معرفی و دانلود کتاب ساعت 10 صبح بود
برای دانلود قانونی کتاب ساعت 10 صبح بود و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب ساعت 10 صبح بود
کتاب ساعت 10 صبح بود نوشتهی احمدرضا احمدی مجموعهای از شعرهای کوتاه و آزاد است که با زبانی ساده اما تصویری، لحظههای پراکندهای از زندگی، تنهایی و خاطره را کنار هم مینشاند. این اثر نمونهای روشن از نگاه شاعرانهی او به جهان است؛ نگاهی که در آن اتفاقهای روزمره، اشیای کوچک و احساسهای خاموش به شعر تبدیل میشوند. فضای این کتاب آرام، تأملی و گاهی اندوهناک است و خواننده را با نوعی سکوت شاعرانه روبهرو میکند.
دربارهی کتاب ساعت 10 صبح بود
در کتاب ساعت 10 صبح بود با مجموعهای از شعرهای نو روبهرو هستیم که هر کدام تصویری کوتاه از ذهن و تجربههای شاعر را پیش چشم خواننده میگذارند. شعرهای این مجموعه اغلب کوتاهاند و با واژگانی ساده شکل گرفتهاند، اما در همین سادگی، نوعی حس عمیق از تنهایی، گذر زمان و خاطره دیده میشود. احمدرضا احمدی در این مجموعه شعر بیش از آنکه به روایت مستقیم بپردازد، لحظههایی را ثبت میکند که گاه بسیار عادی به نظر میرسند؛ مثل نگاه به یک خیابان، فکر کردن در یک اتاق ساکت یا مواجهه با شبی طولانی و بیخواب.
از ویژگیهای مهم شعرهای کتاب ساعت 10 صبح بود، تصویرسازیهای غیرمنتظره است. احمدرضا احمدی گاهی از اشیایی ساده مثل گل آفتابگردان، خیابان، یا پنجره استفاده میکند تا فضای ذهنی خود را بسازد. در بعضی شعرها، حس سرگردانی و بیقراری دیده میشود؛ گویی شاعر در میان خاطرات و زمان حرکت میکند و هر لحظه به تصویری تازه میرسد. نمونهای از این فضا را میتوان در شعری دید که از شب بیخوابی، پرسهزدن در خیابانها و گفتوگویی خیالی با سکوت سخن میگوید.
کتاب ساعت 10 صبح بود احمدرضا احمدی در کنار این تصویرها، حالوهوایی شخصی و صمیمی دارد. شعرها اغلب به شکل نجوا نوشته شدهاند؛ نه پرهیاهو و نه پرزرقوبرق. همین ویژگی باعث میشود خواننده احساس کند در حال شنیدن یادداشتهای کوتاه یک ذهن شاعرانه است که لحظههای زندگی را به شکل واژه ثبت میکند.

احمدرضا احمدی و جهان شاعرانهی او
احمدرضا احمدی از چهرههای تأثیرگذار شعر معاصر ایران است و نام او با جریان «موج نو» در دهه چهل پیوند خورده است. او از همان نخستین مجموعههای شعر خود نشان داد که به دنبال زبانی متفاوت است؛ زبانی که از ساختارهای کلاسیک فاصله میگیرد و به سمت بیان ساده، تصویری و گاه مینیمال حرکت میکند. در بسیاری از آثارش، جملهها کوتاهاند و فضای شعر بیشتر از طریق حس و تصویر شکل میگیرد.
در کتاب ساعت 10 صبح بود نشر چشمه نیز همین ویژگیها دیده میشود. شاعر با واژههایی آشنا و روزمره، فضایی میسازد که میان واقعیت و خیال حرکت میکند. گاهی یک تصویر کوچک مثل پنجرهای باز یا خیابانی خلوت میتواند نقطه آغاز شعر باشد. از دل همین تصویرهای ساده، احساسی از زمان، خاطره و تنهایی شکل میگیرد.
بخش مهمی از جذابیت این کتاب به همین سادگی آگاهانه برمیگردد. شعرهای احمدرضا احمدی معمولاً از پیچیدگیهای زبانی دوری میکنند و بیشتر بر حس و فضای ذهنی تکیه دارند. به همین دلیل خواننده میتواند با ریتم آرام شعرها همراه شود و هر بار معنای تازهای از آنها دریافت کند.
لحظههای کوتاه، تصویرهای ماندگار
یکی دیگر از ویژگیهای قابل توجه کتاب شعر ساعت 10 صبح بود، توجه شاعر به لحظههای کوتاه و ظاهراً ساده است. احمدرضا احمدی در شعرهایش اغلب به جزئیاتی نگاه میکند که شاید در نگاه اول معمولی به نظر برسند؛ اما وقتی در کنار هم قرار میگیرند، فضایی متفاوت و تأملبرانگیز میسازند. گاهی یک شب بیخوابی، گاهی صدای خیابان و گاهی یک گل آفتابگردان میتواند بهانهای برای شکلگیری شعر باشد.
در این مجموعه، زمان نیز حضوری پررنگ دارد. عنوان کتاب خود به لحظهای مشخص اشاره میکند؛ لحظهای که میتواند نمادی از توقف، فکر کردن یا حتی شروع یک خاطره باشد. شاعر با همین اشارههای ساده، حس گذر زمان را در شعرهایش جاری میکند.
اگر به شعرهایی علاقه دارید که در عین سادگی، فضایی شاعرانه و تأملبرانگیز ایجاد میکنند، خرید کتاب ساعت 10 صبح بود میتواند فرصتی برای آشنایی نزدیکتر با جهان ذهنی یکی از مهمترین شاعران معاصر ایران باشد.
کتاب ساعت 10 صبح بود برای شما مناسب است اگر
- به شعر نو و جریانهای مدرن شعر فارسی علاقه دارید.
- از شعرهای کوتاه و تصویرمحور لذت میبرید.
- به آثار احمدرضا احمدی و جریان موج نو در ادبیات ایران علاقهمندید.
- از خواندن شعرهایی که از تجربههای شخصی و لحظههای ساده زندگی شکل گرفتهاند لذت میبرید.
- دوست دارید با یکی از صداهای متفاوت شعر معاصر ایران آشنا شوید.
در بخشی از کتاب ساعت 10 صبح بود میخوانیم
بیا
به کودکان غرق در زنگار پاییزی خیره شویم
بیا
شعرهایی را که در جوانی دوست داشتیم فراموش کنیم
ما تاکهای انگور را در جوانی به پاییز مفت باختیم
بیا
ماندههای انگورها را به خانه بریم
شاید مرگ ما را فراموش کند
به زور و تلاش نمیتوانیم
با روز و شب دوستی و رفاقت کنیم
آنان، باید ما را لایق دوستی و رفاقت بدانند
فهرست مطالب کتاب
دیگر نمیخواهم
برای تو
بر شاخهها
این حوادث
صبح میشود
چهره
چشمان ما
گُلهای مریم
یک روز
دانههای برف زمستان
چهار فصل سال
به کجا رفتهاند
خوابها
اندکی چابکی
تلاطم
در این خیابان
منظومههای پاییزی
من فقط یک نفرم
یک سبد انگور
سایه
نانهای سوخته
یک منظومه در 25 شماره
پاییز پشت پنجره
درمان ندارم
دیشب
نمیدانم
لبخند تو
زمان
علفها
برف
هنگامیکه تو رسیدی
آسمان
سال نو
تاکهای انگور
همیشه
فراموشی
دانههای باران
تنها گاهی از نومیدی
انارهای شکسته
در آن دورها
من مسافرم
خاندان من
بیگانه
روزها
کاش همیشه شنبه بود
بوی کاج جنگلی
این فقط لحظه است
کبوتران
دوستانم
صبح
سکوت
شب که رسید
سربازان مفرغی
شاید ما پاییز
سبد میوه
وقت پرواز
شب رستگاری
زنان تلخ
هوای آغشته به مه
در تابستان
دیگر دیر بود
نگاهت
پرندگان بیتاب
میوههای کال
شب ناب
تفاوت روز با شب
سراسر روز
همسایهها
زمستان را هجو کنم
کنار هیزمهای افروخته
دوست جوانی من
بر شاخهها پاییز محو میشود
سرمای مطلق
گُل آفتابگردان
کبوتری جوان
کدام نان
دردهای من
ابیات پراکنده
مهمان داشت
اسبان و کبوتران
جویبارهای منجمد
پرندگانی خیس
خرامان
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب ساعت 10 صبح بود |
| نویسنده | احمدرضا احمدی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۳۹۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 186 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-362-294-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای شعر نو |






















