کتاب هنر خرج کردن پول، نوشتهی مورگان هاوزل دربارهی باورها و ارزشهایی است که بر پایهی آنها پولمان را خرج میکنیم. نویسنده در این کتاب با نثری ساده و تأملبرانگیز، ما را به بازنگری در رابطهمان با پول دعوت میکند؛ نه برای بیشتر داشتن، بلکه برای بهتر زیستن. این کتاب که در فهرست منتخب سردبیران آمازون قرار گرفته، نه فقط دربارهی پول، بلکه دربارهی زندگی است.
دربارهی کتاب هنر خرج کردن پول
چگونه میتوانیم پول را در مسیری خرج کنیم که به آرامش، استقلال و رضایت واقعی منجر شود؟ در کتاب هنر خرج کردن پول (The Art of Spending Money: Simple Choices for a Richer Life) مورگان هاوزل (Morgan Housel)، بر این موضوع دست گذاشته و بیش از آنکه بر افزایش ثروت تمرکز کند، نحوهی استفاده از آن را هدف قرار داده و نشان میدهد خرج کردن، صرفاً یک عمل اقتصادی نیست؛ بلکه بازتابی از ارزشها، هویت و احساسات ماست.
کتاب هنر خرج کردن پول، اثر مورگان هاوزل مجموعهای از فصلهای کوتاه و اندیشمندانه است که هرکدام به جنبهای از رفتار مالی و روانشناسی خرج کردن میپردازند. از مفاهیمی مانند «نیاز نداشتن به جلب توجه دیگران» و تفاوت «ثروتمند بودن» با «دارا بودن» گرفته تا موضوعاتی مثل «ریسک و پشیمانی»، «هویت»، «پول و فرزندان» و «چرخه حرص و ترس». این کتاب با روایتهای داستانی شما را به تأمل در معنای رضایت و کفایت دعوت میکند و خواننده را به درک عمیقتری از آزادی، موفقیت و خوشبختی میرساند.
کتاب هنر خرج کردن پول ادامهای بر کتاب دیگر مورگان هاوزل با نام روانشناسی پول است که آینهای در برابر خواننده میگذارد تا رابطه خود را با پول بازبینی کند. انتشارات کلام آریایی این کتاب را با ترجمهی سهراب صفا منتشر کرده تا به خوانندگان بیاموزد موفقیت مالی بیش از هر چیز، به درک درست از خواستهها و انتظارات ما بستگی دارد.
با خرید کتاب هنر خرج کردن پول، درک بهتری از رابطه زندگی و پول به دست آورید.
کتاب هنر خرج کردن پول برای شما مناسب است اگر
- میخواهید نگاه عمیقتری به پول و زندگی بیندازید و زندگیای بر پایه آرامش و انتخاب آگاهانه داشته باشید.
- در ابتدای کسب استقلال مالی هستید و میخواهید با خرج کردن درست به رضایت و آرامش برسید.
- پس از سالها پسانداز و سرمایهگذاری، هنوز به رضایت نرسیدهاید و میخواهید به احساس بینیازی دست یابید.
در بخشی از کتاب هنر خرج کردن پول میخوانیم
بینیاز بودن از تحتتأثیر قرار دادن دیگران (بهویژه غریبهها) داراییای است در ترازنامه شخصیِ تو که میتواند از هر چیز دیگری ارزشمندتر باشد.
وقتی نیازی به تحتتأثیر قرار دادن دیگران احساس نمیکنی، خواستههایت کمتر میشود. و وقتی خواستههایت فرو میافتند، رضایتت از آنچه داری افزایش پیدا میکند. واقعاً به همین سادگی است.
برای اینکه بفهمی در زندگی چقدر خوب پیش میروی، همیشه دو معیار وجود دارد: یکی درونی و دیگری بیرونی.
اولی این است که چقدر از خودت راضی و خوشحالی، و دومی اینکه دیگران دربارهات چه فکری میکنند.
دیدن رنج و عذابی که وقتی کسی بیشازحد بر معیار بیرونی تمرکز میکند، به خودش وارد میکند، حیرتآور است. و در مقابل، تماشای کسی که تنها هدفش در زندگی دستیابی به معیارهای درونیِ خودش است، هیجانانگیز و الهامبخش است.
اجازه بده داستانی افراطی از دو مرد برایت تعریف کنم که در دو سر کاملاً متضاد این طیف قرار داشتند.
ماجرای آنها هیچ ارتباطی با پول ندارد، اما میتواند درسهای عظیمی درباره اهمیتِ انتخابِ معیار درست برای سنجش زندگی به ما بدهد.
در سال ۱۹۶۸، روزنامه *ساندی تایمز* لندن برای تبلیغ بیشتر و بهرهگیری از محبوبیت روزافزونِ ورزشِ قایقرانی، تصمیم گرفت مسابقهای جهانی ترتیب دهد. هدف ساده بود:
«اولین کسی که بتواند بهصورت انفرادی و بدون توقف، دور دنیا را با قایق بپیماید، برنده جایزه مسابقه گلدن گلوبGolden Globe Race خواهد شد».
اسمش مسابقه بود، اما در واقعیت کسی تا آن زمان چنین کاری نکرده بود؛ بنابراین، هر کس صرفاً موفق میشد این مسیر را به پایان برساند، فوراً یکی از بزرگترین دریانوردان تاریخ لقب میگرفت. شرایط خاصی برای شرکت وجود نداشت و قوانین هم اندک بود. نه نفر در مسابقه شرکت کردند، ازجمله کسی که اصلاً تا آن زمان قایقسواری نکرده بود. در نهایت، فقط یک نفر مسیر را کامل کرد. تقریباً بعد از یک سال و طی بیستوهفتهزار مایل.
بله




























