتماً از ما خوششان نمیآمد. حق با تینا بود. هیچوقت فکر نکرده بودم خانوادهی علی دربارهی من و خانوادهام چه نظری خواهند داشت.
اگر مرا نمیپسندیدند چه؟ هیچوقت فکرش را نکرده بودم. تینا توضیح داد که اختلاف فرهنگی و عقیدتی چه بر سر آدمها و زندگیشان میآورد و مردهای مذهبی چقدر نسبت به همسرانشان سختگیرند. پس چرا علی اینقدر آرام و خوشرفتار بود؟ حتماً من نمیفهمیدم چون تینا که یک تکه ماه بود. خیلی بیشتر از سروین و ساناز دوستش داشتم. چقدر هم باسلیقه و باهوش بود. دلم میخواست مثل تینا باشم؛ شیک و خانوم و باسلیقه. در شرکت پیمان همه برای تینا احترام خاصی قائل بودند. هر چه میگفت بقیه نه نمیآوردند. همه دوست داشتند مطابق میل تینا رفتار کنند. محبوب همه بود؛ از بس باهوش و دانا بود. میدانستم علی میخواهد با من ازدواج کند ولی سنش کم بود. اگر بابا نه میآورد، چه؟ کاش از اول با علی دوست نمیشدم. من که میدانستم چقدر فرق داریم.
علی خیلی نازنین بود. خیلی دوستش داشتم ولی آیندهای نداشتیم. اصلاً اهل خارجرفتن نبود. جلوی بابا هم نمیشد اسم خارج آورد. تینا از آلمان و زندگی برادرش چه چیزها که نمیگفت. مثل رؤیا بود. نمیدانستم چه کنم. کار درست کدام بود؟
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب با تو تا سپیده دم |
| نویسنده | مهرناز بوستان دوست |
| ناشر چاپی | انتشارات سیزده |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 332 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-9759-33-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
















