کتاب از دل بینظمی نوشتهی جکلین پاول، راهنمایی برای تمامی افراد بزرگسال مبتلا به اختلال کمتوجهی - بیشفعالی (ADHD) است که میخواهند در مسیر رسیدن به یک زندگی آرامتر، منظمتر و رضایتبخشتر تلاش کنند. هدف اصلی این کتاب روانشناسی، موفقیت در انجام وظایف روزمرهی افراد با کنترل چالشهای مرسوم این اختلال است.
دربارهی کتاب از دل بینظمی
جکلین پاول (Jaclyn Paul)، نویسندهی کتاب از دل بینظمی (Order from chaos: the everyday grind of staying organized with adult ADHD)، اثرش را با تصویری شروع میکند که افراد پس از بازگشت از یک روز سخت کاری به خانه با آن مواجه میشوند؛ خانهای که قرار است آرامتان کند و مامنی امن و پناهگاهی پاکیزه برای روح و جسمتان باشد. پاسخ شما با تصویری که بعد از ورود به خانهتان میبینید، اگر مبتلا به اختلال کمتوجهی - بیشفعالی باشید، بسیار متفاوت از پاسخ یک فرد معمولی است.
پاسخ جکلین پاول به این پرسش، برآمده از تجربهی زیستهی شخصیاش پیش از تشخیص اختلال ADHD است؛ یک آشوب کامل! لباسهای ریخته روی زمین، فیشها و کاغذهای افتاده گوشهی اتاق، ظرفهای نشسته و میز غذاخوری شلوغی که ترکیبشان، بیش از آرامش شما را دچار تشویش و اضطراب میکند. خانهای که برگشتن به آن در شما چندان حس آرامشی ایجاد نمیکند.
کتاب روانشناسی از دل بینظمی، تلاش دارد تا با ارائهی مجموعه راهحلهایی عملی و کاربردی، برگرفته از تجربههای شخصی نویسنده، به مواجهه، کنترل و درمان اختلال کمتوجهی - بیشفعالی کمک کند و زندگی افراد مبتلا به این اختلال را سامان بخشد.
جکلین پاول خود که برای سالهای دراز از اختلال ADHD رنج میبرد، بیان میکند که این اختلال در سطحی فراتر از شلختگی و بههمریختگی خانه، زندگیاش را تحت تاثیر قرار داده بود. او با چالشهای متفاوتی مثل عقب افتادن پرداخت قبضها، واریز چکها و فراموشی قرارها مواجه بود. مسائلی که روند عادی زیست شخصی و حرفهایاش را دچار مشکلات جدی کرده بود.
سیستمهایی برای سبک کردن بار سنگین کارهای ناتمام
نویسندهی کتاب از دل بینظمی، شروع به برنامهریزی روزانه و تلاش مستمری میکند که بتواند اختلال خود را تحت کنترل دربیاورد. او در خلال این تقلاها، به فکر انتقال تجربیاتش به افراد دیگری که با اختلال کمتوجهی - بیشفعالی دستوپنجه نرم میکنند میافتد. بسیاری از افراد دارای این اختلال شاید بهندرت پروژهای را سر زمان تحویل دهند. اغلب آنها کوهی از کتابها، کارها و فعالیتهای نیمهکارهای دارند که سایهی بلندش آنها را در تیرگی فرو برده و حسی از عدم موفقیت و عدم رضایت به آنها بخشیده. حسی که با گذشت زمان و بیشتر شدن این کارهای ناتمام، سنگینتر و تلختر هم میشود.
جکلین پاول کتاب از دل بینظمی را یک راهنما برای شروع سازماندهی در نظر میگیرد. او ضمن معرفی چند سیستم و ابزار سازماندهی، نشان میدهد که اختلال کمتوجهی - بیشفعالی، چگونه موجب عدم پایبندی افراد به این سیستمها میشود. او تلاش دارد تا به افراد یاد دهد که چگونه در مواجهه با این اختلال، تلاش بیشتری کنند و به چه شکل از مسیر شکست، الگویی برای موفقیت و عبرت بسازند و در راستای حل و بهبود مشکلاتشان بهطور فعالانه، پیش بروند.
این کتاب روانشناسی عمومی توسط نادیا انتخابی به فارسی ترجمه شده و نشر مون آن منتشر کرده است.
کتاب از دل بینظمی برای شما مناسب است اگر
- با اختلال کمتوجهی - بیشفعالی درگیر هستید و به دنبال کتابی مناسب برای حل مشکل خود میگردید.
- بهعنوان مشاور و روان درمانگر دوست دارید دانش خود را در خصوص ADHD و شیوههای درمانی آن بالا ببرید.
در بخشی از کتاب از دل بینظمی: تقلای مدام ما با اختلال ADHD برای داشتن یک زندگی بسامان میخوانیم
یک الک را تصور کنید که پر از چیزهای عجیبغریب است، بعضی باارزش، بعضی بیارزش: عدس خام، الماس، مهرههای پلاستیکی و چند تکه جواهر قدیمی که از مادر مادر مادربزرگتان به شما رسیده. حالا تصور کنید که همۀ این چیزها از سوراخهای الک به پایین میریزند. آیا برای الک مهم است که شما چیزی بیارزش، گرانبها یا غیرقابلجایگزین را از دست بدهید؟ مطمئناً نه.
حافظه هم مثل یک آبکش است. بسیاری از افراد مبتلابه کمتوجهیبیشفعالی حافظهای مثل آبکش دارند. ما هم قلبی داریم که میتپد و وجدانی داریم که گاهی اوقات حسابی اذیتمان میکند.
کسانی که کمتوجهیبیشفعالی ندارند، این را درک نمیکنند. چطور ممکن است چیزی تااینحد مهم را فراموش کنیم؟ ما که تاریخ پخش فصل دوم چیزهای غریبه را در نتفلیکس فراموش نکردیم، مگر نه؟
میدانم. منطقی نیست. ما هم آرزو میکنیم که چیزهای مهم از لابهلای انگشتانمان لیز نخورند. آرزو میکنیم عزیزانمان اشتباهات فاجعهبار ما را به خودشان نگیرند. آرزو میکنیم همه بدانند که چقدر به آنها اهمیت میدهیم و چقدر درد و نفرت از خود را در زندگیمان تجربه کردهایم، چون تقریباً هر روز مغزمان به ما خیانت میکند.
این درد میتواند باعث شود افراد مبتلابه کمتوجهیبیشفعالی دست به کارهای وحشتناکی بزنند. میتواند ما را از دنبال کردن روابط نزدیک بازدارد، یا باعث شود آن روابط از هم بپاشد.
بله

















