نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی جاده شهر - ناتالیا گینزبورگ
3.7
114 رای
ترانه 🕊🤍📚🌱
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
20
داستان رو دوبار گوش کردم از تاریخ و مکان آن چیزی گفته نشده گاها تصور میشه که درعصر بسیار دورافتاده اتفاق افتاده اما با وجود آسانسور و بیان اینکه خانمها پشت فرمان ماشین شخصی مینشینند این تصور بهم میریزدساده. خطی. کوتاه البته میشود به محتوای دردناک فقر و عدم آموزش رسید که چگونه میشود انسان را به یک موجود بی محتوی و بدون هدف تبدیل کرد که فقط در سیستم بقا و تولید مثل دست وپا بزنهاز سطحی نگری و پوچی و بی تعهدی دردناک شخصیتهای داستان که متاسفانه در زندگیهای امروزی هم مشهوده بار روانی داستان بسیار واضحه که آدمی از عدم آموزش، عدم شناخت خود و عدم عزت نفس بدنبال کسب توجه در معشوقه های مختلف و یا ازدست دادن موقعیتهای درست زندگیش بدنبال برآورده کردن آرزوها و خواسته هاش چه مسیری رو طی میکنه. پسری بنام نینی با ابراز نکردن علاقه ش و پسری درآخر کار با برعهده گرفتن مسئولیت کار خود رنگی به قصه دردناک دادن و پایان ناگهانی داستان و تمام.....
زمان جاده ی شهر یک اثر تز ادبیات ایتالیا به قلم نانالیا گینزبورک است پیرامون زندگی یک دختر ساده روستایی است که در خانواده ای پر جمعیت زندگی می کند و مانند هر خانواده دیگری مشکلات خاص خود را دارد. دختری که در عین سادگی جاه طلبی های خود را دارد و به دنبال رسیدن به یک زندگی بهتر است او به دنبال رهایی از حصار محدودیت های جامعه روستایی و کوچ به جامعه ای بزرگتر و به دور از تمام محدودیت ها است. او به دنبال خوشبختی را در زندگی شهری است. جایی که رویای یک زندگی پر زرق و برق را در سر می پروراند. اما حقیقتا واقعیت و رویا با هم یکی هستند؟ آیا ارزش به آب و آتش زدن را دارد؟ پاسخ این سوالات تنها زمانی آشکار می شود که قهرمان داستان پا به محیط شهری می گذارد و همه چیز را خود تجربه می کند. اما اینکه ارزش این تجربه را دارد یا نه را با دنبال کردن این ماجرا از ابتدا تا انتها خواهید فهمید.
کتابی روان و ساده، دختریر روستایی در ایتالیا رابه تصویر می کشد که در خانواده نسبتا شلوغ که همراه پدر، مادر دو برادر و عمو زاده ایی که از کودکی با آن ها بزرگ شده زندگی می کند. وخواهر بزرگتری که ازدواج کرده و شوهرش از وضع مالی خوبی برخوردار است و همسرش خیلی بی پروا به او خیانت می کند. در یک چنین ملغمه ای که هیچ جیز به روشنی مشخص نیست او از همه دور تر به درون حقیقی خود است، عاشق است، بلند پرواز است زندگی خواهر خود را نمی پسندد. اما او را الگو قرار می دهد. حس شرمندگی دارد. با اینحال بی پروا عمل می کند،. در گذشته کتابی از خانم گلبو خوانده ام این دو کتاب را خیلی شبیه بهم دیدم. بنظرم حس سر گشتگی در نو جوانی و تصمیم آنی که می گیرند در میانسالی تبدیل به حسرت خواهد شد. با سپاس از همگی شما
به نظرم داستان خیلی روان بود. روابط خانوادگی یک دختر با خانواده اش و همینطور خام بودنش رو روایت می کنه جالبه وقتی اینجور کتابها رو میخونی و بعدش ی نگاه به افراد دور و برت می ندازی میبینی عیناً داره تکرار میشه انگار ی سری راه های مشخص توی زندگی وجود داره که هر کدومش رو آدمها مسیرش رو برن دقیقا به همون نقطه و تجربه ی مشابه میرسن. کاش آدمها از زندگی همدیگه درس میگرفتن اونوقت دیگه مسیرهای اشتباه همدیگه رو تکرار نمیکردن.
یکی از کتاب هایی که از شنیدنش اصلا خسته نشدم✨قلبممم برای نی نی رفت... کاش زودتر به عشقش اعتراف کرده بود... آدم ها تغییر نمیکنند، حتی اگه یک اتفاقی بیوفته که کل زندگی شون زیر رو بشه هم تغییر نمیکنن... دلم برای نی نی سوخت، دلم به حال بچه بی خبر از همه چیز سوخت... ولی خب فرهنگ ایتالیا همیشه همین بوده... ممنونم از کتابراه بابت پیشنهاد این کتاب خوب، ممنونم از رادیو گوشه و از راوی عزیز با روایتی فوق العاده ✨
کتاب «جادهی شهر» یه داستان ادبیه که زندگی سادهی یه دختر روستایی رو روایت میکنه که آرزو داره به شهر بره و زندگی متفاوتتری داشته باشه. خواندنش حس سفر و کنجکاوی برای چیزهای جدید رو در آدم زنده میکنه، چون شخصیت اصلی بین دنیای محدود خودش و دنیای بزرگتر شهر دو دل میمونه. با زبانی ساده و بیریا نوشته شده و به نظرم میتونه برای هر کسی که دلش میخواد درباره امید، تغییر و انتخابهای زندگی بخونه، تجربهی قابلتأملی باشه
اول دم بچه های کتابراه و رادیو گوشه گرم که با ارایه رایگان کتاب، مشوق کتابخونها میشن. کتاب روایی جاده شهر کتاب بسیار ساده و در عین حال عمیق و با داشتن چاشنی و صد البته خوانش حرفه ای سرکار خانم سهیلا گلستانی، شنونده رو تا پایان کتاب با خودش همراه می کنه. به نظر من شخصیت های داستان نماد نسلی تهی و سرگردان هستند که معنای زندگی را در ظاهر اون ترجمه می کنند.
کتاب عجیبی بود. منو به فکر فرو برد، درسته ی داستان بود که شاید یا خودتون بگید خب اینکه چیزی نداشت که.. روایت زندگی ی دختره که روزمره و اتفاق هایی که براش افتاده پیش می ره جلو. اما برام کمی غمگین بود. من خودم تو روستا زندگی می کنم و تا حدودی با دختره همدردم. اما مرگ کسی که دوستت داره. ی زندگی روال و کمی غمگین.. نمی دونم چی بگم.
بنظرمن کتاب جالب و متفاوتی بود. نویسنده مشخص نکرده بود داستان مربوط به چه دورانی هست ولی حدس میزنم برای دهه ۷۰ یا ۸۰ میلادی باشه. چون در اون دوران مردم خیلی به نظر و قضاوت بقیه اهمیت میدادن و حتی فرزاندان مخصوصا دختران خانواده قربانی این طرز فکر میشدن. باسپاس از برنامه محبوب من کتابراه که این کتاب رو رایگان دراختیارما قرار داد🙏
سلام، و درود. این هشتمین کتابیه که از نرم افزار کتابراه به صورت رایگان و پیشنهادی شنیدم، صدای گوینده خوب بود ولی در صعود و نشیب داستان بی روح بود. در کل عالی بود ولی به این داستان حس عجیبی داشتم. از همه میخوام مراقب دخترهای گلشون باشن. آهنگ های ابتدا و انتهای هر فصل نمایانگر وضعیت داستان فصل، خوب بود. ممنون. (🌷)
عاشقانهای از فرهنگ ایتالیا که تا کنون نخوانده بودم لطیف بود و مثل همیشه از فقر و ناتوانی زنان، به هرحال هر کشوری فرهنگی دارد که نمیتوان آن را قضاوت کرد ولی متأسفانه همیشه این فقر است که انسان را به نابودی میکشاند البته از نظر من، سپاس از خانم گلستانی عزیز که بسیار آرام و دلنشین این کتاب را روایت کردند.
کتاب خلاصه و جالبی از زندگی دختری که در یک خانواده تقریبا پرجمعیت و روستایی متولد شده است و بعد از اشنایی با پسری دکتر و پولدار صاحب فرزند میشود در این حد پسر دیگری که با این دختر از بچگی در خانوادهاش زندگی میکند عاشق او میشود و از غصهی اینکه دختر با اون ازدواج نکرده میمیرد
