معرفی و دانلود کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم

عکس جلد کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم
قیمت:
۱۰۰۰۰۰ ۳۰,۰۰۰ تومان ۷۰%
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم

یک ظرف ناهار ویژه برای هر مشتری و هدیه‌های کوچکی که آن‌ها را به گذشته‌ای دور پرتاب می‌کند! هیناتا، شخصیت اصلی کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم، آشپزی ماهر با یک توانایی ویژه است؛ می‌تواند ذهن مشتریان خود را بخواند و گره‌های وجودی آن‌ها را تشخیص دهد. کاتو گن، نویسنده‌ی این رمان احساسی، از این توانایی خارق‌العاده‌ی هیناتا به‌عنوان ابزاری روایی استفاده می‌کند تا از این طریق راوی داستان‌های پنهان آدم‌های معمولی باشد؛ با تمام رنج‌ها و حسرت‌هایشان.

درباره‌ی کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم

غذا در فرهنگ ژاپن جایگاهی فراتر از یک نیاز روزمره دارد و ژاپنی‌ها غذا را به روح انسان پیوند می‌دهند. کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم (Welcome to Castard, We offer special Lunchboxes)، نوشته‌ی کاتو گن (Gen Katō)، بر همین نگاه فرهنگی استوار است و نشان می‌دهد چگونه یک جعبه‌ی ناهار ساده می‌تواند حامل معنا، خاطره و حتی نوعی شفابخشی باشد. این رمان احساسی، داستان زنی به نام هیناتا را روایت می‌کند که در ظاهر یک آشپز معمولی است؛ اما توانایی ویژه‌ای دارد. او می‌تواند ذهن مشتریانش را بخواند و بفهمد چه گره‌ها و احساسات حل‌نشده‌ای در زندگی‌شان وجود دارد. این توانایی، محور روایت احساسی رمان است.

بنتو در ژاپنی به خوراک قابل حمل گفته می‌شود؛ مغازه‌ی کاستارد نیز بنتو می‌فروشد. هیناتا برای هر مشتری بنتویی می‌سازد که انگار دقیقاً برای همان دل خسته طراحی شده است. اما جادوی واقعی زمانی رخ می‌دهد که مشتری کارت امتیازش را کامل می‌کند و هیناتا هدیه‌ای کوچک به او می‌دهد؛ هدیه‌ای ساده اما سرنوشت‌ساز! شگفتی قلم کاتو گن همینجا است. او با خلق فضایی آرام، خیال‌گون و آمیخته با واقعیت روزمره، نشان می‌دهد که چگونه کوچک‌ترین چیزها، در حد بال زدن پروانه‌ای در دوردست، می‌توانند بزرگ‌ترین تغییرات را رقم بزنند.

معرفی و دانلود کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم

ظرف ناهار شفابخش و جرقه‌های پنهان خاطره

داستان هر مشتری، منحصربه‌فرد و پر از لایه‌های روانشناختی است. هیناتا برای تمام آن‌ها هدیه‌ای ساده اما ویژه دارد و کارت‌های امتیازی که هر فرد را به گذشته پیوند می‌زند. بهتر است بگوییم لحظه‌ای در گذشته که گره اصلی او شکل گرفته است. کاتو گن به خوبی توانسته است این خرده‌روایت‌های پراکنده را همچون قطعات یک پازل در کنار هم بچیند و از دل آن‌ها تصویری یکپارچه، انسانی و عمیق بسازد. رمان اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم، نمونه‌ای تمام‌عیار از ادبیات شفابخش ژاپنی است؛ ادبیاتی که به جای تکیه بر حادثه‌های بزرگ و فراز و فرودهای پرهیجان، از دل لحظه‌های کوچک، زخم‌های پنهان و مهربانی‌های خاموش، معنایی عمیق و ماندگار می‌سازد.

آکاری، دختر جوانی که به خاطر اضطراب اجتماعی کارش را رها کرده، با دریافت یک بسته‌ی تنقلات به یاد دوست دوران کودکی‌اش می‌افتد و همین یادآوری او را به آشتی و پیوند دوباره با گذشته‌اش می‌رساند. یوری، دختر نوجوانی که از مدرسه فرار کرده و از رها کردن گربه‌ای در گذشته احساس گناه می‌کند، با هدیه‌ی غذای گربه به پسری می‌رسد که آن حیوانات را نجات داده و همین مواجهه، شجاعت روبه‌رو شدن با گذشته را در او زنده می‌کند. اما نقطه‌ی اوج داستان، زمانی است که خود هیناتا ناچار می‌شود با گذشته‌ی پنهان و زخمی‌اش روبه‌رو شود؛ اما چگونه؟

رمان اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم را با ترجمه‌ی روان آویشن سربازوطن رشید بخوانید و با قلم اعجاب‌برانگیز کاتو گن همراه شوید. از انتشارات دانش‌آفرین برای چاپ و انتشار این اثر جذاب از ادبیات ژاپن سپاسگزاریم.

نکوداشت‌های کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم

  • یک مطالعه‌ی دلپذیر تابستانی، سرشار از احساسات، امید و اندوهی لطیف! به‌ویژه اگر مدتی است حوصله‌ی کتاب خواندن ندارید، بسیار توصیه می‌شود. (کاربر گودریدز)
  • یک مغازه که در آن از حسرت‌ها رها می‌شوی و شفا پیدا می‌کنی. شاید برای من، آن مغازه همین کتاب بود که در زمان درستی به دستم رسید. حتی اگر من را کاملاً درمان نکرد، کمکم کرد و پیام‌های زیادی برایم گذاشت. سپاسگزارم. (کاربر گودریدز)

کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم برای شما مناسب است اگر

  • پس از خواندن رمان‌های طولانی و سخت، می‌خواهید یک رمان احساسی، امیدبخش با داستانی لطیف را در دست بگیرید.
  • از مخاطبان جدی ادبیات ژاپن هستید و نویسندگان معاصر ژاپنی را دنبال می‌کنید.
  • خواندن رمان مدرن را در برنامه‌ی مطالعاتی خود گنجانده‌اید.

در بخشی از کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم می‌خوانیم

یادم می‌آید حدود دو سال از روزی که گفتیم دیگر با هم به خانه برنمی‌گردیم، می‌گذشت. من فقط یک بار با مِی صحبت کرده بودم. همان موقع بود که شنیدم مادربزرگ مِی مریض و در بیمارستان بستری شده. نانوایی هم تعطیل شده بود. بعد از دور شدن از مِی و تمام شدن دوستی‌مان، پشیمان بودم. مهم نبود که با چند نفر دوست شده بودم. بعد از مِی هرگز نتوانسته بودم از ته دل بخندم. حتی در سال دوم راهنمایی بعد از اینکه کلاس من و میکی از هم جدا شد، دیگر به روی خودمان نیاوردیم که زمانی با هم دوست بودیم. دوستی‌مان سطحی بود. به خاطر آن دوست بود که من با مِی قطع رابطه کردم. نه... تقصیر میکی نبود. اشتباه خودم بود.

به نظر می‌رسید که مِی همچنان با ناکاگاوا رابطه‌ی خوبی داشت. حتی وقتی آن دو را با هم می‌دیدم، وانمود می‌کردم که برایم اهمیتی ندارد. مواقعی بود که مِی را با دوستی غیر از ناکاگاوا می‌دیدم. مهم نبود که «همه» در سال اول راهنمایی و کلاس شماره‌ی پنج چطور رفتار می‌کردند. به هر حال مِی داشت زندگی‌اش را می‌کرد و پیوسته در حال ایجاد روابط جدید بود. حضور مِی همیشه در قلبم سنگینی می‌کرد. هر روز سعی می‌کردم به او فکر نکنم و نبینمش.

اما... می‌خواستم آشتی کنم. بنابراین آن روز جلوی خانه‌ی مِی منتظر ماندم. از آنجایی که هر روز برای ملاقات مادربزرگش به بیمارستان می‌رفت، از طریق شنیده‌هایم می‌دانستم که تا دیروقت عصر به خانه برمی‌گردد. مِی با یونیفورم مدرسه برگشت. یک کیسه‌ی کاغذی بزرگ و کیف مدرسه‌اش همراهش بود.

«مِی!»

با هم چشم در چشم شدیم. چهره‌ی مِی بی‌حالت بود. ابروها، چشم‌ها، گونه‌ها و لب‌هایش کاملاً بی‌حرکت بودند. من هم انگار لال شده بودم!

فهرست مطالب کتاب

آغازین
فصل اول: مشتری دو کوفته‌برنجی
فصل دوم: مشتری مرغ سوخاری
فصل سوم: مشتری جلبک دریایی
فصل چهارم: مسافرِ راننده تاکسی
فصل پنجم: کاستارد
سخن نویسنده
سخن مترجم کُره‌ای

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم
نویسنده
مترجمآویشن سرباز وطن رشید
ناشر چاپیانتشارات دانش آفرین
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات181
زبانفارسی
شابک978-622-8630-05-2
موضوع کتابکتاب‌های ادبیات مدرن
قیمت نسخه الکترونیک
۱۰۰۰۰۰ ۳۰,۰۰۰ ت ۷۰%
خرید کتاب الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم

بی‌بی ریحانه
۱۴۰۵/۰۲/۲۶
کتاب آرامش بخش و روانی است و چون رودی در روحتان جاری می شود. از آن کتاب هایی با موضوعی معمولی؛ هیچ اتفاق غیرمنتظره ای در کتاب نمی افتد. روزهای داخل کتاب مانند خورشید که هر بار دوباره طلوع میکند؛ می گذرد و دقیقا این نکته مثبت کتاب است. وقتی درمورد شخصیت ها و نگرانی هایشان می خوانید با خود می گویید و بله بله من هم همینطور. آن حس آشنای همدلی درون شما بیدار می شود این قدرت قلم نویسنده است. همچنین رنگ و بوی فرهنگ ژاپن در کتاب حس می شود. می توان خیابان ها را دید و مزه غذا ها را حس کرد. موضوع کتاب درمورد مغازه ناهار فروشی است که ظاهرش بیشتر شبیه شیرینی فروشی است اما داخل آن جعبه های ناهار می فروشند. هر فصل کتاب درمورد یکی از مشتری هاست و هرکدام از آن ها نگرانی ها و مشکلات خودش را دارد. من بیشتر از همه از شخصیت راننده تاکسی خوشم آمد. آن احساسات پاکش را ستایش میکنم. با اینکه کتاب را می توان در دو روز تمام کرد اما درآخر می بیند گونه هایتان از اشک خیس است. کتاب پایان بندی فوق العاده و دور از ذهنی داشت که باعث شد من از خوابم بزنم و ادامه کتاب را بخوانم. و در پایان آن حس دلتنگی درون قلبم شعله ور شد. از اینکه کتاب را اینقدر زود تمام کرده ام ناراحتم اما می توان به پشت سر نگاه کرد و باز برخی از صفحات را دوباره خواند. من از این جمله کتاب خوشم امد: "شکوفه های گیلاس حتی اگه روی یه درخت شکوفا بشن، شکوفه های سال گذشته و شکوفه های امسال، با هم متفاوتن. تو باید زندگی خودت رو بکنی و به خوشبختی برسی.» از آن کتاب هایی که میتوانی در تنهایی بخوانی و قلبت دوباره لبریز از حس شادمانی شود. دوباره امید را بیابی و با نگاهی نو به جاده روبه رو نگاه کنی. من می خواهم چه کار کنم؟ من میخواستم چه کار کنم؟ برشی از کتاب
MIRASHIN
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
مغازه‌ی ناهارفروشی کاستارد، قدرت خاصی دارد که نه تنها گرسنگی جسمی را برطرف می‌کند، بلکه گرسنگی قلب‌ها را نیز پر می‌کند. من خیلی با کتاب احساس راحتی داشتم، اگر به تاریخچه مطالعه من نگاه کنید مدتی هست که مطالعه‌ای نداشتم، این کتاب برای من یک بغل امن بین باقی کتاب هام بود، حس خوبی داشت. اصل مطلب با و مواجهه پشیمونی هامون هست، کنار گذاشتن در نهایت پایان دادن به اون پشیمونی و به جلو حرکت کردن این مدل کتاب‌ها همیشه مورد علاقه منن در نتیجه اگه شما هم کتاب‌های آروم و بی هیجان دوست دارید بهتون پیشنهاد میکنم.
گلی خانم
۱۴۰۵/۰۲/۲۸
من کتاب رو کامل مطالعه کردم اصلا نتونستم باهاش ارتباط بر قرار کنم نه قلم نویسنده جالب بود نه موضوع رمان که اصلا بی سر و ته بود هیچ قسمت هیجان انگیزی نداشت از یه بحث نا خود اگاه میپرید به بحث دیگه به نظر منکه جالب نبود و بیشتر حوصله سر بر بود نمیدونم نظرم بخاطر انتقاده تایید میشه یا نه ولی من خقیقت و نظر شخصیمو بیان کردم عزیزانی که میخوان مطالعه کنن بدونن ممنون از شما 🌿
ارام ا
۱۴۰۵/۰۲/۱۶
اصل موضوع کتاب روبرو شدن با اشتباهات و حسرتهای زندگی گذشته ماست که همچنان در حال حاضر بر روند زندگیمون تاثیر میگذاره. فرار نکردن از مواجهه با اونها و پذیرش اونها میتونه بار سنگین سایه اشتباهات رو از بین ببره
Samaneh sf
۱۴۰۴/۱۱/۰۷
بد نبود ولی خوب و هیجان انگیز هم نبود، قسمت‌های تامل بر انگیز داشت، قشنگ‌ترین جمله ش که منو به فکر میبرد این بود: چرا باور داشتم که روزهاى تادیروز، فردا
هم ادامه دارند؟
جرا نتوانستم کمى بهتر رفتار کنم؟
sahereh sadeghi
۱۴۰۴/۱۱/۰۸
این کتاب لطیفه… خیلی لطیف 🍰نه برای فکر کردننه برای تحلیل بلکه برای نفس کشیدن بین سطرها از اون کتاب هاست که: می تونی چند صفحه بخونی ببندی لبخند بزنی و احساس کنی تنها نیستی
نیلو لولو
۱۴۰۵/۰۱/۰۴
واقعا خیلی کتاب خوبی هست، در عین اینکه داستان گیرا، سبک و روانه، خیلی عمیق هم هست.
میتونم بگم یکی از قشنگترین کتاب‌هایی که در این چندوقت اخیر خوندم.
فاطمه ش
۱۴۰۴/۱۱/۰۳
داستان‌های جالب وتامل برانگیزی داشت از همه‌شون بهتر داستان زندگی و خاطرات خود هیناتا بود. فضای گرمی داشت داستان که با شخصیت‌ها همذات پنداری میکردی
ملیکا ابراهیمی
۱۴۰۴/۱۰/۲۲
کتاب خیلی خوب بود و اولین کتابیه که کامل خوندمش داستاناش بهم مرتبط بودن و هر داستان درسای خودشو داشت پیشنهاد میکنم بخونید
Melika
۱۴۰۵/۰۳/۰۳
حس و حال خوردن قهوه مورد علاقه و شیرین تو روز بارونی وقتی داخل کافه رو به روی شیشه با منظره خیابون نشستی رو داشت برای من
مرجان علیزاده
۱۴۰۵/۰۱/۱۸
یک کتاب آرام مثل یک نجوا که ضمن تعریف فرهنگ زیبای ژاپن با یک نثر روان داستان انسانهای دور افتاده از هم رو به هم وصل میکنه
مهنیا پورآبیار
۱۴۰۵/۰۱/۲۳
خیلی کتاب قشنگی بود و من عاشق این کتاب شدم 😘این کتاب باعث شد که من راحت تر با ترس هایم روبرو شوم 😁
F.T
۱۴۰۴/۱۱/۰۸
دوست داشتم همه‌ی غذاهای کتاب و امتحان کنم🫠همینطور پدربزرگ داستان شخصیت مورد علاقم بود🤍
ویانا وفی
۱۴۰۵/۰۱/۰۳
خوب بود جالب بود برای اینکه موقع عصرونه یه کتابی هم بخونیم خوبه
مشاهده همه نظرات 14

راهنمای مطالعه کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم

برای دریافت کتاب اینجا مغازه‌ی کاستارد است؛ جعبه‌های مخصوص ناهار می‌فروشیم و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟