کتاب بند محکومین
برای دانلود قانونی کتاب بند محکومین و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب بند محکومین
کتاب بند محکومین دارای ویژگیهای برجستهای از جمله شخصیتهای چندبعدی، روایتهایی غیرخطی و زبانی آمیخته به طنز است. کیهان خانجانی، ساختارِ داستان در داستان را برای روایت این رمان اجتماعی انتخاب کرده است. ماجرا دربارهی مرد زندانی به نام زاپاتا است که دوران محکومیت خود را در زندان لاکان رشت سپری میکند. زاپاتا، با تقلید صدای همبندیهایش، به روایت مشکلات و گرفتاریهای زندانیان میپردازد.
دربارهی کتاب بند محکومین
برخی از داستانها آنقدر به واقعیت نزدیک هستند که بعد از خواندنشان احساس میکنید شخصیتهای قصه را از نزدیک میشناسید. کتاب بند محکومین، دقیقاً همین ویژگی را دارد. کیهان خانجانی، با زبانی صمیمی و آمیخته به لهجهی شیرین گیلکی، شما را به درون بند محکومین زندان لاکان رشت میبرد. این ویژگی باعث شده تا بهرغم روایتِ داستان در فضای زندان، ماجرا حس و حالی غمانگیز نداشته باشد و روایتی زنده را مطالعه کنید.
داستان کتاب بند محکومین از زبان مرد معتادی روایت میشود که دوران محکومیت خود را در زندان لاکان رشت میگذراند. این محکوم، استعداد چشمگیری در تقلید صدا و رفتار بقیه دارد. همبندیها، وی را زاپاتا صدا میزنند. تقلید رفتار بقیهی همبندیها، بهانهای میشود برای زاپاتا تا پس از بردن نام هر کدام از آنها، حکایت زندگی وی را تعریف کند.

هر کدام از این حکایتها در فصلی جداگانه در کتاب بند محکومین قرار گرفته است. این ویژگی، حالتی داستان در داستان به این رمان اجتماعی ایرانی داده تا بهجای مطالعهی یک روایت خطی، مجموعهای از قصههای درهمتنیده را مطالعه کنید.
کیهان خانجانی؛ روایتگر زندانیانِ گرفتار در بند محکومین
شخصیتهای کتاب بند محکومین، ماجراهای تلخِ خاصِ خودشان را دارند. زاپاتا با هنر تقلید صدا، زندگی آنها را بهاندازهای زنده روایت میکند که گویی خودِ شخصیتها در حال بازگویی فرازوفرودهای زندگیشان هستند.
ماجرا در داستان بند محکومین زمانی جذابتر میشود که برخلاف روال همیشه، یک محکوم دختر وارد بند مردان میشود. حضور این زندانی، اتفاقهای عجیب و جالبی را در این داستان اجتماعی ایرانی رقم میزند.
کتاب بند محکومین، نمایشی از هنر قصهگویی خودمانی و بیپرده است. اگر از روایتهایی با لحنی صمیمی لذت میبرید و میخواهید با قصهی آدمهای زخمخوردهای مانند زاپاتا، بد لج، سیاسیاسیا و شاه دماغ در زندان لاکان رشت همراه شوید، برای خرید کتاب بند محکومین اقدام کنید. این رمان اجتماعی ایرانی با تلاش نشر چشمه منتشر شده است.
جوایز و افتخارات کتاب بند محکومین
- بهترین رمان به انتخاب جایزهی ادبی محمد محمود در سال 1396
- بهترین رمان به انتخاب جایزهی ادبی شیراز در سال 1396 و 1397
کتاب بند محکومین برای شما مناسب است اگر
- به مطالعهی داستانهایی علاقه دارید که ماجراهای آنها در زندان رخ میدهد.
- از خواندن داستانهایی با ادبیات دلنشین و گویش گیلکی لذت میبرید.
- قصد خواندن یک داستان اجتماعی ایرانی را دارید که آسیبهای جامعه در آن با زبانی صریح و بیپرده بیان شده باشد.
در بخشی از کتاب بند محکومین میخوانیم
عشقِ رفیقمهندس خواهرش بود که دیگر نبود. میگفتند سرِ کشته شدنش افتاده زندان. خانوادهدار و سواددار و سالوسندار بود. هر چند، از ارث پدری فقط قرض برای او مانده بود و از بزرگزادگی، فقط دیر شام خوردن.
رفیقمهندس خدانیست بود. وقتی هم ازش میپرسیدند مسلکش چه خوبیای دارد، میگفت خدانیست تمام خوبیها را دارد با یک بدی: دلیل نمیشود معتاد نشوی. خانوادهاش از دم هممرامِ خودش؛ خواهرش کشته، برادرش دربهدرِ خارج، مادرش دق کرد سکته زد مُرد، پدرش راهیِ آسایشگاه معلولین، خودش معتاد. شاید راست میگویند هیچ نعمتی خواهر نمیشود. ولی آدم دوست داشت به او که همه میگفتند فهموکمالات دارد و رو نمیکند، حرف دلش را بگوید.
رفیقمهندس! اگر بروی بهزیستی، کلینیک، دکتر علفی، بندِ سلامتی، حتا ماماندرمانی یک زنبیل عمل را ترک بکنی، خدای عمل هم که باشی و عَمَلت همهجوره، از نُهتا متادون شروع میکنند؛ سهتا صبح، سهتا ظهر، سهتا شب؛ یکی دو روزی یک دانه کم میکنند، تا برسد به صفر و ترک.
رفیقمهندس! ولی تو سهمیهی مُردن داری. زندانیانی که جانِ حبس کشیدن ندارید، نُه صبح به نُه صبح، هر روزِ خدا، تعطیل و غیرتعطیل، عید و عاشورا، جلوِ زیرِ هشت ردیف میایستید، هر کی یک لیوان آب دستتان. زجَرات و سکَراتتان همین صبحبهصبح بیدار شدن است. بیست و یکتا متادون تازهداماد را خواجه میکند. درون حلقِ رستم بریزند شاهنامه پنج صفحه نمیشود. اسفندیار که هیچ، روباه اولوآخرش را میآورد جلوِ چشمانش.
رفیقمهندس! دکترانِ زندان چه حوصلهای دارند. قرصها را دانهای نمیدهند به شماها. میکوبند، میریزند درون یک لیوان تا بریزید حلقتان، بعد چند قُلپ آب، بعد هم دهن را دید میزنند مبادا همان جا پودرِ قرصها را با آبدهن قرص درست بکنید، خشاب بزنید، در بند بفروشید. اولها قرصها پودر نبود، بعضیها زیرِ زبان جاساز میکردند.
فهرست مطالب کتاب
حکایت زاپاتا
حکایت آزمان
حکایت بَدلَج
حکایت عمووزیر
حکایت سیاسیاسیا
حکایت یکنفس
حکایت افغان
حکایت آخان
حکایت روباه
حکایت لیلاج
حکایت شاهدماغ
حکایت پهلوان
حکایت رفیقمهندس
حکایت درویش
حکایت گاز
حکایت دختره
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب بند محکومین |
| نویسنده | کیهان خانجانی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 227 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-229-892-8 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی |




















