سباستین پیج در کتاب روانشناسی رهبری ما را به سفری جذاب در دنیای مهمترین یافتههای علم روانشناسی مدیریت دعوت میکند؛ یافتههایی که میتوانند رهبران و مدیران موفق را برای دستیابی به عملکرد بهتر توانمند سازند. او در این کتاب با بهرهگیری از دستاوردهای علمی در حوزههایی مانند روانشناسی مثبتگرا، روانشناسی ورزشی و روانشناسی شخصیت، اصولی را معرفی میکند که میتوانند به رهبری مؤثرتر افراد در سطوح فردی و سازمانی کمک کنند.
دربارهی کتاب روانشناسی رهبری
کتاب روانشناسی رهبری: اصول ماندگار، برای به کمال رساندن مهارت رهبری در تیمها و سازمانها (The Psychology of Leadership: Timeless Principles to Improve Your Leadership of Individuals and Teams) نوشتهی سباستین پیج (Sebastien Page)، نویسنده، مدیر سرمایهگذاری و ژورنالیست اقتصادی است. او در کتاب پیش رو با کنار هم قرار دادن شواهد علمی و مثالهای ملموس، اصولی کاربردی را معرفی میکند که هم باعث ارتقای عملکرد مدیران میشود و هم به غنای تمام جنبههای زندگی آنها کمک میکند.
بخش اول کتاب روانشناسی رهبری با تعیین اهداف بلندمدت شروع میشود. در این مرحله یاد میگیریم که بر چرایی و دلیل و انگیزه پشت مدیریت و رهبری تمرکز کنیم و این تفکر را در خود نهادینه سازیم که موفقیت صرفاً در به دست آوردن ثروت بیشتر خلاصه نمیشود. نویسنده توضیح میدهد که چطور با مدیریت عوارض جانبی اهداف، باورهای بنیادینی که رفتار ما را شکل میدهند، تغییر دهیم. باید درک کنیم که رهبری به معنای باهوشتر بودن نیست؛ بلکه بیش از هر چیز به تقویت و پرورش مهارتهای ذهنی نیاز دارد.

ویژگیهای یک مدیر موفق در دنیای پرچالش امروزی
بخش دوم کتاب روانشناسی رهبری سباستین پیج به اجرای استراتژیک اهداف اختصاص دارد و این که چطور اهدافمان را در دنیای پرچالش واقعی عملی کنیم. کتاب با زبانی ساده، روان و بدون پیچیدگیهای غیرضروری دیدگاههایی روشن و دقیق را ارائه داده و در نهایت در بخش سوم به شناخت افراد و اهمیت توجه به تفاوتهای فردی آنها میپردازد. در این بخش یاد میگیریم که چطور میتوان تضادها را مدیریت کرده و به نتایج بزرگ سازمانی دست پیدا کرد.
از اصلیترین ویژگیهای کتاب روانشناسی رهبری، رویکرد دادهمحور آن و استفاده از مثالها و تجربیات رهبران مشهوری همچون استیو جابز، ایلان ماسک و جف بزوس است که به تفهیم بهتر مطالب کمک میکند. همچنین با تأکید بر خودآگاهی، بهبود مهارتهای رهبری را به درک و تغییر انگیزههای درونی ما (ورای مسائل مالی) مرتبط میسازد.
خرید کتاب روانشناسی رهبری اثر سباستین پیج را به کسانی پیشنهاد میکنیم که قصد دارند با استفاده از مدلهای علمی، ظرفیتهای بالقوهی خود و تیمشان را شکوفا کرده و به کسانی تبدیل شوند که در سختترین شرایط عملکردی بهینه داشته باشند. این کتاب به کوشش انتشارات کلام آریایی و با ترجمهی سهراب صفا در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب روانشناسی رهبری
- این کتاب به عمق عواملی میپردازد که در شکلگیری یک رهبر موفق بیشترین اهمیت و تأثیر را دارند: یافتن هدف و معنا، ایجاد روابط مؤثر و ارزشمند و همچنین داشتن ذهنیتی که همیشه به دنبال رشد و پیشرفت مداوم باشد. سباستین پیج با تکیه بر یافتههای علمی و ارائه ابزارهایی کاربردی، به ما کمک میکند تا ذهنیت برندهای بسازیم و با هدف و آگاهی بیشتری سازمان یا کسبوکار خود را رهبری کنیم. (دنیل اچ. پینک، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز)
- اگر نتوانید خود را مدیریت کنید، دیگران را هم نمیتوانید مدیریت کنید. سباستین پیج در این کتاب خواندنی به شما نشان میدهد که چطور ذهنیت و نگرش خود، روانشناسی شخصی و حتی غرور و خودخواهیتان را بهینه کنید تا بتوانید اطرافیانتان را بهتر بشناسید و به درستی به آنها برای رسیدن به اهدافشان انگیزه دهید. (کیم اسکات، نویسنده پرفروش)
کتاب روانشناسی رهبری برای شما مناسب است اگر
- به روانشناسی کاربردی و کتابهای توسعه فردی علاقه دارید و برای پیشرفت خود ارزش زیادی قائل هستید.
- مدیر ارشد یک سازمان یا کسبوکار هستید و قصد دارید با افزایش دانش خود دربارهی ویژگیهای یک مدیر موفق، از رهبران بهنام جهان برای بهبود فرایندهای کاری خود الهام بگیرید.
- به عنوان مربی ورزشی یا یکی از مدیران بخش منابع انسانی فعالیت میکنید و به کتابهای مدیریت و رهبری برای بهتر شناختن دیگران و درک تفاوتهای فردی آنها نیاز دارید.
در بخشی از کتاب روانشناسی رهبری: اصول ماندگار، برای به کمال رساندن مهارت رهبری در تیمها و سازمانها میخوانیم
بعضی از آدمها در محیطهای ستیزهجو و تهاجمی شکوفا میشوند. اینها همان نوع آدمهایی هستند که، بهاصطلاح، «بوی ناپالم در صبح را دوست دارند» (اشاره به لذتبردن از فضای تهاجمی و جنگگونه). اما دوستم توضیح داد که حتی وقتی آنها برای مشتریان پول زیادی درمیآوردند و قراردادهای جدید میبردند، در شرکتشان همیشه چاقوها از رو بسته بود. فروشندهها به جان هم میافتادند تا اعتبارِ پیروزیهای مربوط به کسبوکار جدید را به نام خود بزنند، و مدیران سبدها، پژوهشها و ایدههای معاملاتیِ سودآور را برای خودشان احتکار میکردند.
برای روشن شدنِ موضوع باید بگویم که اینها فقط مثالهای نقضاند، شاید استثناهایی بر معادلهی «موفقیت = شادمانی». در موفق بودن هیچ اشکالی وجود ندارد! حتماً فوقالعاده است که کسی به یک تنیسباز نخبه تبدیل شود. مطمئنم بیشترِ آنها کاملاً شادند. گمان میکنم بسیاری از کسانی که روی هدفهای درونی تمرکز میکنند، بیشتر از آغاسی از حرفهای بودنشان لذت میبرند. و من به سرمایهداری باور دارم، بهویژه وقتی آن را با مدلهای شکستخوردهی دیگر مقایسه کنیم. شرکتها باید سودِ سهامداران را به حداکثر برسانند، تا وقتی که همزمان به کارکنان، مشتریان، و محیطزیست نیز اهمیت بدهند.
حرف من این است که باید پیوند میان هدفها و شادمانی را، هم برای افراد و هم برای سازمانها، محکمتر کنیم.
برای این کار، لازم است معادلهی «موفقیت = شادمانی» را معکوس کنیم.
شاون آکر، یکی از متخصصان برجستهی روانشناسی مثبتگرا و نویسندهی کتاب «مزیتِ شادمانی» (The Happiness Advantage)، استدلال میکند که شادمانی به موفقیت میانجامد، نه برعکس! پیش از آنکه هدف تعیین کنید، از خودتان بپرسید: تعریف شما از شادمانی چیست؟ بر پایهی آن تعریف، موفقیت چه شکلی خواهد داشت؟
بله






















