معرفی و دانلود کتاب مکث منگ: داستان
برای دانلود قانونی کتاب مکث منگ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب مکث منگ: داستان
این از خود بیخود شدنها ریشه در کجا دارد؟ علی کاظمیان در کتاب مکث منگ، داستانی را روایت کرده که سوار بر جریان سیال ذهن، مخاطب را به کوچه پسکوچههای تهران و روزهای بارانی اردیبهشت میبرد. این رمان اجتماعی با سبک مرور خاطرات نوشته شده و از دید اول شخص، ماجراهای مختلف زندگی راوی را شرح میدهد...
دربارهی کتاب مکث منگ
در ذهن همهی ما جهانگردی هست که فاصلهی میان خاطرات مختلفمان را میپیماید و فریم به فریم تصاویر را کنار هم میگذارد تا یاد ایام گذشته کنیم. علی کاظمیان در کتاب مکث منگ، میکروفون را به دست همین جهانگرد ذهنی سپرده تا آنچه را از گشتوگذار میان خاطرات دستگیرش میشود، برای مخاطبانش تعریف کند. این داستان اجتماعی فارسی، مجالی برای همراه شدن با جریان سیال ذهن مرد جوانی است که در تهران زندگی میکند.
فریم اول خاطرات در کتاب مکث منگ نشر لگا، به جملهی «چرا چنین کاری کردم؟!» گره خورده است. راوی این رمان شهری از اتفاقی پشیمان است که بعداً مفصل به آن میپردازد، اما حالا وقت آن است به تمام موقعیتهایی فکر کند که «جوگیری» فرمان مغزش را به دست گرفته و از مسیر منحرفش کرده است. یادش هست چطور در ختم مادربزرگ، به جای ناله و زاری، تلاش داشت تسلیبخش دیگران باشد، و بعد تمام اشکهای نریختهاش درست در هنگام چنگال زدن به گوشتقلقلی وسط یک مهمانی، راهشان را به بیرون باز کرده بود.

مکث منگ؛ جریان سیال ذهنی عاشق
گرچه یادآوری جوگیری برای خودِ آدم مشمئزکننده و خجالتآور است، اما یادآوری خاطرهی جوگیر شدن دیگران میتوانند بسی مفرح باشد! شخصیت اصلی کتاب مکث منگ تلاش میکند با یادآوری خاطرهی جوگیر شدن عمو ایرج در جشن عروسی پسرش که ناگهان تصمیم گرفته بود به جای اسکناس دوهزار تومانی، صد یورویی بر سر عروس و داماد بریزد، اشمئزاز ناشی از جوگیر شدن خودش را از خاطر پاک کند.
با دانلود کتاب داستان مکث منگ با راوی همراه میشویم تا به خاطرات روزهای بارانی اردیبهشت سر بزنیم؛ جایی که مرد جوان چنان سرمست بهار و هوای جادوییاش شد که حتی وعدهی دیدار با یار آینده را نیز از یاد برد. آن روزها فکر و ذکرش سپیده بود؛ همکارش در نشریه که بنا داشت با دلبری در قرارهای کاری، او را به «یار» تبدیل کند. اما حالا با پاچههای بالازده بر سنگی کنار رودخانه نشسته بود و تصنیف «مرغ سحر» را با جمعی کوهنورد غریبه در نت بالا میخواند تا بعداً برای نرفتن بر سر قرار، چاره و بهانهای جور کند...
اگر از طرفداران رمانهای فارسی اجتماعی با اندک تم عاشقانه و لحن طنز هستید، خرید کتاب مکث منگ اثر علی کاظمیان را از دست ندهید. این کتاب با داستان جذابش شما را به دل خاطرات جوانی و ماجراهای عاشقانهای میبرد که فقط در دل کوچههای قدیمی تهران مجال رخ دادن دارند...
کتاب مکث منگ برای شما مناسب است اگر
- از طرفداران ادبیات معاصر ایران هستید.
- به دنبال رمان ایرانی اجتماعی میگردید که چند ساعتی از وقایع روزمره دورتان کند.
- از رمانهایی که با سبک مرور خاطرات نوشته شدهاند استقبال میکنید.
- مخاطب داستانهای عاشقانه هستید.
- به حال و هوای تهران دههی هشتاد علاقه دارید.
در بخشی از کتاب مکث منگ: داستان میخوانیم
و من نه اِشرافی بر ردیف میرزا عبدلله داشتم نه بلد بودم سازی بنوازم! اما حالوهوای ماهوری را تماماً حس میکردم! میدانستم سرخوشی و نشاطی در ماهور هست که در دیگر دستگاهها و مقامها نیست. دستگاهی که موجب شیدایی میشود، موجب سرمستی میشود، موجب از خود بیخود شدن میشود، موجب بدقولی میشود!
منظور که امثال پریناز خانم ماهور مینوازند اما بهندرت با حالوهوای ماهوری زندگی میکنند. بهعوض اینکه موسیقی را جدی بگیرند خودشان را جدی میگیرند!
گاهی یک کارشناس ارشد مکانیک منعطفتر از یک نوازندهی حرفهایست، باصفاتر و باحسوحالتر.
با همان حسوحال خوب دوش مختصری گرفتم و حاضر شدم. تقویم رومیزی را ورق زدم: 11 اُردیبهشت 1385، روز جهانی کارگر. برگه را کندم و رویش نوشتم: سپیده، سروچمان!
بعد برگه را روی کمد چسباندم. دوباره نگاهی به کوه کردم، هر دو از هم راضی بودیم. اصلاً از کجا معلوم که اگر من سر قرار رفته بودم الان صحت و سلامت میبودم؟
از خیابانِ ظفر تا لالهزار ممکن بود احتمالاتِ رخدادنیِ طبیعی در کمین باشند! مثلاً امکان داشت همان ابتدا سرِ خیابان نفت ناگهان حمید را ببینم که ماشینش پنچر شده، و بهکمکش بروم و در حینِ بازوبستهکردنِ چرخ ناگهان یک موتوری بهم بزند و فرار کند و من هم نقش بر زمین و زخمی شوم و بعد باید در بخش اورژانس بستریام میکردند!
یا توی مترو یک باغیرتی پیدا شود بهم گیر بدهد که چرا به دوستدخترش چپچپ نگاه کردم و من هم بهش بگویم چرا مزخرف میگویی و او هم بگوید مزخرف جدّوآبادت است و بزند تخت سینهام و مسافران بخواهند سوا کنند و ازدحام شود و من زیر دستوپا له شوم و بعد سر از کلانتری درآوریم و منتظر که تکلیفمان روشن شود و شکایت و رضایت و این حرفها!
یا اصلاً چرا این همه خیالبافی!؟ کافی بود همانجا در پامنار در هیاهوی اعتراضاتِ تخریب آن بنای قدیمی ناگهان خونم بهجوش آید. بحثم با مأموران بالا میگرفت و الان بازداشت شده بودم!
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب مکث منگ: داستان |
| نویسنده | علی کاظمیان |
| ناشر چاپی | نشر لگا |
| سال انتشار | ۱۳۹۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 156 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8987-21-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |


















