معرفی و دانلود کتاب آن سوی این قصه منم

عکس جلد کتاب آن سوی این قصه منم
قیمت:
۱۲۰,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب آن سوی این قصه منم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب آن سوی این قصه منم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب آن سوی این قصه منم

کتاب آن سوی این قصه منم، داستان عاشقانه‌ای با کشمکش‌های درونی، بازگشت به ریشه‌ها و جدال با خاطرات گذشته است. شیما آجرلو، با نثری تصویری و شاعرانه، شما را به عمقِ احساسات شخصیت‌های این کتاب عاشقانه‌ی ایرانی می‌برد. ماجرا درباره‌ی زنی به نام المیرا است که پس از هفده سال دوری به زادگاهش بازگشته تا میان دلتنگیِ بی‌پایان برای خاطره‌های شیرین کودکی و عشق‌های گذشته، راه تازه‌ای برای زیستن پیدا کند.

درباره‌ی کتاب آن سوی این قصه منم

کتاب آن سوی این قصه منم، داستان عاشقانه‌‌ی با فضایی شاعرانه و حس و حالی سرشار از دلتنگی و انتظار است. شیما آجرلو، با روایتی آرام و دلنشین، شما را درگیر عواطف و کشمکش‌های درونی شخصیت‌های این رمان عاشقانه‌ی ایرانی می‌کند.

داستان کتاب آن سوی این قصه منم با حضور زنی به نام المیرا آغاز می‌شود که پس از هفده سال دوری از شهر و دیار خود، در میان انبوه مسافرانِ فرودگاه سرگردان ایستاده است. تمامیِ اطرافیانش، مقصدی می‌شناسند و نقشه‌ای برای رفتن دارند، اما او با چمدانی سنگین و قدم‌هایی بی‌هدف، از کنار تابلوهای اعلان پرواز عبور می‌کند. پس از اندکی انتظار و سردرگمی، رامینا، خواهر دوقلوی المیرا، به استقبال المیرا می‌آید.

این آغاز در کتاب آن سوی این قصه منم، از سرگردانیِ وجودیِ شخصیت اصلی داستان حکایت دارد. المیرا به شهری بازگشته که روزگاری خانه‌ا‌ش بود؛ اما اکنون در آن کاملاً غریبه است. این تضاد میان تعلق خاطر و احساس بیگانگی، موتور محرکِ درامِ داستان است. المیرا باید با هویت خود در مکانی آشنا، اما دگرگون‌شده کنار بیاید. هر قدمی که شخصیت اول این رمان عاشقانه‌ی ایرانی بر می‌دارد، او را به زخمی می‌کشاند که گمان می‌کرد التیام یافته است.

شیما آجرلو و داستانی از خیابان‌های خیس‌‌ پاییزی

در ادامه‌ی کتاب آن سوی این قصه منم، المیرا و خواهر دوقلویش در تاکسی از میان خیابان‌های خیسِ اولین باران پاییز می‌گذرند. المیرا چنان حریصانه به شهر زادگاهش چشم می‌دوزد که گویی می‌خواهد هر آنچه را در هفده سال غیبت از دست داده، یک باره سر بکشد. قطرات باران روی شیشه می‌لغزند و انعکاس نور چراغ‌ها را با خود به پایین می‌کشند؛ نقشی چنان خاطره‌انگیز که المیرا نمی‌خواهد چشم از آن بردارد.

سرانجام به خانه‌ی خاله مهرو می‌رسند. خاله مهرو، زنی است که سال‌ها در تنهایی زندگی کرده و سرنوشت انسان‌ها را با فال قهوه و کارت‌های تاروت می‌خواند. با حضور المیرا در خانه‌‌ی خاله مهرو، سیلی از خاطرات قدیمی بر سرش آوار می‌شود. در این بین، چشم المیرا به قاب عکس مادر و پدرش می‌افتد که روبانی سیاه در گوشه‌اش قرار دارد. این تصویر، شما را با این واقعیت تلخ آشنا می‌کند که المیرا، پدر و مادرش را از دست داده است. در بخش‌های بعدی داستان آن سوی این قصه منم، متوجه می‌شوید که فقدان والدین، تنها غصه‌ی المیرا نیست و این زن رنج‌دیده، مصائب دیگری را نیز تحمل می‌کند.

اگر از خواندن داستان‌ عاشقانه‌ی ایرانی با فضایی پاییزی، شخصیت‌هایی گرفتار در خاطرات گذشته و نثری تصویری لذت می‌برید، دانلود کتاب آن سوی این قصه منم از انتشارات ویکتور هوگو را به برنامه‌ی مطالعاتی خود اضافه نمایید.

کتاب آن سوی این قصه منم برای شما مناسب است اگر

  • در فکر خواندن یک رمان عاشقانه‌ی ایرانی با مضامین حسرت گذشته و یادآوری خاطرات هستید.
  • از روایت‌هایی با شخصیت‌پردازی عمیق لذت می‌برید که دلتنگی و بازگشت به گذشته در آن‌ها جریان داشته باشد.

در بخشی از کتاب آن سوی این قصه منم می‌خوانیم

خاله مهرو فنجان را به کناری سر داد و با چشمان مهربانش در صورتم دقیق شد: من برای اینکه بدونم تو دنیای تو چی می‌گذره به این فنجون احتیاج ندارم. تو برای من مثل یه گوی بلوری. درونت رو می‌بینم. کی گفته عشق فقط شیرینی داره عزیزم؟ خیلی‌هامون هرچی می‌کشیم از همین دوست داشتنه اما همین درد سینه سوزه که ذرات عالم رو کنار هم نگه داشته. اگر یک آن، عنصر عشق از هستی کنار بره، همه چیز از هم می‌پاشه. می‌دونم امشب نمی‌خوای زیاد حرف بزنی. فقط دلت می‌خواد گوش کنی. فکر می‌کنم دیگه اونقدر بزرگ شدی که داستان جوونی‌های خودمو برات تعریف کنم.

اون موقع‌ها منظورم اوایل انقلابه... ما سه تا دختر جوون بودیم تو خونه بابامون. مامانت خیلی بر و رو دار بود. خواستگار زیاد داشت، می‌دونست رو دست مادرمون نمی‌مونه، پاشو کرد تو یه کفش که می‌خوام درس بخونم. رفت دانشکده معماری. همون جا هم با پدرتون آشنا شد.

مهلقا که پنج سال از من بزرگتر بود، لیسانس زبانش رو قبل از شلوغی‌ها و تعطیلی دانشگاه‌ها گرفته بود اما از همون اول انقدر تلخ و بدعنق بود که هیچ پسری جرأت نمی‌کرد نزدیکش بیاد. خونه ما دو طبقه بود. طبقه پایین، یه همسایه داشتیم که پسرش، اول تو کار ضبط نوار آهنگ و این چیزا بود. استودیو داشت، می‌گفت خیلی از خواننده‌های معروف قبل از انقلاب پیش اون اولین آلبوم‌هاشون رو ضبط کرده بودن راست هم می‌گفت، من خودم همه صفحه هاشون رو دیده بودم.

من که تازه دوزاری‌ام افتاده بود، از توی بغلش بلند شدم و با نگاهی به چشم‌های پرفروغش پرسیدم: اِ خاله جون! امیر آقا رو میگی؟

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب آن سوی این قصه منم
نویسنده
ناشر چاپیانتشارات ویکتور هوگو
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات167
زبانفارسی
شابک978-622-8293-79-0
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی، کتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب آن سوی این قصه منم

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب آن سوی این قصه منم

برای دریافت کتاب آن سوی این قصه منم و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟