کتاب اخلاق از دیدگاه سارتر و فروید یک پژوهش فلسفی به قلم مسعودرضا یوحنایی است که از مقایسهی زاویهی نگاه دو نامِ آشنای جهان اندیشه یعنی ژان پل سارتر و زیگموند فروید به دست آمده است. نقطهی اشتراک و موضوع محوری این قیاس، بحث فلسفهی اخلاق و جایگاه آن در طبیعت انسان است. در دو سوی این ترازوی قضاوت، بار مسئولیت و آزادیهای انسان در امور اخلاقی سنجیده میشود.
دربارهی کتاب اخلاق از دیدگاه سارتر و فروید
وقتی در یک سوی میز مناظره «ژان پل سارتر» را قرار میدهیم و در سوی دیگر آن فروید را مینشانیم انتظار یک گفتگوی داغ و پرجنجال را خواهیم داشت. گرچه چنین گفتگوی مستقیمی هرگز شکل نگرفت اما میتوانیم بازسازی چنین مباحثهای را در کتاب اخلاق از دیدگاه سارتر و فروید دنبال کرد. مسعودرضا یوحنایی به عنوان میزبان این هماندیشی فلسفی کار خود را با مقدمهای کوتاه از زندگینامهی این دو اندیشمند آغاز میکند.
نام ژان پل سارتر با فلسفهی اگزیستانسیالیسم و اصالت وجود گره خورده است، فلسفهای که میگوید هویت انسان از دل خواستهها و انتخابهای او بیرون میآید. به همین اندازه نام فروید یادآور مکتب روانکاوی است. اما چطور زندگینامهی سارتر از این سو و بیوگرافی فروید از آن سو به اندیشهها و نظریات اخلاقی این دو شخص پیوند میخورد؟ در سرفصلهای آغازین کتاب اخلاق از دیدگاه سارتر و فروید موضوع روشنتر خواهد شد.

مناظرهی سارتر و فروید؛ واکاوی مفاهیم فلسفه اخلاق
مفاهیم بنیادین و اصول فکری و اخلاقی انسان پیوندی ناگزیر با خاطرات و تجربیات دورههای مختلف زندگی او دارد؛ به ویژه خاطرات سالهای کودکی. بنابراین وقتی به سراغ فلسفه سارتر میروید بهخوبی پیوند میان زندگی شخصی و اخلاق اگزیستانسیالیستی این متفکر را درک خواهید کرد.
همانطور که در کتاب اخلاق از دیدگاه سارتر و فروید اشاره شد، در سوی دیگری از این میز مباحثه، شخصی نشسته است که تاریخ روانشناسی به نام او گره خورده است. مسعودرضا یوحنایی پس از شرح مختصری از زندگی فروید فرصت را مناسب میبیند تا بحث دیدگاه اخلاقی فروید را بگشاید و دربارهی پیوند بینظیر فلسفه با روانشناسی بهویژه در ماهیت خودآگاه و ناخودآگاه بنویسد. مبحث ویژهی کتاب یعنی احساس گناه و عذاب وجدان و نقش آن در شکلگیری اخلاق از کنار هم قرار گرفتن مباحث قبلی شکل خواهد گرفت.
خرید کتاب اخلاق از دیدگاه سارتر و فروید انتشارات نقد فرهنگ را نهتنها به دوستداران فلسفه و روانشناسی بلکه به کسانی میتوان پیشنهاد داد که همواره دربارهی مرزهای اخلاق و چگونگی شکلگیری آن دغدغهمند هستند. اگر میخواهید وسعت جهان اخلاق را این بار با خطکش و متر و معیار فروید و سارتر بسنجید این کتاب برای خود شماست.
کتاب اخلاق از دیدگاه سارتر و فروید برای شما مناسب است اگر
- از دنبالکنندگان کتابهای فلسفه کاربردی هستید و از گشتوگذار و پژوهش دربارهی فلسفهی اخلاق لذت میبرید.
- دربارهی نقاط اشتراک و افتراق میان دو وادی فلسفه و روانشناسی به ویژه در نگاه به اخلاقیات کنجکاو هستید.
در بخشی از کتاب اخلاق از دیدگاه سارتر و فروید میخوانیم
دلهره هنگامی رخ میدهد که انسان نسبت به عمل و زندگی خویش در آینده دچار اضطراب شود. در همین باره میتوان گفت واژهی دلهره مترادف تشویش و نگرانی نیز هست. دلهره «فشاری است روانی و جسمانی که از تصور شری در آینده بر میخیزد. ترس ناشی از این احساس خطر خارجی است، اما دلهره زاییدهی علل درونی است.» به عبارتی، این حس اضطراب درمورد اعمال گذشته و قضاوتهای امروز دیگران است. زمانی این حس ایجاد میشود که نتیجه آن مبهم و مجهول است.
وحشت از بودن مابین امید و ناامیدی از خصایص آن است. هرچند، آدمی عمل خود را آنچنان بهزعم خود درست و کامل انجام بدهد باز دلشوره از نرسیدن به نتیجهی مطلوب او را آزار میدهد و همواره در دلهره به سر میبرد. «[انسان] مانند کسی [است] که به سفر نامعلوم میرود [و] از آیندهی خود بیمناک است [و با[حالی آمیخته به بهت در چشمانش خوانده میشود.» مسئول بودن در قبال اعمال آزادانهای که انجام میدهیم نیز موجب دلهره میشود.
انتخابهایمان نیز به همان شکل است، زیرا نمیدانیم انتخابی که کردهایم آیا نمیتوانستیم بهتر از آن را برگزینیم و این تشویش موجب دلهره میشود. در حالت دلهره من از چیزی خاص و مشخص دچار نگرانی نمیشوم، دلهرهی من میتواند خود هستی من یا آزادی من باشد. دلهره بهمعنای ترس نیست، زیرا بیموضوع است.سارتر مفهوم دلهره را از هایدگر و کیکگور وام گرفته است.
بله

















