معرفی و دانلود کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده: کتاب پنجم مجموعه آذرک
برای دانلود قانونی کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده: کتاب پنجم مجموعه آذرک
در کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده نوشتهی مسلم ناصری، پدربزرگ آذرک مُرده و حالا او دیگر نمیداند که داستانها و ماجراهای جادوییایی را که از سر میگذراند برای چهکسی تعریف کند یا وقتهایی که توی دردسر میافتد از چه کسی کمک بخواهد. تازه ماجرا غمگینتر و ترسناکتر از این هم میشود؛ کسی که میخواهد بند و بساط پدربزرگ خدابیامرزش را از آن خانه ببرد، یک نامهی عجیب از طرف یک شخص ناشناس هم به دست آذرک میدهد.
دربارهی کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده
معلوم است که هیچکس یعنی هیچ آدم معمولی بدون علم و دانش و قدرتهای جادویی و ماورایی خاصی از آینده خبر ندارد. پس آذرک حق دارد که با خودش فکر کند چرا پدربزرگ پیرش درست چندروز قبل از اینکه یکمرتبه بیفتد و بمیرد، اعلام کرده وسایلهایش را جمع کنند و او میخواهد از آن خانه اسباب بکشد و برای همیشه برود. حتماً این پیرمردِ کلاه منگولهای خمیده و لرزان یک بوهایی برده بود و خب حالا در کتاب پنجم این مجموعه، آذرک و انجمن جادوگران مرده نوشتهی مسلم ناصری که جدی جدی پدربزرگ مُرده است، آذرک باورش نمیشود به همین راحتی تکوتنها مانده باشد و حسابی دلش گرفته است.
مرگ پدربزرگ آذرک و رازهای پشت پرده
ماجرای کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده به همین اتفاق غمانگیز ختم نمیشود و درست وقتی مرد جوانی با ریختوقیافهی یک سمسار به خانهشان میآید تا اسبابواثاثیهی پدربزرگ را جمع کند و ببرد، دور از چشم مادر، یک نامهی محرمانه از طرفی شخصی ناشناس به اسم رئیس بزرگ به دست آذرک میدهد و بعد هم فلنگ را میبندد و ناپدید میشود. توی نامه آدرس یک زیرزمین دورافتاده یکجایی وسط شهر است و تویش نوشته که اگر آذرک دوست دارد پدربزرگش را دوباره ببیند بهتر است هرچه زودتر به آنجا برود.
چه چیزی شگفتانگیزتر و جادوییتر از ملاقات با یک پدربزرگ مُرده؟ آذرک با خودش فکر میکند که وقتی اینهمه چیزهای عجیب و باورنکردنی دوروبرش دیده است، شاید واقعا اینبار هم جادو به کمکش بیاید و بتواند یکجوری پدربزرگش را به این دنیا برگرداند.

نامهی مرموزِ رئیس بزرگ و شروع معمایی تازهی آذرک
همه چیز همانطورکه دخترک در کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده فکرش را میکرد مشکوک و دلهرهآور پیش میرود؛ توی این زیرزمین تاریک رازآلود و مخفی پر از صدای پچپچ است و بوی جادو میآید؛ آذرک همانطورکه آهستهآهسته از راهروهای پرپیچوخم میگذرد و یک سرسرای بزرگ دلباز جلوی رویش سبز میشود، رفقای جادوگر قدیمیاش، جادوگر خوابفروش، جادوگر دوچرخهسوار و جادوگر مخترع کوتوله را که ریزریز میخندد توی جمع میبیند و در دلش آشوب میشود که پشت آن دَرِ بسته چه خبر است، رئیس بزرگ چه کسی است و اصلا برای چه نامه فرستاده و این قرار ملاقات را گذاشته است. یعنی او از پدربزرگ پیرِ خمیدهی بیدندان و کلاه منگولهدارِ خوشخندهاش خبری دارد؟
رمان آذرک و انجمن جادوگران مرده در کنار فضای فانتزی و رازآلودش، به شکلی هنرمندانه به موضوع فقدان و سوگ در ذهن کودکان و نوجوانان میپردازد. مسلم ناصری با زبانی خیالانگیز و در عین حال قابلفهم، احساس تنهایی آذرک پس از مرگ پدربزرگ را در دل ماجراهایی جادویی قرار میدهد؛ بهگونهای که ترس، اندوه و امید در کنار هم پیش میروند. اگر به دنبال داستانهایی ماجراجویانه، سرگرمکننده و دنبالهدار هستید، خرید کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده نشر افق از مجموعه هفتگانهی آذرک میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد.
کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده برای شما مناسب است اگر
- در ردهی سنی 9 تا 15 سال به سر میبرید.
- به داستانهای فانتزی و جادویی ایرانی علاقه دارید.
- از روایتهایی با محور رابطهی نوه و پدربزرگ و پیوندهای عاطفی بین آنها لذت میبرید.
- دوست دارید معماهای مرموز و جادویی و ماجراهای رازآلود را دنبال کنید.
- به قصههایی دربارهی جادوگران علاقه دارید.
- به دنبال یک رمان نوجوان ایرانی ماجراجویانه و خیالانگیز هستید.
- از طرفداران مجموعهی فانتزی آذرک نوشتهی مسلم ناصری هستید.
در بخشی از کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده: کتاب پنجم مجموعه آذرک میخوانیم
استخوانهایی که توی بشقاب بودند، تکان خوردند. آذرک دلپیچه گرفت. چیزی از دهانش بیرون آمد. بعد کبوتری لبهی بشقاب نشست. بقبقویی کرد و توی گردباد به پرواز درآمد.
راستش همهی اینها بهانه است. تو را هم به مهمانی ویژهام دعوت کردهام تا رازی را به تو بگویم. البته اگر بتوانی خودت آن را کشف کنی، بهتر میشود.
راز؟
پدربزرگ سرش را تکان داد: «بله، یک راز.» بعد همانطور که از مهماندار گردباد میخواست میز را تمیز کند، گفت: «راستش وقتی میخواستی به دنیا بیایی، هیچکس منتظرت نبود. یعنی پدر و مادرت نمی خواستند تو باشی. نه اینکه دوستت نداشتند، آنها فکر میکردند باید پسر باشی. دکترها هم گفته بودند که پسر هستی. میدانی که مادرت چهقدر دختر دوست دارد؟ خب بگذریم. داشتم چه میگفتم؟ بههرحال تو به دنیا آمدی و همانی بودی که من منتظرش بودم. وقتی پدربزرگت تو را پیش من آورد، فهمیدم که اشتباه نکردهام.»
مگر شما پدربزرگ من...
تو دختری بودی با چشمان گرد و درخشان. دختری که باید راه مرا ادامه میداد. من هزاران سال عمر کرده بودم تا جانشینی برای خودم پیدا کنم و آخرش هم پیدایش کرده بودم. البته کسی نمیدانست که من توی آن زیرزمین چهکار میکنم. تو کمکم بزرگ شدی. گاهی میآمدی پیش من؛ وقتی خیلی کوچک بودی، حتی زمانی که دو سالت شده بود، یک روز کتاب مرا برداشتی و ورق زدی.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب آذرک و انجمن جادوگران مرده: کتاب پنجم مجموعه آذرک |
| نویسنده | مسلم ناصری |
| ناشر چاپی | نشر افق |
| سال انتشار | ۱۳۹۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 80 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-369-731-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان، کتابهای کودک 9 تا 12 سال، کتابهای داستان سرگرم کننده کودک |






















