به نظرم فضای شخصیتها کاملا شفاف سازی نشده بود و بیشتر کتاب در محور خیانت به همسر میچرخد.
نویسنده در این کتاب چه پولدار چه بی پول یک جور فضای خیانت رو عادی سازی میکند که در آخر به ضرر منتهی میشود.
راستش خیلی نتونستم با شخصیتها ارتباط بگیرم. به نظرم داستان خیلی قوی نبود. مخصوصا کاراکتر اصلی داستان خیلی شخصیت ضعیفی داشت. چند بار حین گوش دادن به داستان تصمیم گرفتم دیگه ادامهاش ندم.
یه کتاب که فقط وقتت و پر میکنه، هیچی بهت اضافه نمیکنه،
داستان یه دختر نوجوان دهاتی که نه هنری داره نه سوادی، عاشق زرق و برق شهر، با وجود گندی که میزنه شانس میاره و عروس یه خانوادهی پول دار شهری میشه
رمان توی خط داستان ضعیف بود و اتفاقات توی یک تک گویی درونی خیلی طولانی قرار داشت. و داستان خلاصه و کوتاهی بود که خاطراتی دختر روستایی رو بازگو میکرد و شخصیت جذابی هم نداشت که آدم مجذوبش بشه!
درود، خاطرات دختری هفده ساله رو روایت میکنه که با فراز و نشیبهای زیادی روبرو میشه، علی رغم همه بدبیاریها سعی میکنه مقاومت کنه و بجنگد. راوی خوانش روان و دلنشینی داشت. با سپاس از تیم کتابراه.
خوانش دلنشین کتاب تنها نکته ای بود که مرا به ادامه آن ترغیب کرد. داستانی بدون اغاز و پایان بندی واضح و جریان خاص روایتی از یک انحطاط فرهنگی و تربیتی و اجتماعی بود اما بدون نتیجه گیری!
انگار نویسنده حوصله توضیح دادن مکان و مردم و آب و هوا و شرح احساسات اضافی رو نداشته قشنگ معلومه حوصله نداشته و سریع رفته سر اصل مطلب. در کل کتابی بسیار ساده ولی قشنگ بود و ارزش شنیدن داشت
داستان عجیبی بود. بعد از پایان، حس عجیبی به آدم میده. اما غمگین تموم شد و از داستانهای غمگین متنفرم. هر چند خیلی وقتها، حقیقت زندگی هستند. تا حدودی آموزنده هم بود. در کل اعصاب خرد کن هست.
ممنون از کتابراه و گوینده که بسیار عالی و روان خواندن کتاب داستان یک دختر روستایی خامه که آرزوی شهر رو داره و کارهایی که می کنه و سختی های که میبینه و احساساتش جلو می ره خوب بود ممنون
کتابی نبود که بخوام به کسی پیشنهادش بدم. یه داستان کلیشه ی دیگه از فقر و بدبختی و جهالت و تنها مزیتش گویندگی سهیلا گلستانی بود. توصیه نمیشه. هیچ چیزی برای اضافه کردن بهتون نداره
داستان دلنشینی بود هپی اند هم تموم شد دختره با اینکه مسیر اشتباهی رفت آخرش زن آقای دکتر شد تو شهر زندگی کرد و خدمتکار داشت ما اینهمه درس خوندیم حالا باید تو خونه بشوریم بپذیم😂
زندگی همینقدر ساده است، بیخودی پیچیدهاش میکنیم، کتاب جاده شهر نقل یک زندگی ساده از هزاران هزار زندگی مشابهی است که همهی ما لا اقل یک نمونه از آن را به عینه دیده ایم
بیشتر شبیه داستان ایرانی بود. صدای گوینده رو دوست داشتم ولی داستان واقعا اعصاب خردکن بود و اتفاق خوشحال کننده ای نیوفتاد. یه خانواده سمی که همشون ناسالم بودن و افکار ناسالم داشتن!
کتاب بدی نبود در مورد دختر روستای که با پسری وارد رابطه میشه و باهم ازدواج میکنند بعد میفهمه عاشق پسر دیگری بوده که الان اون مرده چیز خاصی نداشت فقط برای سرگرمی بد نیست
داستان دختر جوانی که در بدو زندگیاش به عمق زندگی فرو میرود و ناخواسته مجبور به ادامه دادن است بخاطر عرف خانواده، جامعه و... داستان خیلی از ما همینطور هست...
سطحی و معمولی بود به نظرم ارزش گوش کردن نداشت چه برسد زمان برای مطالعه و از طرفی نویسنده از چند رومان به نظرم چیزهایی رو برای خودش برداشته بود و داستان سازی فیک داشت
کتاب بسیار سرگرم کننده، روان و ساده و دلنشینی بود، من که دوست داشتم، صدای گوینده هم روان و عالی بود از اون صداها نبود که آدم رو خسته کنه، ممنون از کتابراه
کتاب قشنگی بودمن خوشم اومد. روایت ساده و روانی داشت و گوینده خیلی زیبا خوانده بود. ممنون از کتابراه عزیز بابت کتابهای رایگان آخر هفته، واقعا عالیه این هدیهها ممنونم
به استثنای صدای گرم و دلنشین راوی خانم گلستانی داستان جالبی نبود مخصوصا اینکه پایان داستان خیلی ناگهانی تموم شد و کلا از داستان چیزی دستگیرم نشد خیلی ضعیف بود
بیان واقعیت تلخ زندگی به بهترین شکل و کمترین حاشیه و زیاده گویی رو شنیدم. که زندگی هیچ چیزش نه از روی عدالت هست نه قابل پیش بینی و اینکه هر چه کم هنرتر بهتر.
انگار چه بخواهیم چه نخواهیم ژن پدر ومادرها در افراد کار خودش رو میکنه دختر قصه همانطور که فکر میکنه دوست داشته نمیشه خودش همین حس رو به دیگران القا میکنه
نویسنده در این کتاب چه پولدار چه بی پول یک جور فضای خیانت رو عادی سازی میکند که در آخر به ضرر منتهی میشود.