مغز چگونه احساسات، خاطرات و رفتارهای ما را شکل میدهد؟ کتاب روانشناسی فیزیولوژیک اثر دکتر علی اکبر باقرزاده، با بررسی ساختار مغز، عملکرد دستگاه عصبی، روشهای پژوهش علوم اعصاب و چرخههای خواب و بیداری، ما را با مبانی علمی ارتباط ذهن و بدن آشنا میکند.
دربارهی کتاب روانشناسی فیزیولوژیک
تا به حال فکر کردهاید رفتارهای ما از کجا سرچشمه میگیرند یا چرا برخی خاطرات را از یاد میبریم یا چه اتفاقی در مغز باعث تجربهی احساساتی مثل ترس، شادی، خشم یا خوابآلودگی میشود؟ پاسخ چنین پرسشهایی در دل پیچیدگیهای شگفتانگیز مغز و دستگاه عصبی نهفته است. دکتر علی اکبر باقرزاده در کتاب روانشناسی فیزیولوژیک با گشودن دریچهای رو به دنیای سازوکارهای زیستی رفتار انسان، کمک میکند تا با پیوند عمیق میان فعالیتهای مغزی و تجربههای روانی بیشتر آشنا شویم.
بدون شک ذهن انسان را نمیتوان جدا از مغز و بدن بررسی کرد؛ هنگامی که تصمیم میگیریم یا درگیر احساسی میشویم، مجموعهای از فرایندهای پیچیدهی عصبی در مغز و بدنمان به جریان میافتند، از این روست که نویسنده با تکیه بر یافتههای علمی نشان میدهد چنین فرایندهایی چگونه شکل میگیرند و بخشهای مختلف مغز چه نقشی در رفتار، شناخت و ادراک ما دارند.
آشنایی با ساختارهای کلیدی مغز و تاثیر آنها بر رفتار
علیاکبر باقرزاده با کتاب روانشناسی فیزیولوژیک ما را با سیستم عصبی، ساختار شگفتانگیز مغز و کارکرد لوبهای مختلف آن آشنا میسازد. او از لوب پیشانی و نقش آن در برنامهریزی، تصمیمگیری و کنترل رفتار میگوید و لوب پس سری را بهعنوان مسئول پردازش اطلاعات بینایی معرفی میکند. علاوه بر این، روشهای گوناگون مطالعهی مغز نظیر ثبت امواج الکتریکی، تصویربرداری عصبی و... را هم شرح میدهد.

این کتاب علمی فقط به شرح ساختار و عملکرد مغز محدود نمیشود، بلکه به سراغ موضوعات جذابتری مانند توجه، دقت و هشیاری میرود و توضیح میدهد چرا گاهی با وجود باز بودن چشمها، بخشهایی از محیط اطرافمان را نمیبینیم! پدیدههایی مانند نابینایی بیتوجهانه و آزمایش مشهور گوریل نامرئی، نمونههایی جالب از محدودیتهای ادراک انسان هستند که نگاه ما را به فرایند توجه تغییر میدهند.
مغز، رفتار و روانشناسی زیستی
کتاب روانشناسی فیزیولوژیک انتشارات برگ دانش، به مبحث مهم ساعت بیولوژیک انسان نیز میپردازد و رازهایی دربارهی خواب را با ما در میان میگذارد. علیاکبر باقرزاده ما را با سازوکار تنظیم چرخههای شبانهروزی، نقش هسته فوق کیاسمایی و تأثیر نور بر ساعت درونی بدن آشنا میسازد تا دریابیم چرا تغییر ساعت خواب، سفرهای طولانی و کار در شیفتهای نامنظم میتوانند عملکرد جسمی و ذهن را تحت تأثیر قرار دهند.
نویسنده با زبانی علمی و در عین حال با بیانی روان، مفاهیم بنیادین روانشناسی زیستی را مورد بررسی قرار میدهد تا تصویری جامع از ارتباط سه ضلع مثلث زیستیِ مغز، سیستم عصبی و رفتار انسان ترسیم کند. اثری که مطالعهی آن فرصتی به ما میدهد تا از توصیفهای سادهی رفتارهای انسانی عبور کنیم و نسبت به سازوکارهایی آگاه شویم که در پس تجربههای روزمرهی ما قرار دارند.
پس اگر میخواهید از دنیای پیچیده مغز سر دربیاورید و ریشههای زیستی رفتارهای انسان را بشناسید، با خرید کتاب روانشناسی فیزیولوژیک به دنیای شگفتانگیز علوم اعصاب سفر کنید و قدمی به سوی شناخت عمیقتر ذهن و بدن خود بردارید.
کتاب روانشناسی فیزیولوژیک برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی علوم اعصاب و علوم شناختی هستید و بهدنبال منبعی برای شناخت کارکرد بخشهای مختلف مغز و آشنایی با روشهای پژوهش و تصویربرداری عصبی میگردید.
- بهعنوان دانشجوی روانشناسی قصد دارید آشنایی عمیقتری با مبانی زیستی رفتار، ساختار مغز و ارتباط دستگاه عصبی با فرایندهای روانی پیدا کنید.
- به شناخت مغز و ذهن علاقه دارید و میخواهید برای پرسشهای خود دربارهی سازوکار شکلگیری احساسات، حافظه، توجه، هوشیاری و خواب پاسخهای علمی و دقیق بیابید.
در بخشی از کتاب روانشناسی فیزیولوژیک میخوانیم
آیا هشیاری درجات مختلف دارد؟ یعنی آیا معنی دارد که گفته شود شما تا حدودی به یک محرک هشیار بودید؟ هرچند پاسخ به این سوال آسان نیست اما چند تحقیق هشیاری را به شکل صفر یا 100 میدانند، یعنی هشیاری پدیدهای آستانهای است. وقتی محرکی نورونهای کافی را به میزان مشخصی فعال میسازد، این فعالیت در بخش عمدهای از مغز منعکس، تقویت و گسترش مییابد و اگر محرکی نتواند به آن سطح مشخص برسد، طرح ناپدید میشود. تحقیقات fMRI این نتیجهگیری را تأیید میکنند. به طوری که در یک چهارم ثانیه اولِ ارائه یک محرک صرفنظر از اینکه فرد از آن آگاه شود، یا نه، فعالیت مغزی یکسان است. ولی پاسخ بعدی، وقتی فرد ناآگاهی را گزارش میدهد، ضعیف است و محل عمده آن در قشر بینایی اولیه است. اما وقتی فرد گزارش میدهد که از آن محرک آگاه است، نیرومند و گسترده میشود و فعالیت به سرعت از قشر بینایی اولیه به بسیاری از نواحی دیگر مغز گسترش یافته و از قشر پیشپیشانی به قشر بینایی اولیه برمیگردد و پاسخ در آن جا بزرگنمایی و طولانی میشود (لی و همکاران 2014، دِهینی و دیگران 2001).
این پژواک، ادراک هشیارانه را تقویت میکند. کسانی که قشر پیشپیشانی مختل دارند، کمتر به محرکهای ضعیف توجه میکنند (دِل و همکاران 2009، رونیس و همکاران 2010). خلاصه اینکه وقتی بر محرکی هشیار میشوید، فعالیت مغزی بیشتری تولید میشود و آن فعالیت به نواحی مغزی بیشتری گسترش مییابد و همچنین فعالیت مغزی رقیب بازداری میشود (لی و دیگران 2014، موهر و همکاران 2014). در یک تحقیق در نوباوگان، پاسخ مغز به محرک دیداری که 50 میلی ثانیه ارائه شده بود، ضعیف و کوتاه بود، در حالی که پاسخ به محرک 100 میلیثانیهای، نیرومندتر، طولانیتر و گستردهتر بود. ما در مورد هشیاری در نوباوگان مطمئن نیستیم (زیرا نمیتوانیم از آنها بپرسیم)، اما میتوانیم ببینیم که پاسخ مغز، ضعیف یا قوی است و پاسخ بینابین نداریم. بنابراین هشیاری نسبت به یک محرک میتواندپدیدهای همه یا هیچ باشد (کویدر و دیگران 2013).
بله











