معرفی و دانلود کتاب وارث
برای دانلود قانونی کتاب وارث و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب وارث
کتاب وارث نوشتهی ریچل هاوکینز شما را به عمارتی میبرد که فرزندخواندهی صاحب آنجا، از خانه گریخته است. صاحب عمارت زنی است که چهار شوهرش به شکل مرموزی کشتهشدهاند و در میان دیوارهای این عمارت نیز رازی بزرگ مدفون است. در این رمان باید به یک پرسش پاسخ دهید: «با پوست و تن یک زن مُرده چه باید کرد؟!» این داستان پرفروش ملی، نامزد دریافت جایزهی گودریدز سال 2024 در ژانر جنایی و معمایی از نگاه کاربران است.
دربارهی کتاب وارث
هیچکس از روبی خبر ندارد. هنگامی که تمام اعضای خانوادهی ثروتمند مکتاویش، برای پیکنیک به کارولینای شمالی رفته بودند، روبی که فقط سه سال سن داشت، ناپدید شد. در منطقهی کوهستانی خطرات بسیاری وجود دارد، اما هیچچیز خطرناکتر از «انسان» نیست؛ موجودی که میتواند سرنوشت یک کودک را برای همیشه به یک کابوس تبدیل کند و از او یک «روبی» بسازد.
کتاب وارث (The Heiress) نوشتهی ریچل هاوکینز (Rachel Hawkins) داستانی معمایی و جنایی است که ما را به عمارتی ظاهراً زیبا میبرد؛ جایی که از در و دیوارهایش نمیتوانید حدس بزنید درون اتاقها و پشت قاب عکسهایش چه چیزی در انتظارتان است. تنها کسی که میداند در این خانه چه میگذرد، کَمدن است.
کَمدن سالها پیش از سراشیبی تند کوهستان به پایین دویده و به خود قول داده که دیگر به این جهنم برنگردد؛ اما مرگ روبی که کَمدن حتی از یادآوری صدایش و نگاه کردن به عکس او نیز واهمه دارد، او را وادار کرده تا برای رسیدگی به ارث و میراثش، به عمارت اشبیهاوس بازگردد؛ عمارتی که رازهای رمان وارث ریچل هاوکینز در آن مدفون شده و کابوسهای کَمدن در آنجا ریشه دارد.

وارث به عمارت مرگ بر میگردد!
رمز ورودی دروازه که بهسمت عمارت اشبیهاوس میرود، تاریخ مرگ اولین شوهر روبی است. کَمدن همیشه از این تاریخ نفرت داشت. هنوز هم از اینکه لازم است برای ورود به خانه، سایهی مرگ را بر سر خود حس کند، بیزار است؛ اما حالا روبی مُرده و جولز همراه اوست. کَمدن به اصرار بن به این خانه برگشته است. اگر کَمدن پسر تنی و واقعی روبی بود، بن نوهخالهی او محسوب میشد، اما کَمدن فرزندخواندهی روبی و همین موضوع دلیل بروز حس غربت او در این خانواده است.
قبل از اینکه بن با کَمدن صحبت کند، هاول، پسرخالهی کَمدن، که لاابالی و الکلی بود، پیامهایی توهینآمیز برای کَمدن میفرستاد؛ اما حالا هاول مُرده و نارضایتیاش از شیوهی تقسیم ارثِ روبی، برای کسی اهمیتی ندارد. کتاب وارث از ابتدا ما را با جایگاه وارثِ روبی که کسی جز کَمدن نیست، آشنا میکند. کَمدن هیچگاه در میان خانوادهی مکتاویش پذیرفته شده نبود و نیست. در کودکی او را «خیابانگرد» خطاب میکردند و هنوز هم از او متنفرند. نِل که خواهر روبی است، تا روز مرگ روبی، از خواهرش متنفر بود و همیشه به روبی میگفت: «تو خواهر واقعی من نیستی!»
کتاب پرفروش آمریکا و مسئلهی جنایتی هولناک
ادعای نِل برای خود روبی هم تا حدی پذیرفته شده بود. او حس میکرد فرزند این خانواده نیست و هنگامی که در سهسالگی دزدیده و هشت ماه بعد پیدا شده، اتفاقی هولناک او را تغییر داده است. روبی با توجه به نشانهها و شواهد به این نتیجه رسیده بود که فرزند واقعی مکتاویشها نیست. او حدس میزد فرزند همان زن و مردی است که او را در سن سهسالگی دزدیدهاند! در عمارت اشبیهاوس یادداشتهایی از روبی بهجای مانده که در میان فصلهای کتاب وارث انتشارات شاپرک سرخ، با آنها روبهرو میشویم و حقایق در برابرمان آشکار میشوند.
روبی در خاطرات خود از همسرانش نوشته است. او چهار بار ازدواج کرد و هر چهار شوهرش بهشیوهای مرموز کشته شدند. او هیچکدام از آن مردها را به قتل نرسانده، اما مقدمات نابودی آنها را فراهم کرده است؛ مقدماتی که با خواندن آنها در رمان وارث ترجمهی هانیه عظیمزادگان، عرق سرد بر پیشانی شما مینشیند.
رمان وارث و گذشتهی مرموز
کَمدن نمیخواهد دربارهی خانوادهاش با جولیا صحبت کند. چیزی در گذشته او را آزار میدهد. برای جولز عجیب است که کسی نخواهد مادرخواندهاش را به یاد بیاورد یا حتی برای مهمانی به عمارت مجلل خانوادگیاش برگردد.
جولز نمیداند پیشنهادش به کَمدن، چه هزینهای دارد و شاید اگر میدانست قرار است در این خانه با چه واقعیتهایی راجعبه همسر خود روبهرو شود، به همان آپارتمان اجارهای در شهر، قناعت میکرد. با دانلود کتاب وارث به عمارتی وارد میشوید که لقب صاحبش «خانم بیشتر بکش» است و مطمئن باشید اگر در این خانه کشته شوید، هیچکس تعجب نخواهد کرد.
ریچل هاوکینز هیچ شیء و وسیلهای را در مکانی بیجا قرار نداده است. سعی کنید در طول مدت خواندن این رمان معمایی، جزئیات را خوب بهخاطر بسپارید. ممکن است چند صفحه جلوتر، همان شیء بیاهمیت جانتان را نجات دهد. با خرید کتاب وارث یاد میگیرید هنگام ورود به عمارتی مرموز، به چشمهای پرترهها نگاه نکنید.
جوایز و افتخارات کتاب وارث ریچل هاوکینز
- نامزد دریافت جایزهی گودریدز سال 2024 به انتخاب خوانندگان در بخش معمایی
- کتاب پرفروش ملی
- کتاب برگزیده به انتخاب ویراستاران آمازون
- پرفروش کتاب آمریکا
- از کتابهای برتر Indie Next در ژانویه سال 2024
- کتاب برگزیدهی Librera Reader
- از کتابهای فهرست شده توسط فروشگاههای کتاب مستقل آمریکا
نکوداشتهای کتاب وارث
- داستان وارث مملو از لحظات عاشقانهی پرتنش، حرص و طمع و دوستیهای غریب و ناشناخته است. تازهترین اثر دلهرهآور راشل هاوکینز به ما میفهماند که نویسندهها همیشه قابلاعتماد نیستند، درست مثل داستانهایی که برایمان تعریف میکنند. (سارا پنر، نویسندهی نیویورکتایمز)
- ریچل هاکینز با جابهجایی میان گذشته و زمان حال، روایتی جذاب از خیانت، پیوند خواهری و ضرورت اینکه آدم خودش قصهی زندگیاش را بگوید، خلق میکند. این اثر گیرا و شگفتانگیز است. (مجلهی People)
کتاب وارث برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای معمایی و جنایی علاقهمندید.
- عمارتهای مرموز و قدیمی برای شما همچون رازی سربهمهرند و میخواهید با ورود به یکی از این عمارتها، از راز هولناکی پرده بردارید.
- میخواهید اثری را بخوانید که مملو از عشق و جنایت و وحشت است.
در بخشی از کتاب وارث میخوانیم
آنها من را وسط آن تخت بزرگ نشاندند، با کتوشلوار و پاپیونم، در حالی که توپ بسکتبال روی زانوهایم نگه داشته بودم. من حتی بسکتبال بازی نمیکردم، با اینکه کارولینای شمالی سرزمین بسکتبال است، و حدس میزنم با این کار میخواستند بیشتر شبیه یک بچه معمولی به نظر برسم.
اما بیشتر شبیه یک عروسک خیمهشببازی بودم که ناگهان در مرکز سالمندان جان گرفته باشد. هیچ توپ بسکتبالی نمیتوانست این وضعیت را جبران کند. بااینحال، لبخند زدم و اجازه دادم عکس بگیرند، چون این همان چیزی بود که روبی میخواست. بعدها، وقتی مجله به دستمان رسید، آن را ورق زدم - بیشتر برای اینکه ببینم عکس تا چه حد بد شده است. میدانستم که وقتی نسخهی مجله به صندوقهای پستی تاویستوک برسد، باید خودم را برای تمسخر بیرحمانهای که بدون شک در مدرسه انتظارم را میکشید، آماده کنم.
عکس دقیقاً به همان بدی بود که فکرش را میکردم، اما چیزی که برایش آماده نبودم، زیرنویس عکس بود:
کَمْدِن اندرو مکتاویش: خوششانسترین پسر کارولینای شمالی
حتی آن زمان هم میدانستم که اینها چیزی جز مزخرفات نیست. اما فکر میکنم منظورشان را درک میکردم. من یتیمی بودم که از بدو تولد مدام در سیستم سرپرستی جابهجا میشدم. حالا تصور کنید یک میلیونر پیدا شود، من را از فقر بیرون بکشد، در عمارت مجللش ساکنم کند و وارث ثروتش بسازد - داستانی شبیه به افسانهها، نه؟
بله، میفهمم که این خوششانسی بزرگی است به شرطی که روبی را نشناسید.
جاده خاکی به شنریزه تبدیل میشود و ضربان قلبم تندتر میشود. همین است، آخرین مسیر به سمت دروازهها. درختان در هر طرف تقریباً خورشید را مسدود کردهاند، شاخههایشان خم شده و در بالای سر به هم میرسند. همیشه وقتی این جاده را بالا میرفتم، احساس میکردم که آرامآرام چیزی من را میبلعد.
همهچیز تاریکتر و تنگتر میشود، گویی تو را به درون قیف میکشد.
نگاهی به جولز میاندازم، با خودم فکر میکنم آیا او هم همان حس خفقانآوری را که بر من مستولی شده، احساس میکند یا نه! اما او صاف روی صندلیاش نشسته، عینکش را بالای سرش گذاشته و با دقت به همهچیز نگاه میکند. لبخند کوچکی روی لبهایش است، دستانش روی زانوهایش قفل شده، و من سعی میکنم اینجا را از نگاه او ببینم. البته که زیباست: درختان انبوه و سرسبز هستند و چند نمای کوتاه از آسمان و دره که از میان شاخ و برگها بیرون زده است. مهای که معمولاً در بالای درختان دیده میشود، به تو این حس را منتقل میکند که انگار در میان ابرها هستی و میبینم که برای بعضیها- برای جولز- میتواند حس جادویی داشته باشد. اینکه احساس کنی در اینجا پناه گرفتهای و در امان هستی، نه به دام افتاده.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب وارث |
| نویسنده | ریچل هاوکینز |
| مترجم | هانیه عظیم زادگان |
| ناشر چاپی | انتشارات شاپرک سرخ |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 322 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-463-783-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |

























