مسعود بهرامیان در کتاب ملا عبدالله مازندرانی مشروطهخواه گمنام، سرگذشت روحانی بزرگی را روایت میکند که در کنار آخوند خراسانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی، از مراجع ثلاث مشروطه یا مراجع سهگانه نجف بود که پایههای استبداد قاجار را لرزاندند، اما امروزه کمتر کسی نامی از او میبرد. این کتاب نهتنها زندگی علمی این مجتهد گمنام و پرشور را مورد بررسی قرار میدهد، بلکه نقش کلیدی او در بزنگاههایی همچون مقابله با اولتیماتوم روسیه و فتح تهران را نیز به تصویر میکشد.
دربارهی کتاب ملا عبدالله مازندرانی مشروطهخواه گمنام
برخی از صریحترین پیامها در دفاع از آزادی و حقوق ملت ایران در دوران انقلاب مشروطه را فقیهی صادر میکرد که نامش امروزه در پیچوخم تاریخ کمابیش گم شده است. حال مسعود بهرامیان، کتاب ملا عبدالله مازندرانی مشروطهخواه گمنام را در سه فصل تنظیم کرده و توضیحات خود را با معرفی شخصیت وی آغاز میکند و در فصل اول، از تولد تا مرجعیت او را مورد بررسی قرار میدهد.
فصل دوم کتاب ملا عبدالله مازندرانی مشروطهخواه گمنام، بیشتر وارد فضای تاریخی شده و اوضاع سیاسی و اقتصادی ایران در دوران مشروطه را مورد بررسی قرار میدهد و موضوعاتی مانند امتیاز تنباکو، واکنش ملا عبدالله مازندرانی به ماجرای نوز بلژیکی و پناهندگی علما به حرم حضرت عبدالعظیم و... را روایت میکند.
فصل سوم کتاب نیز به آراء و اندیشههای سیاسی و اجتماعی این مجتهد بزرگ پرداخته و در نهایت توضیحات کتاب با درج تصاویری از اسناد مرتبط با فعالیتهای وی به پایان میدهد. اگر از مطالعهی تاریخ معاصر ایران و کندوکاو در پیچوخم تاریخ مشروطه لذت میبرید، خرید کتاب ملا عبدالله مازندرانی مشروطهخواه گمنام انتشارات چتر دانش را به شما پیشنهاد میکنیم.
کتاب ملا عبدالله مازندرانی مشروطهخواه گمنام برای شما مناسب است اگر
- به تاریخ معاصر ایران و تاریخ انقلاب مشروطه علاقه دارید.
- به سرگذشت علمای بزرگ شیعه و مطالعهی زندگینامهی آنها علاقه دارید.
- به دنبال بررسی نقش مذهب در اجتماع هستید و موضوعاتی مانند وحدت اسلامی، حقوق اقلیتها، مسئولیتهای اجتماعی علما و... توجه شما را جلب میکنند.
- از پژوهشگران حوزهی اندیشه سیاسی و فقهی هستید.
در بخشی از کتاب ملا عبدالله مازندرانی مشروطهخواه گمنام میخوانیم
روحانیون در دوره قاجار به دلایلی، مجدداً در امور سیاسی دخالت کردند. در این زمان تقابل اسلام و کفر در قالب جنگهای ایران - روس و ورود بیگانگان به کشور، علما را به عنوان پاسداران هویت دینی و عقیدتی بر آن داشت تا بیشتر از گذشته در جهت حفظ اسلام پا به عرصه گذاشته و در برابر چنین اوضاعی موضع گیری کنند.
نزدیکی به حکومت و تقویت حاکمیت سیاسی به ویژه در زمان فتحعلی شاه قاجار در جهت توضیح این مقوله بود؛ چرا که دفاع از یک دولت شیعه در مقابل کفار روس بر هر چیز دیگری مقدم بود و به دنبال آن صیانت فکری مردم از انشعابات درون مذهبی این دوره از سویی و مقابله با اندیشههای دین ستیز که از جهان غرب به ایران وارد میشد از سوی دیگر از وظایف علمای دینی به شمار میآمد.
لذا آنان تلاش کردند که وظیفه خود را در چهارچوب حفظ دین مردم محدود کنند و این نوع نگرش کمتر از زوایای ظریف تفکر اسلام سیاسی به معنی اخص آن مورد توجه علما بود. بر همین اساس در بخش مهمی از عهد قاجار به تفکیک کار ویژههای دینی و سیاسی به عنوان یک عرف درآمد.
ناگفته نماند که مشرب بسیاری از علمای شیعه عدم ارائه یک نظریه سیاسی در دوران قاجار بود. بسیاری از آنان معتقد بودند که قدر متقین وظایف فقیه، ریاست او در امور شرعی و رسیدگی به امور عبادی مومنین است که این وظایف را به تبع نصب عام از طرف معصوم ایفا مینمایند و در امور سیاسی و اجتماعی نقش فقیه را در امور جزئیهای چون حسبیه، قضا، سرپرستی ایتام و غیره محدود میدانستند؛ گو اینکه در عمل نیز با همین مشرب آغاز کردند.
بله
















