نقد، بررسی و نظرات کتاب داستان بامزه - امیلی هنری
سپیده شفائی
۱۴۰۵/۰۲/۲۶
00
رمان متوسطی بود. داستان یک دختر درونگرا به نام دافنه که نامزدش به نام پیتر در استانه ازدواج، اونو ترک می کنه و میره با قدیمیترین دوستش نامزد می کنه و دافنه مجبور به هم خونه شدن با دوست پسر نامزد جدید پیتر یعنی مایلز میشه و برای سوزوندن دل نامزد سابقش میگه که با همخونه ایش در رابطه است. ایده داستان شبیه بعضی سریالهای رمانتیک کره ایه که اتفاقا مثل کلیشه اون سریالها، اواخر داستان مشکلی بین دو شخصیت اصلی پیش میاد و مدتی از هم دور میشن و دوباره بهم بر می گردن. البته با توجه به تفاوت فرهنگ غرب و شرق، اتفاقات میانی داستان شباهت کمتری به سریالهای کره ای داشت. ترجمه داستان خوب بود و مترجم زحمت زیادی کشیده بود که بخشهای سانسور شده رو قابل تجسم و فهم برای خواننده بکنه و در چندین بخش هم کارش خوب بود. شخصیت پردازی دافنه در داستان خوب و قابل قبول بود و چون من خودم هم ادم درون گرایی هستم و از غافلگیری خوشم نمیاد خیلی از اوقات واکنشهای اون رو درک می کردم. البته نه همه اش رو. چون بخشی به دلیل اختلاف شخصیت و طرز تفکر و بخشی به دلیل اختلاف فرهنگی با طرز فکر من سازگار نبود. ولی به نظرم شخصیت پردازی مایلز خیلی مشکل داشت. برخلاف ترومای روحی دوران کودکی دافنه ناشی از رفتار پدرش، من هیچ ارتباطی بین اثر ترومای روحی رفتار والدین بر شخصیت دوست داشتنی و رفتار کنونی مایلز پیدا نمی کردم. گاها بین اتفاقات با صحبتهای بعد از ان هیچ نسبت و ارتباطی وجود نداشت. مثل صحنه فرار دافنه از مهمانی رقص و بعد صحبتها و اعترافات مایلز که به دلیل شدت بی ارتباطی به نظر من میومد یا بخشی اش سانسور شده یا مترجم بد ترجمه کرده یا واقعا بد نوشته شده. گاه رفتار شخصیتها بخصوص مایلز بیشتر شبیه رفتار یک نوجوان بود تا یک مرد نزدیک ۴۰ سال.
مترجم خیلی زحمت کشیده تا بتواند متن کتاب را طوری بازنویسی کند و تغییر بدهد که بتواندمجوز انتشار بگیرد ولی حیف از وقت و توانی که گذاشته است چون داستان کتاب پر از دیالوگهای آبکی و غیر قابل باور و توصیفات محیطی غیر لازم و... هست خوبه که شخصیتهای داستان بالای سی سال هستند ولی برخوردها و رفتارها مثل کتابهای قرن نوزدهم فرانسوی. پر از ژستهای خنده دار و بسیار کودکانه وگاهی احمقانه و... است. چون عادت ندارم هیچ کتابی را نصفه رها کنم تا آخر خواندم. ضمنا ویراستار محترم یکبار دیگر حداقل ببین چندتا غلط املایی دارید!
خیلی این داستان رو دوست داشتم. داستان در مورد دختری به اسم دافنه است که نامزدش به خاطر یه دختر دیگه رهاش میکنه و دافنه مجبور میشه با دوست پسر همون دختر همخونه بشه. داستان خیلی جالبه و احساسات عاشقانه ای که در داستان جریان داره خیلی قابل لمس و دوست داشتنی هستش. من خیلی کنش و واکنش ها و روابط جاری در داستان رو دوست داشتم. فقط گاهی حرف های داخل ذهن دختره خیلی طولانی میشد اما خب در کل رمان آرامش دهنده و دوست داشتنی بود.
یک داستان بامزه، همونطور که اسم کتاب اینو نشون میده. شخصیت پردازی خوبه، می تونی همشون رو تصور کنی. خط داستانی قابل پیش بینیه ولی سرگرم کنندست. ترجمه هم روان و ساده بود، توصیفات باعث میشد بتونی راحت تر تصور کنی. اگه دنبال یه داستانید که بتونید چند ساعت از زندگی روزمره فاصله بگیرید میتونه گزینه ی خوبی باشه، حس و حالی مثل دیدن یک فیلم عاشقانه و کمدی داره.
من دویست صفحه ابتدایی رو خواندم
تا اینجا ترجمه قابل درک نبود و در بعضی از قسمتها بین جملات ارتباط معنایی وجود نداشت.
بعضی از قسمتها سانسور شده بود.
داستان هم عاشقانه است و در کل به دلیل ترجمه سانسور شده و غیرقابل درک از نوشته نویسنده دوره اما داستان کلی جالبه.
اگر صرفا به دنبال پر کردن وقت هستید میتونه گزینه مناسبی باشه.
تا اینجا ترجمه قابل درک نبود و در بعضی از قسمتها بین جملات ارتباط معنایی وجود نداشت.
بعضی از قسمتها سانسور شده بود.
داستان هم عاشقانه است و در کل به دلیل ترجمه سانسور شده و غیرقابل درک از نوشته نویسنده دوره اما داستان کلی جالبه.
اگر صرفا به دنبال پر کردن وقت هستید میتونه گزینه مناسبی باشه.
تفکر عمیق راجع به خودمون، تحلیل رفتارها و واکنشهامون در شرایط مختلف، نکاتی بود که در این کتاب خیلی برجسته بودند، اینکه بتونیم در مورد خودمون واقع بین باشیم و در عین حال دوستدار خودمون باشیم با همه ضعفها و قوتهایی که داریم میتونه زندگی شادتری رو برامون به وجود بیاره، این کتاب فقط یک داستان نیست و نکات قابل تاملی برای خوندن دارد
یک رمان عاشقانه با داستانی کاملا قابل پیش بینی. اگر علاقه به خوندن کتابی سرگرم کننده با ریتم داستانی ثابت و مشخص دارین میتونه کتاب خوبی باشه. البته سانسورهای زیادی داره که به خاطر اون خط داستانی تو یه جاهایی گم میشه.
نقطه قوت: داستان سرگرم کننده، شخصیت پردازی خوب
نقطه ضعف: داستان قابل پیش بینی، اتفاقات کلیشه ای
نقطه قوت: داستان سرگرم کننده، شخصیت پردازی خوب
نقطه ضعف: داستان قابل پیش بینی، اتفاقات کلیشه ای
من دوستش داشتم، یه چیزای خوبی بهم یاد داد، اولش انتظار داشتم که دختره با همون نقش اول یا همون پیتر جلو بره ولی بعد که متوجه خیانت پترا و پیتر شدم متوجه شدم این قصه با اون یکیها فرق داره، این قصه بهم یاد داد هیچ وقت نباید همه چیزم یه نفر باشه و من با هویت اون زندگی کنم، چون ممکنه هر لحظه مثل پیتر به عشقش برگرده
ترجمه خیلی جالب نبود. اما در کل کتاب فوق العاده بامزه ای بود و یه حس تابستونه به آدم میداد. اگه خیلی خوب میتونین تو ذهنتون تصویر سازی کنین حتما این کتاب رو بخونین. و اگه کاپل هایی رو که اول قرارهای فیک میذارن و کم کم عاشق هم میشن رو دوست دارین بهتون پیشنهاد میکنم کتاب داستان های بامزه رو بخونین
